جامعهشناسی آگاهی اجتماعی در ایران
رحیم زایرکعبه- دکترای جامعهشناسی
فصلنامه غروب، سال 3، شماره 9، بهار 1397
چکیده
این نوشته شامل سه سوال اساسی میباشد. سوال اول درباره چیستی آگاهی اجتماعی هست که ابتدا به دو نوع آگاهی ایدئولوژیک و راستین تقسیم میشود. سپس آگاهی اجتماعی راستین به دو نوع رهاییبخش و شكوفاييبخش تفکیک میگردد. سوال دوم مربوط به نوعشناسی آگاهیهای اجتماعی در جامعه ایران میباشد که طبق استدلال این نوشته، دو نوع از آن یعنی آگاهی ایدئولوژیک و رهاييبخش وجود دارند که حاکی از باورها، ارزشها، اهداف و منافع دو گروه رقیب در جامعه ایران هستند و از دو منبع خارجی و داخلی نشات میگیرند. سوال سوم مربوط به علل اهمیت بیشتر آگاهي اجتماعي رهاييبخش نزد افکار عمومی در ایران است که برای آن، دو دلیل استدلال شده است که عبارتند از: وجود رسانههای ارتباطی و اطلاعاتی غیررسمی و برخی تغییرات اجتماعی.
مقدمه
جای تعجب زیادی ندارد که در جامعهمان هر از چند گاهی خبر جدیدی درباره اختلاس ميلياردي در یک سازمان دولتی يا خبر بورسيههاي غيرقانوني را بشنویم یا فیش حقوقی مسئولی را با رقم نجومی در تلگرام مشاهده کنیم يا از عدم پرداخت ماليات توسط برخي نهادها و بنيادها باخبر شويم یا فساد اخلاقی مسئولی را در شبکه ماهوارهای ببینیم. اگر در همه این رویدادها و وقایع به دقت نگاه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که همه آنها صفت «حکومتی بودن» را با خود یدک میکشند. به این معنی که اختلاس و فیش حقوق نجومی در یک سازمان حکومتی رخ داده است و یا فساد اخلاقی توسط یکی از مسئولین حکومتی انجام گرفته است. بر این اساس، ناخواسته این سوال در اذهان مطرح میشود که ساختار حکومت چه مشکلی دارد که چنین معضلاتی را بازتولید میکند؟ در جواب به این سوال میتوان به عوامل مختلفی اشاره کرد، اما مهمترین عامل را میتوان تراکم ثروت، قدرت و دانش دانست که در اختیار حکومت قرار دارد؛ زیرا باعث میشود که افراد به محض دستیابی به این منابع و امکانات عظیم حکومتی به سوءاستفاده از آنها مبادرت ورزند. از طرف دیگر نبود منابع و پایگاههای خبری و اطلاعاتی مستقل از حکومت باعث میشود که اخبار و اطلاعات صحیح در دسترس افکار عمومی قرار نگیرد. در حالی که با آگاهي اجتماعي، حساسیتی در افکار عمومی ایجاد میشود که میتواند نوعی نظارت عمومی بر اعمال غیرقانونی را به وجود آورده، مسئولین حکومتی را به پاسخگویی ملزم سازد. با تحقق آگاهي اجتماعي، حکومت به عقبنشینی از مواضع نادرستش وادار میشود؛ تصمیمات و اقدامات حکومت شفاف میگردد؛ فسادهای اقتصادی و سیاسی برچیده میشود؛ توسعه سیاسی و اقتصادی و عدالت اجتماعی برقرار میگردد؛ دامنه آزدایهای اجتماعی فراختر میشود؛ مشارکت مردم در صحنه اجتماعی و سیاسی رقم میخورد؛ کمپینهای اعتراضی علیه بیعدالتیها، سازماندهی و راهاندازی میگردد؛ اصل امر به معروف و نهی از منکر در کنترل اعمال و رفتارهای سیاستمداران(نه صرفا مردم عادی) محقق میشود. چرا که سیاستمداران به دلیل دارا بودن قدرت، بیشتر در معرض سوء استفاده از قدرت هستند. با توجه به آنچه بیان شد این نوشته در پی یافتن پاسخ به سه سوال اساسی زیر هست: اولا آگاهی اجتماعی چیست؟ ثانیا چه نوع آگاهی اجتماعی در جامعه ایران وجود دارد؟ ثالثا چرا آگاهی رهاييبخش در بين افكار عمومي در جامعه ایران از اهمیت و وزن بيشتري برخوردار است؟»
آگاهی اجتماعی چیست؟
آگاهی را شاید در وهله نخست بتوان شناخت و اطلاع از خبری، جریانی و یا امری دانست. اما چنین تعریفی از آگاهی صرفا معنای لغوی آن را در برداشته و چیزی درباره حوزه مفهومی آن بیان نمیکند. برای تعریف آگاهی ابتدا باید انواع آن را شناخت تا با شناسایی انواع آن، تعریف دقیقی از آن ارایه کرد.
1. آگاهی اجتماعی کاذب یا ایدئولوژیک: عبارتست از آن نوع آگاهی که در راستای توجیه منافع بالقوه یا بالفعل عدهای از افراد جامعه میباشد و حامیان آن از دیگران انتظار دارند، این گونه آگاهی را بیچون و چرا و بدون نقد بپذیرند.
2. آگاهی اجتماعی راستین: عبارتست از آن نوع آگاهی که در راستای شکوفا ساختن خواستها، منافع و علایق عموم افراد جامعه (نه عدهای خاص) میباشد. برای رسیدن به این نوع آگاهی، اخبار و اطلاعات مورد درک انتقادی قرار گرفته، روابط بین پدیدهها فهم شده و نهایتا درباره پدیده مورد نظر، نمونهسازی و یا روند تاریخی خاصی کشف میگردد. منظور از «درک انتقادی»، نقد و تحلیل اخبار و اطلاعات مربوط به مسایل و جریانات اجتماعی است. مراد از «فهم روابط» نیز پی بردن به روابط بین وقایع از راه پردازش منطقی و روشمند اخبار و اطلاعات خام است. «نمونهسازی» نیز به سنخسازیهای مورد نظر شوتز[1] اشاره دارد که معتقد بود شناسایی هسته بنیادین پدیدهها از راه سنخسازیها و نمونهسازیها حاصل میشود(ریتزر، 1374: 341). نهایتا منظور از «کشف روند تاریخی جامعه»، دقت در وقایع و پدیدههای اجتماعی کنونی و مقایسه آنها با وقایع گذشته و همچنین با وقایع جوامع دیگر است تا از این طریق، جریان مستمر وقایع و نیز لحظات گسست آن وقایع در روند تاریخی کشف گردد. به قول هابرماس[2] باید درک تاریخی داشت تا تاریخ را ساخت (کسل، 1393: 467). چراکه درک تاریخی داشتن و آگاه بودن از گذشته موجب ساخت آینده موفق میشود(کیویستو، 1385: 218). با توجه به تعریف آگاهی اجتماعی راستین، میتوان آن را به دو نوع تقسیم کرد:
1-2. آگاهی اجتماعی«رهاییبخش»: هدف این نوع آگاهی، رهایی یافتن از آگاهی کاذب و نفی آن است و به همین جهت نیز ماهیت سلبی دارد. یعنی این نوع آگاهی در پی نفی و برملا کردن اخبار و اطلاعات کاذب است. این آگاهی در پی تغییر وضعیت موجود بوده، اما درباره وضعیت مطلوب، آگاهی چندانی ندارد.
2-2. آگاهی اجتماعی«شکوفاییبخش»: هدف این نوع آگاهی، صرفا رها شدن از آگاهی کاذب نیست، بلکه فراتر از آن، شکوفا ساختن استعدادهای درونی انسانها برای رسیدن به حقیقت اصیل است. حقیقتی که فارغ از علایق طبقاتی، جنسی، نژادی و مناسبات قدرت وجود دارد. این نوع آگاهی، ماهیت ایجابی داشته و در پی تحقق بخشیدن آرمانهای والای بشری است. این نوع آگاهی نه تنها در پی تغییر وضعیت موجود بوده، بلکه در پی استقرار ایدهآلهایی از وضعیت مطلوب است که طبق توصیه گیدنز[3] باید با واقعگرایی آرمانی، آنها را محقق ساخت(کسل،1383: 461).
هر یک از آگاهیهای فوق با نوع خاصی از جامعه، رابطه دیالکتیکی دارند. به این معنی که اگر جوامع را به دو دسته کلی یعنی جوامع استبدادی و دمکراتیک تقسیمبندی کنیم؛ هر یک از آن آگاهیها، نوع خاصی از جوامع را بازتولید میکنند و برعکس، نوع جامعه نیز نوع آگاهی اجتماعی را تعیین می کند. چنانکه در جوامع استبدادی، آگاهی کاذب به منظور ایجاد و حفظ منافع طبقه حاکم در جامعه بازتولید میشود؛ در حالی که در جوامع دمکراتیک، آگاهی راستین و به تعبیر درستتر آگاهی غیرایدئولوژیک به منظور کنترل اعمال و اقدامات حکومت شکل میگیرد. شاید در اینجا این سوال مطرح شود که چرا در جوامع دمکراتیک، آگاهی ایدئولوژیک و کاذب بازتولید نمیشود؛ اما در جوامع استبدادی، بازتولید میشود؟ در این باره میتوان به عوامل مختلفی اشاره کرد، اما مهمترین عاملی که مانع بازتولید آگاهی ایدئولوژیک و کاذب در جوامع دمکراتیک میشود، وجود رسانههای اطلاعاتی و ارتباطی متعدد و مستقل از حکومت هستند. رسانههایی چون تلویزیون، شبکههای ماهوارهای، سایتهای اینترنتی، شبکههای اجتماعی مجازی و... که فارغ از دخالت حکومت و به صورت خصوصی و آزادانه به تولید اخبار و اطلاعات میپردازند. این اخبار و اطلاعات متکثر و فارغ از دخالت حکومتی موجب میشوند که: اولا افراد در مورد یک واقعه، اخبار و اطلاعات رسانههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کرده و از بین آنها، درستترین خبر را برگزینند و یا با کنار هم قرار دادن خبرهای مختلف از یک واقعیت، حقیقت ممکن در آن زمینه را کشف نمایند. ثانیا فعالیت آزادانه و رقابتی رسانههای اطلاعاتی و ارتباطی مختلف موجب میشود که انعکاس اخبار و اطلاعات در انحصار هیچ رسانهای درنیامده و با گردش آزاد اطلاعات، امکان کلیشهای و ایدئولوژیک شدن اخبار و اطلاعات، ممکن نگردد.
در حالی که در جوامع استبدادی، هر چند رسانههای اطلاعاتی و ارتباطی به ظاهر متعدد و متکثر وجود دارند؛ اما در واقع هیچ یک از آنها آزاد و مستقل از حکومت نیستند. لذا وابستگی رسانههای اطلاعاتی و ارتباطی به حکومت باعث میگردد که همه آنها به تولید و انعکاس اخبار و اطلاعاتی بپردازند که در راستای سیاستهای حکومت و یا در جهت توجیه اقدامات آن باشند. به این ترتیب این رسانههای اطلاعاتی و ارتباطی «نه به مانند پلی ارتباطی بلکه همچون جادهای یک طرفه»(عبداللهی، 25/6/96) آگاهی ایدئولوژیک را با هدف القای اندیشهها و ارزشهایی خاص به افراد جامعه انتقال میدهند. این گونه از آگاهی مانند اکسیژنی هست که حکومت استبدادی و اقتدارگرا از طریق آن زنده مانده و به حیات خود ادامه میدهد. اما در دنیای معاصر که عصر اطلاعات نامیده میشود، ناآگاهی نه یک جبر یا سرنوشتی محتوم بلکه یک انتخاب است. چرا که ابزارها و رسانههایی که مردم یک جامعه از طریق آن میتوانند خواستها و اعتراضات خود را به گوش سیاستمداران برسانند، به صورت نسبتا آسان و سریع در دسترسی عموم افراد قرار دارد.
با توجه به مطالبی که بیان گردید، برای رسیدن به جامعهای دموکراتیک، لازم نیست همه مردم جامعه آگاه باشند، چرا که افراد ناآگاه حتی در جوامع دموکراتیک نیز وجود دارند. بلکه مهمترین عنصری که امکان و بقای جامعه دموکراتیک را تضمین میکند نه آگاهی همه مردم جامعه، بلکه وجود فضای آزادی هست که به وسیله آن، افراد جامعه بتوانند با مقایسه نظرات، افکار و دیدگاههای مختلف و متعارض، حقیقت و آگاهی اجتماعی راستین را کشف سازند. چرا که به قول نلسون ماندلا، حقیقت مانند شیری است که نیازی به دفاع از آن نیست، بلکه اگر آزادش بگذارند؛ خودش از خودش دفاع خواهد کرد. آگاهی اجتماعی چیزی نیست که یک باره و برای همیشه به وجود آید، بلکه امر مستمر و مداومی هست که در فضای آزادانه بحث، گفتگو، مناظره و مشاجره، بازتولید میشود. شاید به تشبیه بتوان گفت که آگاهی اجتماعی همچون غذایی است که افراد باید هر روزه آن را مصرف کنند و نهادهایی باشند که به طور آزادانه و رقابتی، غذای آگاهی اجتماعی را تولید کنند. البته در این میان نباید اراده افراد را در رسیدن به حقیقت و کشف آگاهی راستین از نظر دور داشت. چنانکه به قول هوسرل[4]، آگاهی امری نیتمندانه و قصدمندانه است. یعنی هر وقت قصد چیزی را میکنیم به آگاهی دست مییابیم. به این معنی که آگاهی زمانی حاصل میشود که افراد رویکرد طبیعی و روزمره خود را در پرانتز گذاشته یا آن را کنار بگذارند تا بتوانند به ماهیت حقیقی پدیدهها دست یابند(ریتزر، 1374: 329-327).
آگاهی اجتماعی در ایران امروزی
با روشن شدن فضای مفهومی آگاهی اجتماعی، نوبت به طرح سوال دوم میرسد مبنی بر این که: «چه نوع آگاهی اجتماعی در جامعه ایران وجود دارد؟» قبل از پاسخ به اين سوال باید به دو نكته توجه داشت: اولا اين که پاسخ این سوال را نباید به طور مطلق و به صورت «بود و نبود» تصور کرد، بلکه باید بر مبنای منطق فازی[5] و به صورت طیفی نگریست. ثانيا لازم هست ابتدا توصيف دقيقي از ابعاد و ويژگيهاي جامعه ايران ارايه كرد تا بتوان به سوال مذكور جواب دقيق داد.
جامعه ايران را میتوان در چهار بعد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مورد توصيف قرار داد. در هر يك از ابعاد مذكور، دو وجه خود را نشان میدهند كه در دو سر طيف قرار گرفتهاند. چنانکه در بعد اجتماعي، وجه جامعه تودهاي در يك سر طيف و وجه جامعه مدني در سر ديگر آن قرار گرفته است. جامعه ايران از اول انقلاب اسلامي به تدريج از وضعيت جامعه تودهاي فاصله گرفته و به جامعه مدني نزديكتر شده است. به نظر دکتر بشیریه از سالهای83-1376به بعد جامعه مدنی منفعل در ایران شکل گرفته است که با شکاف میان کردارهای عمومی و ایدئولوژی رسمی مشخص میشود که در برخی از فرصتهای سیاسی چون انتخابات با مشارکت مدنی گروههای خودجوش و سازمانیافته جامعه همراه میشود که موجب گفتمان توسعه سیاسی و گذار به دمکراسی در سطح حکومتی گردیده است(بشیریه، 1385).
در بعد فرهنگي نيز جامعه ايران از وضعيت سنتي دور شده و به وضعيت مدرن در حال حركت است. هر چند كه به نظر برخي صاحبنظران چون دکتر جلاييپور، جامعه ايران، جامعه مدرن بدقواره یا کژمدرن است. وی ویژگیهای جامعه مدرن بدقواره ایرانی را در چهار ویژگی کلی توصیف میکند: 1. بدقوارگیهاي بيروني (اندازة زیاد سازمانهاي دولتی، حاشيهنشيني در شهرهاي بزرگ، سهم کم مناطق قومي از مدرنیزاسیون، نرمال نبودن وضعيت طبقاتي، نابرابري جنسيتي)؛ 2. بدقوارگیهاي دروني(غالب نبودن روابط مدني در عرصه عمومي، فرسايش سرمايه اجتماعي، ستيز گفتماني در عرصه عمومي، بيتوجهي به ايرانيت، خودشيفتگي وخيم برخی سياستمداران) 3. عدم تناسب در اقتباس از سنت و مدرنیته 4. بدقوارگی در كنشهاي جمعي(جلایی پور، 1389).
جامعه ايران در بعد اقتصادي نیز هر چند تلاش دارد به سوی اقتصاد ليبرالي رهسپار گردد؛ اما قادر نیست خود را از چنبره اقتصاد بسته دولتي رها سازد. چنانكه تاكيد بر اصل 44 قانون اساسي مبني بر توسعه خصوصيسازي اقتصادی و میدان دادن به افراد جامعه در مقابل دولت و يا برونسپاري بسیاری از خدمات دولتی به بخش خصوصي در دولت یازدهم و دوازدهم در همين راستاست. اما چنین اقداماتی تا به حال نتیجه چندانی نداشته و گویی بیشتر به خالی کردن آب پشت سد از طریق لیوان شباهت دارد. چنانکه خصوصیسازی به خصولتیسازی (ارگانها و شرکتهایی که ظاهرا خصوصی ولی در باطن وابسته دولت هستند) انجامیده است.
در بعد سياسي نيز جامعه ايران از نظام سياسي ایدئولوژیک اقتدارطلب به سوي نظام سياسي دموكراتيك در حال گذار هست. چنانکه بشیریه(1385) در کتاب «دیباچهای بر جامعهشناسی سیاسی ایران دوره جمهوری اسلامی» در پنج گفتار به جامعهشناسی سیاسی دولتهای دوره جمهوری اسلامی ایران تا اواخر دولت خاتمی پرداخته است. وی در در گفتار پنجم این کتاب با عنوان زمینههای جامعهشناختی تحول در دولت ایدئولوژیک از 1376 به بعد از سه زمینه یاد کرده است که موجب گفتمان توسعه سیاسی و گذار به دمکراسی در سطح حکومتی فراهم ساخته است. آن زمینهها عبارتند از زمینه اجتماعی: نیروی طبقه متوسط جدید و خواستههای سیاسی آن، زمینه سیاسی: سازمانها و احزاب سیاسی جدید و زمینه فکری: کثرتگرایی عقیدتی و ارزشی و مساله آمیزش دین و سیاست یاد کرده است که. وی نهایتا به تاثیر فرایند جهانی شدن بر موقعیت ایران پرداخته است.
چنانكه ملاحظه مي گردد در هر يك از ابعاد مورد نظر دو وجه در دو سر طيف روي در روي هم قرار گرفتهاند. اين وجوه در واقع حاكي از وجود دو گروه رقیب در جامعه ايران هستند که در تحقق وجوه مورد نظر خود به مبارزه و منازعه میپردازند. همین منازعات بین گروههای رقیب موجب شکلگیری آگاهیهای اجتماعی خاصی در جامعه میشوند. البته آگاهیهای اجتماعی مذکور به طور دیالکتیکی و دوطرفه موجب تعیین شکل و محتوای جامعه نیز میشوند. این رابطه دوطرفه بین نوع جامعه با نوع آگاهی اجتماعی از دو منبع خارجی و داخلی ناشي میشود که به شرح زیر می توان بیان کرد:
نخستين منبع مربوط به فرايند جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات میشود كه خود ناشي از رسانهها و ابزار اطلاعاتي و ارتباطي ميباشد كه شامل ابزارهايي چون كانالهاي ماهوارهاي، اينترنت با امكاناتي چون وبلاگها، سايتها، فضاهاي اجتماعي مجازي چون توييتر و فيس بوك و همچنين پيامرسانهاي موبايلي چون واتسآپ، تانگو و خصوصا تلگرام در ايران. برخلاف رسانههاي نسل قبلی چون تلويزيون كه پيام به صورت يك طرفه و از فرستنده فعال به گيرنده منفعل انتقال پیدا میکرد؛ در رسانههاي جديد چون تلگرام پيام به صورت تعاملي و دوطرفه انجام میگیرد. يعني كاربران به صورت فعال ميتوانند اخبار را به صورت دوطرفه مورد تحليل، تفسير و بازانديشي قرار دهند و نظر مثبت يا منفي خود را درباره آن اظهار كنند و يا اينكه خودشان، اخبار و اطلاعات جديدي را توليد كنند. همچنين رسانههاي جديد اين قابليت را دارند كه به صورت ارزان و سريع در اختيار مصرف كنندگان آن قرار گيرند. ويژگيهاي ذكر شده براي رسانههاي جديد باعث میشود آن گروههايي كه منابع و امكاناتي را تصاحب نمودهاند به پاسخگويي و شفافيت در عملكرد فراخوانده شده و به چالش كشيده شوند. به چالش كشيدن منافع و منابع گروههای دارای قدرت و ثروت از طريق رسانههاي جديد موجب خدشهدار شدن آگاهي ايدئولوژيك میشود كه گروههای مذکور در پي تلقين و تبلیغ آن به افكار عمومي هستند؛ از طرف ديگر نوعي آگاهي رهاييبخش توليد ميگردد كه به دنبال ساختارشكني از سلطه و هژموني آگاهي ايدئولوژيك است.
دومين منبع تاثيرگذار بر شکلگیری و تقویت آگاهي اجتماعي، مبارزه و منازعه بين گروههاي رقیب در داخل جامعه ایران هست كه خواهان استقرار اهداف و منافع خود در قالب باورها و ارزشهاي اجتماعي هستند. گروههای مذکور را ميتوان در ابعاد چهارگانه تحت عناوين زير ياد كرد: حاميان جامعه توده اي در مقابل فعالان جامعه مدني؛ مبلغين فرهنگ سنتي در مقابل روشنفكران فرهنگ مدرن؛ بازاريان طرفدار اقتصاد ليبرالي در مقابل سرمايهداران اقتصاد دولتي و نهايتا احزاب محافظهكار در مقابل احزاب اصلاحطلب. اين گروهها به طور مستقيم و غيرمستقيم در راه استقرار باروها، ارزشها و هنجارهاي خود كه به نوعي بيانگر منافع و مصالح آنهاست در حال مبارزه و منازعه هستند. گروههاي مذکور برای رسیدن به اهداف و منافع خود دست به ایجاد و تبلیغ آگاهی اجتماعی خاصی میزنند. چنانکه گروههايي که حامي جامعه توده اي، مبلغ فرهنگ سنتي، سرمايهدار اقتصاد دولتي و جزو احزاب محافظهكار هستند، سعی دارند نوعی آگاهی ایدئولوژیک را ترویج و تبلغ کنند تا توجیهگر اهداف و منافع آنان باشد. در مقابل، گروههايي که فعال جامعه مدني، روشنفکر فرهنگ مدرن، طرفدار اقتصاد لیبرالی و جزو احزاب اصلاحطلب هستند، تلاش میکنند با موضعگیری در مقابل آگاهی ایدئولوژیک گروه رقیب، آن را به چالش کشیده و اهداف و منافع نهفته در پشت آن را برملا سازند و از طریق همین افشاسازی، نوعی گفتمان مقاومت و آگاهی رهاییبخش به وجود آورند که بتواند سلطه آگاهی کاذب و ایدئولوژیک را ساختارشکنی کند.
با توجه به آنچه بیان شد در جامعه ايران دو نوع آگاهي اجتماعي كه حكايت از دو گروه اجتماعي رقیب دارد، در حال عرض اندام به يكديگر هستند كه در یک طرف آن، آگاهی ایدئولوژیک و در طرف دیگر آن، آگاهی رهاييبخش قرار گرفته است. شايد در اينجا اين سوال مطرح شود كه از بین دو آگاهی اجتماعی مذکور، كدام يك در بين افكار عمومي دست بالا را داشته و وزن بيشتري را به خود اختصاص ميدهد؟ در جواب بايد گفت آگاهي اجتماعي رهاييبخش در جامعه ايراننزد افكار عمومي از وزن و اهمیت بيشتري برخوردار است. بنابراین سوال سوم به این صورت مطرح میشود که: «چرا آگاهی رهاييبخش در بين افكار عمومي در جامعه ایران از اهمیت و وزن بيشتري برخوردار است؟» برای اثبات این ادعا به دو دلیل استناد میشود که به شرح زیر میتوان توضیح داد:
1. رسانههای ارتباطی و اطلاعاتی در کشور را میتوان به دو نوع یعنی رسانههای رسمی و غیررسمی تقسیمبندی کرد. رسانههای ارتباطی و اطلاعاتی که به طور رسمی در کشور مشغول فعالیت هستند، همه حکومتی یا تحت نظارت حکومت میباشند. برای مثال صدا و سیما، وسیعترین رسانه ارتباطی و اطلاعاتی رسمی، رسانهای کاملا حکومتی در کشور میباشد. اما در کنار این رسانههای حکومتی، رسانههای دیگری نیز به طور غیررسمی مشغول فعالیت هستند که برای نمونه میتوان به پیامرسان تلگرام، توییتر، اینستاگرام، سایتهای اینترنتی، شبکههای ماهوارهای و... اشاره کرد. این رسانههای جدید، فضایی باز، چندذهنی و متکثر و به عبارتی دیگر فضای پُستمدرنی خلق کردهاند که افراد مختلف میتوانند از طریق آنها، هویتها، آرمانها، عقاید و منافع مختلف خود را به نمایش بگذارند. به این ترتیب انحصارطلبیها، فراروایتها و روایتهای کلان حاکم، ساختارشکنی شده و از آنها اسطورهزدایی میگردد. در اين ميان نقش پیامرسان تلگرام در ایران منحصر به فرد است. علت آن نیز امكان تشكيل كانال و گروههاي بزرگ و نيز سادگي استفاده و بالاخره دسترسي راحت به آن هست كه كل فضاي رسانهاي را در ايران متحول كرد(عبدی، اسفند 96). تلگرام در ایران صرفا یک پیامرسان موبایلی نیست و به مهمترین محمل ارتباطات خانوادگی، دوستانه و همکارانه ایرانیان، وسیعترین پلتفورم انواع شبکههای دوستی و کاری و بزرگترین محمل گفتگو و تغذیه خبری و فرهنگی تبدیل شده است. در مدت کوتاه فیلتر شدن تلگرام در جریان اعتراضات دی ماه ۹۶، بیش از سی میلیون ویپیان[6] روی گوشیهای ایرانیان نصب شد و به این ترتیب افزایش تصاعدي و حتي لگاريتمي استفاده از تلگرام رقم زد(جلائیپور،12/10/96). اگر قبلا صداوسيما و تا حدي مطبوعات بودند كه رویدادها و اتفاقات را معنا ميكردند، اكنون اين اتفاقات به وسيله مردم و از طريق شبكههای اجتماعی مجازی تفسير و معنا ميشوند. شبكههای اجتماعی مجازی نه تنها به نیازهای افراد پاسخ میدهند، بلکه گاهی نیازهای جدیدی را نیز خلق میکنند. البته این تحول در کشورمان بیش از آنکه ناشی از اعتقاد به سیاست رسانهای جدید و آزادی بیان باشد، ناشی از ناتوانی در بستن راههای ارتباطی جدید است (عبدی، ۱۹/9/۹۶).
میزان اعتماد عمومی افراد جامعه نسبت به این دو نوع رسانه، متفاوت هست. به این معنی که در کل، میتوان گفت میزان اعتماد عمومی نسبت به اخبار و اطلاعات رسانههای ارتباطی رسمی در داخل کشور خصوصا در مسایل حساس، بسیار پایین بوده و افراد جامعه چندان اعتمادی به این گونه رسانهها ندارند. چنانکه بررسی میدانی از پاسخدهندگان دارای ماهواره در تهران در سال 1391 نشان میدهد که میزان رضایت پاسخدهندگان از جذابیتهای محتوایی شبکههای ماهوارهای در شاخصهای صحت اخبار، سرعت انتشار، شفافیت، بیطرفی، استفاده کم از سانسور، پرداختن به موضوعات مورد علاقه و نیاز مخاطبان، پرهیز از سکوت خبری، استفاده از تصاویر خبری و استفاده از دیدگاه کارشناسان، نسبت به اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران بیشتر بوده و اخبار شبکههای ماهوارهای به عنوان منبع کسب خبر برایشان در اولویت قرار داشته است(نصراللهی و درفشه، 1392: 28). از این رو بسیاری از مواقع، تلاش رسانههای داخلی فقط صرف خنثی کردن و یا پاسخگویی به ادعاها و مدارکی میشود که از سوی رسانههای ارتباطی غیررسمی منتشر میگردد.
از طرف دیگر اقبال عمومی به رسانههای ارتباطی غیررسمی، بیشتر است. چنانکه برای مثال تعداد کاربران 45 میلیونی تلگرام در کشور نشان دهنده این امر است. همچنین خانوارهای دارای دسترسی به اينترنت در محل سكونت در سال 1394ه.ش در کشور 5/55% بوده است(سالنامه آماری کشور، 1394: 505). اما لازم به ذکر هست که رسمی نبودن منابع خبری و اطلاعاتی غیررسمی باعث میشود که افراد جامعه نتوانند اخبار و اطلاعات آنها را به راحتی از طریق بحث و گفتگو برای دیگر افراد جامعه بازگو کرده و بر سر آنها توافق نسبی و نوعی آگاهی اجتماعی ایجاد گردد. لذا آگاهی در سطح فردی راکد شده و از تسری به جامعه باز میماند. اما با وجود این، رقابت بین رسانههای ارتباطی رسمی و غیررسمی موجب پدید آمدن آگاهی راستین در جامعه گردیده، انتقال آگاهی ایدئولوژیک را جز در موارد اندک و برای عدهای معدود، ممکن نمیسازد. این نکته نیز لازم به ذکر است که رسانههای ارتباطی و اطلاعاتی رسمی چون صدا و سیما، رسانههایی یک طرفه محسوب میشوند که گاهی اطلاعات و اخبار تحت عنوان حقایق به صورت یک طرفه به افراد جامعه القاء و گاه تحمیل میشوند؛ در حالی که رسانههای ارتباطی غیررسمی چون تلگرام و توییتر، رسانههایی دوطرفه هستند که افراد از طریق آنها و طی تعامل با یکدیگر حقیقت را کشف مینمایند یا به تفسیر و رمزگشایی اطلاعات ایدئولوژیک و نادرست میپردازند.
2. برخی تغییرات اجتماعی بر کمیت و کیفیت آگاهی افراد جامعه تاثیر میگذارند. به این معنی که برخی متغیرهای جامعه ایران در چند دهه اخیر دچار تغییرات جدی شدهاند که از آن میان میتوان به افزایش متغیرهای باسوادی، شهرنشینی، پوشش رسانهای و گسترش طبقه متوسط اشاره کرد. برای مثال در سال 1395 میزان باسوادی جمعیت 6 سال به بالاتر به میزان 6/87% و میزان شهرنشینی به میزان 74% بوده است(مرکز آمار ایران، 1395: 8 و31). در سال 1394 نیز پوشش جمعیت 6 ساله و بیشتر دارای تلفن همراه به میزان 9/77% و در همین سال، تعداد خطوط پرسرعت اینترنت کل کشور به میزان 8,825,105 بوده است (سالنامه آماری کشور، 1394 :499). این تغییرات اجتماعی موجب گردیده آگاهی ایدئوژیک به طور بالفعل نتواند به راحتی و به صورت کم هزینه، مورد پذیرش بدنه اجتماعی قرار گیرد، در نتیجه به طور بالقوه، امکان ظهور آگاهی راستین بیشتر میگردد. چراکه فراگرد آگاهی و معرفت به قول مانهایم[7] طبق قوانین درون ذاتیاش تحول نمییابد، بلکه همه افکار و حتی خود حقایق به موقعیت تاریخی آنها ارتباط دارند و تحتتأثیر این موقعیتها ساخته و پرداخته میشوند (کوزر، 1385: 566).
خلاصه کلام این که آگاهي اجتماعي در ایران بیشتر از نوع آگاهي اجتماعي راستین هست، اما نه از نوع آگاهي اجتماعي شكوفاييبخش بلکه بیشتر از نوع آگاهي اجتماعي رهاييبخش میباشد. آگاهیی که بر اساس آن اخبار و اطلاعات نادرست و ایدئولوژیک مورد پذیرش عموم افراد جامعه قرار نمیگیرد و افراد با توسل به منابع خبری و اطلاعاتی غیررسمی آن اطلاعات ایدئولوژیک را رد میکنند و تمام همتشان افشا کردن و برملا ساختن اطلاعات و ارزشهای ایدئولوژیک است. لذا این نوع آگاهی بیشتر در صدد نفی ارزشها و اطلاعات ایدئولوژیک بوده و به همین جهت ماهیت سلبی و مقاومتی دارد. به قول تایسون[8] آگاهی اجتماعی همچون واکسنی، ما را در برابر اخبار جعلی، مبالغهها، دروغگوییها، شخصیتپرستی حفاظت میکند. اما از سوی دیگر آگاهی شکوفاییبخش نیز به وجود نیامده که قادر به شکوفا کردن استعدادهای بالقوه افراد برای استقرار ارزشهای والای انسانی باشد.
نتیجهگیری
نوشته حاضر دارای سه سوال اساسی بود. در نتیجهگیری از سوال اول مبنی بر چیستی آگاهی اجتماعی باید گفت آگاهی اجتماعی به لحاظ زمانی، جریانی بلندمدت؛ به لحاظ شیوه تغییر، فرایندی تدریجی و به لحاظ عامل تغییر، امری اجتماعی و مبتی بر وجود آزادی است. در نتیجهگیری از سوال دوم مبنی بر نوعشناسی آگاهی اجتماعی در ایران نیز باید گفت که آگاهي اجتماعي در ایران در دو نوع آگاهی ایدئولوژیک و رهاییبخش خود را نشان میدهد که حاکی از باورها، اهداف و منافع دو گروه رقیب در جامعه ایران هستند. در نتیجهگیری از سوال سوم نیز گفتنی است که به دو دلیل یعنی وجود رسانههای ارتباطی و اطلاعاتی غیررسمی و برخی تغییرات اجتماعی،آگاهی اجتماعی نه از نوع آگاهي اجتماعي شكوفاييبخش بلکه بیشتر از نوع آگاهي اجتماعي رهاييبخش میباشد.
منابع
- بشیریه، حسین(1385). دیباچهای بر جامعهشناسی سیاسی ایران دوره جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر نگاه معاصر.
- جلایی پور، حمیدرضا(1389). ایران جامعه کژمدرن. مجله جامعه شناسی ایران. دوره 11. شماره 1. صص22-48.
- جلائیپور، محمدرضا(12/10/96). چرا فیلتر کردنِ تلگرام تف سر بالاست؟. کانال تلگرامی @jalaeipour
- ریتزر جورج(1374). نظریههای جامعهشناسی دردوران معاصر. مترجم: محسن ثلاثی. انتشارات علمی.
- سالنامه آماری کشور(1394). ارتباطات 13.
- شیرزاد، عبداللهی(25/6/96). روابط عمومی آموزش و پرورش ادامه مسیر یا تغییر مسیر. سایت صدای معلم.
- عبدی، عباس (۱۹/9/۹۶). اولین گام برای اصلاح. روزنامه اعتماد.
- عبدی، عباس (اسفند 96). سالِ نقطه عطف نظام رسانهاي كشور. منتشر شده در سالنامه روزنامه ایران.
- کسل، فیلیپ (1383). چکیده آثار آنتونی گیدنز. مترجم: حسن چاوشیان. تهران. انتشارات ققنوس.
- کیویستو، پیتر(1385). اندیشههای بنیادی در جامعهشناسی. مترجم: منوچهر صبوری. نشر نی.
- مرکز آمار ایران(1395). گزیده نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن.
- نصراللهی، اکبر؛ و درفشه، زیبا(1392).بررسی تطبیقی گرایش مردم تهران به اخبار شبکههای ماهوارهای فارسی زبان و سیمای جمهوری اسلامی ایران. فرهنگ ارتباطات.3 (10). صص31-1.
[1] . Alfred Schutz
[2] . Jürgen Habermas
[3] . Anthony Giddens
[4] . Edmund Husserl
[5] . منطق فازی(Fuzzy Logic)، منطقی چندارزشی و مبتنی بر درستی نسبی است.
[6] . ویپیان(VPN) مخفف عبارت شبکه خصوصی مجازی (Virtual Private Network) است که یک روش امنیتی در اینترنت بوده و به کاربران (اشخاص، سازمانها یا مشاغل) اجازه میدهد، در جایی که نیاز به ارسال و دریافت امن و محرمانهی اطلاعات دارند، از آن استفاده کنند.
[7] . Karl Mannheim
[8] . Neil de Grasse Tyson