جامعه‌شناسی آگاهی اجتماعی در ایران

رحیم زایرکعبه- دکترای جامعه‌شناسی  

فصلنامه غروب، سال 3، شماره 9، بهار 1397

 

 

چکیده

این نوشته شامل سه سوال اساسی می‌باشد. سوال اول درباره چیستی آگاهی اجتماعی هست که ابتدا به دو نوع آگاهی ایدئولوژیک و راستین تقسیم می‌شود. سپس آگاهی اجتماعی راستین به دو نوع رهایی‌بخش و شكوفايي‌بخش تفکیک می‌گردد. سوال دوم مربوط به نوع‌شناسی آگاهی‌های‌ اجتماعی در جامعه ایران می‌باشد که طبق استدلال این نوشته، دو نوع از آن یعنی آگاهی ایدئولوژیک و رهايي‌بخش وجود دارند که حاکی از باورها، ارزشها، اهداف و منافع دو گروه رقیب در جامعه ایران هستند و از دو منبع خارجی و داخلی نشات می‌گیرند. سوال سوم مربوط به علل اهمیت بیشتر آگاهي اجتماعي رهايي‌بخش نزد افکار عمومی در ایران است که برای آن، دو دلیل استدلال شده است که عبارتند از: وجود رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی غیررسمی و برخی تغییرات اجتماعی.

مقدمه

جای تعجب زیادی ندارد که در جامعه‌مان هر از چند گاهی خبر جدیدی درباره اختلاس ميلياردي در یک سازمان دولتی يا خبر بورسيه‌هاي غيرقانوني را بشنویم یا فیش حقوقی مسئولی را با رقم نجومی در تلگرام مشاهده کنیم يا از عدم پرداخت ماليات توسط برخي نهادها و بنيادها باخبر شويم یا فساد اخلاقی مسئولی را در شبکه ماهواره‌ای ببینیم. اگر در همه این رویدادها و وقایع به دقت نگاه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که همه آنها صفت «حکومتی بودن» را با خود یدک می‌کشند. به این معنی که اختلاس و فیش حقوق نجومی در یک سازمان حکومتی رخ داده است و یا فساد اخلاقی توسط یکی از مسئولین حکومتی انجام گرفته است. بر این اساس، ناخواسته این سوال در اذهان مطرح می‌شود که ساختار حکومت چه مشکلی دارد که چنین معضلاتی را بازتولید می‌کند؟ در جواب به این سوال می‌توان به عوامل مختلفی اشاره کرد، اما مهم‌ترین عامل را می‌توان تراکم ثروت، قدرت و دانش دانست که در اختیار حکومت قرار دارد؛ زیرا باعث می‌شود که افراد به محض دست‌یابی به این منابع و امکانات عظیم حکومتی به سوء‎‌استفاده از آنها مبادرت ورزند. از طرف دیگر نبود منابع و پایگاههای خبری و اطلاعاتی مستقل از حکومت باعث می‌شود که اخبار و اطلاعات صحیح در دسترس افکار عمومی قرار نگیرد. در حالی که با آگاهي اجتماعي، حساسیتی در افکار عمومی ایجاد می‌شود که می‌تواند نوعی نظارت عمومی بر اعمال غیرقانونی را به وجود آورده، مسئولین حکومتی را به پاسخگویی ملزم سازد. با تحقق آگاهي اجتماعي، حکومت به عقب‌نشینی از مواضع نادرستش وادار می‌شود؛ تصمیمات و اقدامات حکومت شفاف می‌گردد؛ فسادهای اقتصادی و سیاسی بر‌چیده می‌شود؛ توسعه سیاسی و اقتصادی و عدالت اجتماعی برقرار می‌گردد؛ دامنه آزدایهای اجتماعی فراخ‌تر می‌شود؛ مشارکت مردم در صحنه اجتماعی و سیاسی رقم می‌خورد؛ کمپین‌های اعتراضی علیه بی‌عدالتی‌ها، سازماندهی و راه‌اندازی می‌گردد؛ اصل امر به معروف و نهی از منکر در کنترل اعمال و رفتارهای سیاستمداران(نه صرفا مردم عادی) محقق می‌شود. چرا که سیاستمداران به دلیل دارا بودن قدرت، بیشتر در معرض سوء استفاده از قدرت هستند. با توجه به آنچه بیان شد این نوشته در پی یافتن پاسخ به سه سوال اساسی زیر هست: اولا آگاهی اجتماعی چیست؟ ثانیا چه نوع آگاهی‌‌ اجتماعی در جامعه ایران وجود دارد؟ ثالثا چرا آگاهی رهايي‌بخش در بين افكار عمومي در جامعه ایران از اهمیت و وزن بيشتري برخوردار است؟»

آگاهی اجتماعی چیست؟

آگاهی را شاید در وهله نخست بتوان شناخت و اطلاع از خبری، جریانی و یا امری دانست. اما چنین تعریفی از آگاهی صرفا معنای لغوی آن را در برداشته و چیزی درباره حوزه مفهومی آن بیان نمی‌کند. برای تعریف آگاهی ابتدا باید انواع آن را شناخت تا با شناسایی انواع آن، تعریف دقیقی از آن ارایه کرد.

1. آگاهی اجتماعی کاذب یا ایدئولوژیک: عبارتست از آن نوع آگاهی که در راستای توجیه منافع بالقوه یا بالفعل عده‌ای از افراد جامعه می‌باشد و حامیان آن از دیگران انتظار دارند، این گونه آگاهی را بی‌چون و چرا و بدون نقد بپذیرند.

 2. آگاهی اجتماعی راستین: عبارتست از آن نوع آگاهی که در راستای شکوفا ساختن خواست‌ها، منافع و علایق عموم افراد جامعه (نه عده‌ای خاص) می‌باشد. برای رسیدن به این نوع آگاهی، اخبار و اطلاعات مورد درک انتقادی قرار گرفته، روابط بین پدیده‌ها فهم شده و نهایتا درباره پدیده مورد نظر، نمونه‌سازی و یا روند تاریخی خاصی کشف می‌گردد. منظور از «درک انتقادی»، نقد و تحلیل اخبار و اطلاعات مربوط به مسایل و جریانات اجتماعی است. مراد از «فهم روابط» نیز پی بردن به روابط بین وقایع از راه پردازش منطقی و روشمند اخبار و اطلاعات خام است. «نمونه‌سازی» نیز به سنخ‌سازیهای مورد نظر شوتز[1] اشاره دارد که معتقد بود شناسایی هسته بنیادین پدیده‌ها از راه سنخ‌سازیها و نمونه‌سازیها حاصل می‌شود(ریتزر، 1374: 341). نهایتا منظور از «کشف روند تاریخی جامعه»، دقت در وقایع و پدیده‌های اجتماعی کنونی و مقایسه آنها با وقایع گذشته و همچنین با وقایع جوامع دیگر است تا از این طریق، جریان مستمر وقایع و نیز لحظات گسست آن وقایع در روند تاریخی کشف گردد. به قول هابرماس[2] باید درک تاریخی داشت تا تاریخ را ساخت (کسل، 1393: 467). چراکه درک تاریخی داشتن و آگاه بودن از گذشته موجب ساخت آینده موفق می‌شود(کیویستو، 1385: 218). با توجه به تعریف آگاهی اجتماعی راستین، می‌توان آن را به دو نوع تقسیم کرد:

1-2. آگاهی اجتماعی«رهایی‌بخش»: هدف این نوع آگاهی، رهایی یافتن از آگاهی کاذب و نفی آن است و به همین جهت نیز ماهیت سلبی دارد. یعنی این نوع آگاهی در پی نفی و برملا کردن اخبار و اطلاعات کاذب است. این آگاهی در پی تغییر وضعیت موجود بوده، اما درباره وضعیت مطلوب، آگاهی چندانی ندارد.

2-2. آگاهی اجتماعی«شکوفایی‌بخش»: هدف این نوع آگاهی، صرفا رها شدن از آگاهی کاذب نیست، بلکه فراتر از آن، شکوفا ساختن استعدادهای درونی انسانها برای رسیدن به حقیقت اصیل است. حقیقتی که فارغ از علایق طبقاتی، جنسی، نژادی و مناسبات قدرت وجود دارد. این نوع آگاهی، ماهیت ایجابی داشته و در پی تحقق بخشیدن آرمانهای والای بشری است. این نوع آگاهی نه تنها در پی تغییر وضعیت موجود بوده، بلکه در پی استقرار ایده‌آل‌هایی از وضعیت مطلوب است که طبق توصیه گیدنز[3] باید با واقع‌گرایی آرمانی، آنها را محقق ساخت(کسل،1383: 461).

هر یک از آگاهی‌های فوق با نوع خاصی از جامعه، رابطه دیالکتیکی دارند. به این معنی که اگر جوامع را به دو دسته کلی یعنی جوامع استبدادی و دمکراتیک تقسیم‌بندی کنیم؛ هر یک از آن آگاهی‌ها، نوع خاصی از جوامع را بازتولید می‌کنند و برعکس، نوع جامعه نیز نوع آگاهی اجتماعی را تعیین می کند. چنانکه در جوامع استبدادی، آگاهی کاذب به منظور ایجاد و حفظ منافع طبقه حاکم در جامعه بازتولید می‌شود؛ در حالی که در جوامع دمکراتیک، آگاهی راستین و به تعبیر درست‌تر آگاهی غیرایدئولوژیک به منظور کنترل اعمال و اقدامات حکومت شکل می‌گیرد. شاید در اینجا این سوال مطرح شود که چرا در جوامع دمکراتیک، آگاهی ایدئولوژیک و کاذب بازتولید نمی‌شود؛ اما در جوامع استبدادی، بازتولید می‌شود؟ در این باره می‌توان به عوامل مختلفی اشاره کرد، اما مهم‌ترین عاملی که مانع بازتولید آگاهی ایدئولوژیک و کاذب در جوامع دمکراتیک می‌شود، وجود رسانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی متعدد و مستقل از حکومت هستند. رسانه‌هایی چون تلویزیون، شبکه‌های ماهواره‌ای، سایت‌های اینترنتی، شبکه‌های اجتماعی مجازی و... که فارغ از دخالت حکومت و به صورت خصوصی و آزادانه به تولید اخبار و اطلاعات می‌پردازند. این اخبار و اطلاعات متکثر و فارغ از دخالت حکومتی موجب می‌شوند که: اولا افراد در مورد یک واقعه، اخبار و اطلاعات رسانه‌های مختلف را با یکدیگر مقایسه کرده و از بین آنها، درست‌ترین خبر را برگزینند و یا با کنار هم قرار دادن خبرهای مختلف از یک واقعیت، حقیقت ممکن در آن زمینه را کشف نمایند. ثانیا فعالیت آزادانه و رقابتی رسانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی مختلف موجب می‌شود که انعکاس اخبار و اطلاعات در انحصار هیچ رسانه‌ای درنیامده و با گردش آزاد اطلاعات، امکان کلیشه‌ای و ایدئولوژیک شدن اخبار و اطلاعات، ممکن نگردد.

در حالی که در جوامع استبدادی، هر چند رسانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی به ظاهر متعدد و متکثر وجود دارند؛ اما در واقع هیچ یک از آنها آزاد و مستقل از حکومت نیستند. لذا وابستگی رسانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی به حکومت باعث می‌گردد که همه آنها به تولید و انعکاس اخبار و اطلاعاتی بپردازند که در راستای سیاست‌های حکومت و یا در جهت توجیه اقدامات آن باشند. به این ترتیب این رسانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی «نه به مانند پلی ارتباطی بلکه همچون جاده‌ای یک طرفه»(عبداللهی، 25/6/96) آگاهی ایدئولوژیک را با هدف القای اندیشه‌ها و ارزشهایی خاص به افراد جامعه انتقال می‌دهند. این گونه از آگاهی مانند اکسیژنی هست که حکومت استبدادی و اقتدارگرا از طریق آن زنده مانده و به حیات خود ادامه می‌دهد. اما در دنیای معاصر که عصر اطلاعات نامیده می‌شود، ناآگاهی نه یک جبر یا سرنوشتی محتوم بلکه یک انتخاب است. چرا که ابزارها و رسانه‌هایی که مردم یک جامعه از طریق آن می‌توانند خواست‌ها و اعتراضات خود را به گوش سیاست‌مداران برسانند، به صورت نسبتا آسان و سریع در دسترسی عموم افراد قرار دارد.

 با توجه به مطالبی که بیان گردید، برای رسیدن به جامعه‌ای دموکراتیک، لازم نیست همه مردم جامعه آگاه باشند، چرا که افراد ناآگاه حتی در جوامع دموکراتیک نیز وجود دارند. بلکه مهمترین عنصری که امکان و بقای جامعه دموکراتیک را تضمین می‌کند نه آگاهی همه مردم جامعه، بلکه وجود فضای آزادی هست که به وسیله آن، افراد جامعه بتوانند با مقایسه نظرات، افکار و دیدگاههای مختلف و متعارض، حقیقت و آگاهی اجتماعی راستین را کشف سازند. چرا که به قول نلسون ماندلا، حقیقت مانند شیری است که نیازی به دفاع از آن نیست، بلکه اگر آزادش بگذارند؛ خودش از خودش دفاع خواهد کرد. آگاهی اجتماعی چیزی نیست که یک باره و برای همیشه به وجود آید، بلکه امر مستمر و مداومی هست که در فضای آزادانه بحث، گفتگو، مناظره و مشاجره، بازتولید می‌شود. شاید به تشبیه بتوان گفت که آگاهی اجتماعی همچون غذایی است که افراد باید هر روزه آن را مصرف کنند و نهادهایی باشند که به طور آزادانه و رقابتی، غذای آگاهی  اجتماعی را تولید کنند. البته در این میان نباید اراده افراد را در رسیدن به حقیقت و کشف آگاهی راستین از نظر دور داشت. چنانکه به قول هوسرل[4]، آگاهی امری نیت‌مندانه و قصدمندانه است. یعنی هر وقت قصد چیزی را می‌کنیم به آگاهی دست می‌یابیم. به این معنی که آگاهی زمانی حاصل می‌شود که افراد رویکرد طبیعی و روزمره خود را در پرانتز گذاشته یا آن را کنار بگذارند تا بتوانند به ماهیت حقیقی پدیده‌ها دست یابند(ریتزر، 1374: 329-327).

آگاهی اجتماعی در ایران امروزی

با روشن شدن فضای مفهومی آگاهی اجتماعی، نوبت به طرح سوال دوم می‌رسد مبنی بر این که: «چه نوع آگاهی‌ اجتماعی در جامعه ایران وجود دارد؟» قبل از پاسخ به اين سوال باید به دو نكته توجه داشت: اولا اين که پاسخ این سوال را نباید به طور مطلق و به صورت «بود و نبود» تصور کرد، بلکه باید بر مبنای منطق فازی[5] و به صورت طیفی نگریست. ثانيا لازم هست ابتدا توصيف دقيقي از ابعاد و ويژگيهاي جامعه ايران ارايه كرد تا بتوان به سوال مذكور جواب دقيق داد.

جامعه ايران را می‌توان در چهار بعد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مورد توصيف قرار داد. در هر يك از ابعاد مذكور، دو وجه خود را نشان می‌دهند كه در دو سر طيف قرار گرفته‌اند. چنانکه در بعد اجتماعي، وجه جامعه توده‌اي در يك سر طيف و وجه جامعه مدني در سر ديگر آن قرار گرفته است. جامعه ايران از اول انقلاب اسلامي به تدريج از وضعيت جامعه توده‌اي فاصله گرفته و به جامعه مدني نزديكتر شده است. به نظر دکتر بشیریه از سال‌های83-1376به بعد جامعه مدنی منفعل در ایران شکل گرفته است که با شکاف میان کردارهای عمومی و ایدئولوژی رسمی مشخص می‌شود که در برخی از فرصت‌های سیاسی چون انتخابات با مشارکت مدنی گروه‌های خودجوش و سازمان‌یافته جامعه همراه می‌شود که موجب گفتمان توسعه سیاسی و گذار به دمکراسی در سطح حکومتی گردیده است(بشیریه، 1385).

 در بعد فرهنگي نيز جامعه ايران از وضعيت سنتي دور شده و به وضعيت مدرن در حال حركت است. هر چند كه به نظر برخي صاحب‌نظران چون دکتر جلايي‌پور، جامعه ايران، جامعه مدرن بدقواره یا کژمدرن است. وی ویژگیهای جامعه مدرن بدقواره ایرانی را در چهار ویژگی کلی توصیف می‌کند: 1. بدقوارگی‏هاي بيروني (اندازة زیاد سازمانهاي دولتی، حاشيه‏نشيني در شهرهاي بزرگ، سهم کم مناطق قومي از مدرنیزاسیون، نرمال نبودن وضعيت طبقاتي، نابرابري جنسيتي)؛ 2. بدقوارگی‏هاي دروني(غالب نبودن روابط مدني در عرصه عمومي، فرسايش سرمايه‏ اجتماعي، ستيز‏ گفتماني در عرصه عمومي، بي‏توجهي به ايرانيت، خودشيفتگي وخيم برخی سياستمداران) 3. عدم تناسب در اقتباس از سنت و مدرنیته 4. بدقوارگی‏ در كنش‏هاي جمعي(جلایی پور، 1389).

جامعه ايران در بعد اقتصادي نیز هر چند تلاش دارد به سوی اقتصاد ليبرالي رهسپار گردد؛ اما قادر نیست خود را از چنبره اقتصاد بسته دولتي رها سازد. چنانكه تاكيد بر اصل 44 قانون اساسي مبني بر توسعه خصوصي‌سازي اقتصادی و میدان دادن به افراد جامعه در مقابل دولت و يا برون‌سپاري بسیاری از خدمات دولتی به بخش خصوصي در دولت یازدهم و دوازدهم در همين راستاست. اما چنین اقداماتی تا به حال نتیجه چندانی نداشته و گویی بیشتر به خالی کردن آب پشت سد از طریق لیوان شباهت دارد. چنانکه خصوصی‌سازی به خصولتی‌سازی (ارگانها و شرکتهایی که ظاهرا خصوصی ولی در باطن وابسته دولت هستند) انجامیده است.

در بعد سياسي نيز جامعه ايران از نظام سياسي ایدئولوژیک اقتدارطلب به سوي نظام سياسي دموكراتيك در حال گذار هست. چنانکه بشیریه(1385) در کتاب «دیباچه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران دوره جمهوری اسلامی» در پنج گفتار به جامعه‌شناسی سیاسی دولتهای دوره جمهوری اسلامی ایران تا اواخر دولت خاتمی پرداخته است. وی در در گفتار پنجم این کتاب با عنوان زمینه‌های جامعه‌شناختی تحول در دولت ایدئولوژیک از 1376 به بعد از سه زمینه یاد کرده است که موجب گفتمان توسعه سیاسی و گذار به دمکراسی در سطح حکومتی فراهم ساخته است. آن زمینه‌ها عبارتند از زمینه اجتماعی: نیروی طبقه متوسط جدید و خواسته‌های سیاسی آن، زمینه سیاسی: سازمانها و احزاب سیاسی جدید و زمینه فکری: کثرت‌گرایی عقیدتی و ارزشی و مساله آمیزش دین و سیاست یاد کرده است که. وی نهایتا به تاثیر فرایند جهانی شدن بر موقعیت ایران پرداخته است.

چنانكه ملاحظه مي گردد در هر يك از ابعاد مورد نظر دو وجه در دو سر طيف روي در روي هم قرار گرفته‌اند. اين وجوه در واقع حاكي از وجود دو گروه رقیب در جامعه ايران هستند که در تحقق وجوه مورد نظر خود به مبارزه و منازعه می‌پردازند. همین منازعات بین گروه‌های رقیب موجب شکل‌گیری آگاهی‌های اجتماعی خاصی در جامعه می‌شوند. البته آگاهی‌های اجتماعی مذکور به طور دیالکتیکی و دوطرفه موجب تعیین شکل و محتوای جامعه نیز می‌شوند. این رابطه دوطرفه بین نوع جامعه با نوع آگاهی اجتماعی از دو منبع خارجی و داخلی ناشي می‌شود که به شرح زیر می توان بیان کرد:

 نخستين منبع مربوط به فرايند جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات می‌شود كه خود ناشي از رسانه‌ها و ابزار اطلاعاتي و ارتباطي مي‌باشد كه شامل ابزارهايي چون كانال‌هاي ماهواره‌اي، اينترنت با امكاناتي چون وبلاگها، سايتها، فضاهاي اجتماعي مجازي چون توييتر و فيس بوك و همچنين پيام‌رسان‌هاي موبايلي چون واتس‌آپ، تانگو و خصوصا تلگرام در ايران. برخلاف رسانه‌هاي نسل قبلی چون تلويزيون كه پيام به صورت يك طرفه و از فرستنده فعال به گيرنده منفعل انتقال پیدا می‌کرد؛ در رسانه‌هاي جديد چون تلگرام پيام به صورت تعاملي و دوطرفه انجام می‌گیرد. يعني كاربران به صورت فعال مي‌توانند اخبار را به صورت دوطرفه مورد تحليل، تفسير و بازانديشي قرار دهند و نظر مثبت يا منفي خود را درباره آن اظهار كنند و يا اينكه خودشان، اخبار و اطلاعات جديدي را توليد كنند. همچنين رسانه‌هاي جديد اين قابليت را دارند كه به صورت ارزان و سريع در اختيار مصرف كنندگان آن قرار گيرند. ويژگيهاي ذكر شده براي رسانه‌هاي جديد باعث می‌شود آن گروه‌هايي كه منابع و امكاناتي را تصاحب نموده‌اند به پاسخگويي و شفافيت در عملكرد فراخوانده شده و به چالش كشيده شوند. به چالش كشيدن منافع و منابع گروه‌های دارای قدرت و ثروت از طريق رسانه‌هاي جديد موجب خدشه‌دار شدن آگاهي ايدئولوژيك می‌شود كه گروه‌های مذکور در پي تلقين و تبلیغ آن به افكار عمومي هستند؛ از طرف ديگر نوعي آگاهي رهايي‌بخش توليد مي‌گردد كه به دنبال ساختارشكني از سلطه و ه‍ژموني آگاهي ايدئولوژيك است.

دومين منبع تاثيرگذار بر شکل‌گیری و تقویت آگاهي اجتماعي، مبارزه و منازعه بين گروه‌هاي رقیب در داخل جامعه ایران هست كه خواهان استقرار اهداف و منافع خود در قالب باورها و ارزشهاي اجتماعي هستند. گروه‌های مذکور را مي‌توان در ابعاد چهارگانه تحت عناوين زير ياد كرد: حاميان جامعه توده اي در مقابل فعالان جامعه مدني؛ مبلغين فرهنگ سنتي در مقابل روشنفكران فرهنگ مدرن؛ بازاريان طرفدار اقتصاد ليبرالي در مقابل سرمايه‌داران اقتصاد دولتي و نهايتا احزاب محافظه‌كار در مقابل احزاب اصلاح‌طلب. اين گروه‌ها به طور مستقيم و غيرمستقيم در راه استقرار باروها، ارزشها و هنجارهاي خود كه به نوعي بيانگر منافع و مصالح آنهاست در حال مبارزه و منازعه هستند. گروه‌هاي مذکور برای رسیدن به اهداف و منافع خود دست به ایجاد و تبلیغ آگاهی اجتماعی خاصی می‌زنند. چنانکه گروه‌هايي که حامي جامعه توده اي، مبلغ فرهنگ سنتي، سرمايه‌دار اقتصاد دولتي و جزو احزاب محافظه‌كار هستند، سعی دارند نوعی آگاهی ایدئولوژیک را ترویج و تبلغ کنند تا توجیه‌گر اهداف و منافع آنان باشد. در مقابل، گروه‌هايي که فعال جامعه مدني، روشنفکر فرهنگ مدرن، طرفدار اقتصاد لیبرالی و جزو احزاب اصلاح‌طلب هستند، تلاش می‌کنند با موضع‌گیری در مقابل آگاهی ایدئولوژیک گروه رقیب، آن را به چالش کشیده و اهداف و منافع نهفته در پشت آن را برملا سازند و از طریق همین افشاسازی، نوعی گفتمان مقاومت و آگاهی رهایی‌بخش به وجود آورند که بتواند سلطه آگاهی کاذب و ایدئولوژیک را ساختارشکنی کند.

با توجه به آنچه بیان شد در جامعه ايران دو نوع آگاهي اجتماعي كه حكايت از دو گروه اجتماعي رقیب دارد، در حال عرض اندام به يكديگر هستند كه در یک طرف آن، آگاهی ایدئولوژیک و در طرف دیگر آن، آگاهی رهايي‌بخش قرار گرفته است. شايد در اينجا اين سوال مطرح شود كه از بین دو آگاهی‌ اجتماعی مذکور، كدام يك در بين افكار عمومي دست بالا را داشته و وزن بيشتري را به خود اختصاص مي‌دهد؟ در جواب بايد گفت آگاهي اجتماعي رهايي‌بخش در جامعه ايراننزد افكار عمومي از وزن و اهمیت بيشتري برخوردار است. بنابراین سوال سوم به این صورت مطرح می‌شود که: «چرا آگاهی رهايي‌بخش در بين افكار عمومي در جامعه ایران از اهمیت و وزن بيشتري برخوردار است؟» برای اثبات این ادعا به دو دلیل استناد می‌شود که به شرح زیر می‌توان توضیح داد:

1. رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی در کشور را می‌توان به دو نوع یعنی رسانه‌های رسمی و غیررسمی تقسیم‌بندی کرد. رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی که به طور رسمی در کشور مشغول فعالیت هستند، همه حکومتی یا تحت نظارت حکومت می‌باشند. برای مثال صدا‌ و سیما، وسیع‌ترین رسانه ارتباطی و اطلاعاتی رسمی، رسانه‌ای کاملا حکومتی در کشور می‌باشد. اما در کنار این رسانه‌های حکومتی، رسانه‌های دیگری نیز به طور غیررسمی مشغول فعالیت هستند که برای نمونه می‌توان به پیام‌رسان تلگرام، توییتر، اینستاگرام، سایت‌های اینترنتی، شبکه‌های ماهواره‌ای و... اشاره کرد. این رسانه‌های جدید، فضایی باز، چندذهنی و متکثر و به عبارتی دیگر فضای پُست‌مدرنی خلق کرده‌اند که افراد مختلف می‌توانند از طریق آنها، هویت‌ها، آرمانها، عقاید و منافع مختلف خود را به نمایش بگذارند. به این ترتیب انحصارطلبی‌ها،  فراروایتها و روایتهای کلان حاکم، ساختارشکنی شده و از آنها اسطوره‌زدایی می‌گردد. در اين ميان نقش پیام‌رسان تلگرام در ایران منحصر به فرد است. علت آن نیز امكان تشكيل كانال و گروه‌هاي بزرگ و نيز سادگي استفاده و بالاخره دسترسي راحت به آن هست كه كل فضاي رسانه‌اي را در ايران متحول كرد(عبدی، اسفند 96). تلگرام در ایران صرفا یک پیام‌رسان موبایلی نیست و به مهم‌ترین محمل ارتباطات خانوادگی، دوستانه و همکارانه ایرانیان، وسیع‌ترین پلتفورم انواع شبکه‌های دوستی و کاری و بزرگ‌ترین محمل گفتگو و تغذیه‌ خبری و فرهنگی تبدیل شده است. در مدت کوتاه فیلتر شدن تلگرام در جریان اعتراضات دی ماه ۹۶، بیش از سی میلیون وی‌پی‌ان[6] روی گوشی‌های ایرانیان نصب شد و به این ترتیب افزایش تصاعدي و حتي لگاريتمي استفاده از تلگرام رقم زد(جلائی‌پور،12/10/96). اگر قبلا صداوسيما و تا حدي مطبوعات بودند كه رویدادها و اتفاقات را معنا مي‌كردند، اكنون اين اتفاقات به وسيله مردم و از طريق شبكه‌های اجتماعی مجازی تفسير و معنا مي‌شوند. شبكه‌های اجتماعی مجازی نه تنها به نیازهای افراد پاسخ می‌دهند، بلکه گاهی نیازهای جدیدی را نیز خلق می‌کنند. البته این تحول در کشورمان بیش از آنکه ناشی از اعتقاد به سیاست رسانه‌ای جدید و آزادی بیان باشد، ناشی از ناتوانی در بستن راه‌های ارتباطی جدید است (عبدی، ۱۹/9/۹۶).

میزان اعتماد عمومی افراد جامعه نسبت به این دو نوع رسانه، متفاوت هست. به این معنی که در کل، می‌توان گفت میزان اعتماد عمومی نسبت به اخبار و اطلاعات رسانه‌های ارتباطی رسمی در داخل کشور خصوصا در مسایل حساس، بسیار پایین بوده و افراد جامعه چندان اعتمادی به این گونه رسانه‌ها ندارند. چنانکه بررسی میدانی از پاسخ‌دهندگان دارای ماهواره در تهران در سال 1391 نشان می‌دهد که میزان رضایت پاسخ‌دهندگان از جذابیت‌های محتوایی شبکه‌های ماهواره‌ای در شاخص‌های صحت اخبار، سرعت انتشار، شفافیت، بی‌طرفی، استفاده کم از سانسور، پرداختن به موضوعات مورد علاقه و نیاز مخاطبان، پرهیز از سکوت خبری، استفاده از تصاویر خبری و استفاده از دیدگاه کارشناسان، نسبت به اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران بیشتر بوده و اخبار شبکه‌های ماهواره‌ای به عنوان منبع کسب خبر برایشان در اولویت قرار داشته است(نصراللهی  و درفشه، 1392: 28). از این رو بسیاری از مواقع، تلاش رسانه‌های داخلی فقط صرف خنثی کردن و یا پاسخگویی به ادعاها و مدارکی می‌شود که از سوی رسانه‌های ارتباطی غیررسمی منتشر می‌گردد.

از طرف دیگر اقبال عمومی به رسانه‌های ارتباطی غیررسمی، بیشتر است. چنانکه برای مثال تعداد کاربران 45 میلیونی تلگرام در کشور نشان دهنده این امر است. همچنین خانوارهای دارای دسترسی به اينترنت در محل سكونت در سال 1394ه.ش در کشور 5/55% بوده است(سالنامه آماری کشور، 1394: 505). اما لازم به ذکر هست که رسمی نبودن منابع خبری و اطلاعاتی غیررسمی باعث می‌شود که افراد جامعه نتوانند اخبار و اطلاعات آنها را به راحتی از طریق بحث و گفتگو برای دیگر افراد جامعه بازگو کرده و بر سر آنها توافق نسبی و نوعی آگاهی اجتماعی ایجاد گردد. لذا آگاهی در سطح  فردی راکد شده و از تسری به جامعه باز می‌ماند. اما با وجود این، رقابت بین رسانه‌های ارتباطی رسمی و غیررسمی موجب پدید آمدن آگاهی راستین در جامعه گردیده، انتقال آگاهی ایدئولوژیک را جز در موارد اندک و برای عده‌ای معدود، ممکن نمی‌سازد. این نکته نیز لازم به ذکر است که رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی رسمی چون صدا و سیما، رسانه‌هایی یک طرفه محسوب می‌شوند که گاهی اطلاعات و اخبار تحت عنوان حقایق به صورت یک طرفه به افراد جامعه القاء و گاه تحمیل می‌شوند؛ در حالی که رسانه‌های ارتباطی غیررسمی چون تلگرام و توییتر، رسانه‌هایی دوطرفه هستند که افراد از طریق آنها و طی تعامل با یکدیگر حقیقت را کشف می‌نمایند یا به تفسیر و رمزگشایی اطلاعات ایدئولوژیک و نادرست می‌پردازند. 

2. برخی تغییرات اجتماعی بر کمیت و کیفیت آگاهی افراد جامعه تاثیر می‌گذارند. به این معنی که برخی متغیرهای جامعه ایران در چند دهه اخیر دچار تغییرات جدی شده‌اند که از آن میان می‌توان به افزایش متغیرهای باسوادی، شهرنشینی، پوشش رسانه‌ای و گسترش طبقه متوسط اشاره کرد. برای مثال در سال 1395 میزان باسوادی جمعیت 6 سال به بالاتر به میزان 6/87% و میزان شهرنشینی به میزان 74% بوده است(مرکز آمار ایران، 1395: 8 و31). در سال 1394 نیز پوشش جمعیت 6 ساله و بیشتر دارای تلفن همراه به میزان 9/77% و در همین سال، تعداد خطوط پرسرعت اینترنت کل کشور به میزان 8,825,105 بوده است (سالنامه آماری کشور، 1394 :499). این تغییرات اجتماعی موجب گردیده آگاهی ایدئوژیک به طور بالفعل ‌نتواند به راحتی و به صورت کم هزینه، مورد پذیرش بدنه اجتماعی قرار گیرد، در نتیجه به طور بالقوه، امکان ظهور آگاهی راستین بیشتر می‌گردد. چراکه فراگرد آگاهی و معرفت به قول مانهایم[7] طبق قوانین درون ذاتی‌اش تحول نمی‌یابد، بلکه همه افکار و حتی خود حقایق به موقعیت تاریخی آنها ارتباط دارند و تحت‌تأثیر این موقعیت‌ها ساخته و پرداخته می‌شوند (کوزر، 1385: 566).

خلاصه کلام این که آگاهي اجتماعي در ایران بیشتر از نوع آگاهي اجتماعي راستین هست، اما نه از نوع آگاهي اجتماعي شكوفايي‌بخش بلکه بیشتر از نوع آگاهي اجتماعي رهايي‌بخش می‌باشد. آگاهیی که بر اساس آن اخبار و اطلاعات نادرست و ایدئولوژیک مورد پذیرش عموم افراد جامعه قرار نمی‌گیرد و افراد با توسل به منابع خبری و اطلاعاتی غیررسمی آن اطلاعات ایدئولوژیک را رد می‌کنند و تمام همت‌شان افشا کردن و برملا ساختن اطلاعات و ارزشهای ایدئولوژیک است. لذا این نوع آگاهی بیشتر در صدد نفی ارزشها و اطلاعات ایدئولوژیک بوده و به همین جهت ماهیت سلبی و مقاومتی دارد. به قول تایسون[8] آگاهی اجتماعی همچون واکسنی، ما را در برابر اخبار جعلی، مبالغه‌ها، دروغگویی‌ها، شخصیت‌پرستی حفاظت می‌کند. اما از سوی دیگر آگاهی شکوفایی‌بخش نیز به وجود نیامده که قادر به شکوفا کردن استعدادهای بالقوه افراد برای استقرار ارزشهای والای انسانی باشد.

نتیجه‌گیری

نوشته حاضر دارای سه سوال اساسی بود. در نتیجه‌گیری از سوال اول مبنی بر چیستی آگاهی اجتماعی باید گفت آگاهی اجتماعی به لحاظ زمانی، جریانی بلندمدت؛ به لحاظ شیوه تغییر، فرایندی تدریجی و به لحاظ عامل تغییر، امری اجتماعی و مبتی بر وجود آزادی است. در نتیجه‌گیری از سوال دوم مبنی بر نوع‌شناسی آگاهی اجتماعی در ایران نیز باید گفت که آگاهي اجتماعي در ایران در دو نوع آگاهی ایدئولوژیک و رهایی‌بخش خود را نشان می‌دهد که حاکی از باورها، اهداف و منافع دو گروه رقیب در جامعه ایران هستند. در نتیجه‌گیری از سوال سوم نیز گفتنی است که به دو دلیل یعنی وجود رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی غیررسمی و برخی تغییرات اجتماعی،آگاهی اجتماعی نه از نوع آگاهي اجتماعي شكوفايي‌بخش بلکه بیشتر از نوع آگاهي اجتماعي رهايي‌بخش می‌باشد.

منابع

-        بشیریه، حسین(1385). دیباچه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران دوره جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر نگاه معاصر.

-        جلایی پور، حمیدرضا(1389). ایران جامعه کژمدرن. مجله جامعه شناسی ایران. دوره 11. شماره 1. صص22-48.

-        جلائی‌پور، محمدرضا(12/10/96). چرا فیلتر کردنِ تلگرام تف سر بالاست؟. کانال تلگرامی  @jalaeipour

-        ریتزر جورج(1374). نظریه‌های جامعه‌شناسی دردوران معاصر. مترجم: محسن ثلاثی. انتشارات علمی.

-        سالنامه آماری کشور(1394). ارتباطات 13.

-        شیرزاد، عبداللهی(25/6/96). روابط عمومی آموزش و پرورش ادامه مسیر یا تغییر مسیر. سایت صدای معلم.

-        عبدی، عباس (۱۹/9/۹۶). اولین گام برای اصلاح. روزنامه اعتماد.

-        عبدی، عباس (اسفند 96). سالِ نقطه عطف نظام رسانه‌اي كشور. منتشر شده در سالنامه روزنامه ایران.

-        کسل، فیلیپ (1383). چکیده آثار آنتونی گیدنز. مترجم: حسن چاوشیان. تهران. انتشارات ققنوس.

-        کیویستو، پیتر(1385). اندیشه‌های بنیادی در جامعه‌شناسی. مترجم: منوچهر صبوری. نشر نی.

-        مرکز آمار ایران(1395). گزیده نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن.

-        نصراللهی، اکبر؛ و درفشه، زیبا(1392).بررسی تطبیقی گرایش مردم تهران به اخبار شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان و سیمای جمهوری اسلامی ایران. فرهنگ ارتباطات.3 (10). صص31-1.

 


[1] . Alfred Schutz

[2] . Jürgen Habermas

[3] . Anthony Giddens

[4] . Edmund Husserl

[5] . منطق فازی(Fuzzy Logic)، منطقی چندارزشی و مبتنی بر درستی نسبی است.

[6] . وی‌پی‌ان(VPN) مخفف عبارت شبکه خصوصی مجازی (Virtual  Private  Network) است که یک روش امنیتی در اینترنت بوده و به کاربران (اشخاص، سازمان‌ها یا مشاغل) اجازه می‌دهد، در جایی که نیاز به ارسال و دریافت امن و محرمانه‌ی اطلاعات دارند، از آن استفاده کنند.

[7] . Karl Mannheim

[8] . Neil de Grasse Tyson

تبریز، شهری تحول‌آفرین*

رحيم زايركعبه- دكتراي جامعه‎‌شناسي دانشگاه تبریز

مندرج در نشریه آیدین گله جک، شماره 3، پاییز 1396

چکیده

در این نوشته این سوال اساسی مطرح شد که «پتانسیل بی‌نظیر شهر تبریز مبتنی بر چه عواملی هست که می‌تواند جنبش‌ها و تحولات اجتماعی اثرگذاری را بیافریند؟» در جواب دو عامل یعنی موقعیت داخلی و خارجی تبریز موجب شده تبریز مرکز تحول‌آفرینی قرار گیرد. 1. موقعیت برتر داخلی: تبریز در داخل کشور از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. چنانکه سابقه هفت بار پایتختی در سلسله‌های مختلف حکمرانی داشته و تا دوره پهلوی بعد از تهران مهم ترین شهر ایران بوده است. تبریز هم اکنون نیز به لحاظ صنعتی از جایگاه مهمی برخوردار است. همچنین شهر اولین‌های بسیاری چون اولیتن ضرابخانه سکه، چاپخانه و... بوده است. 2. موقعیت برتر خارجی: تبریز به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم حلقه اتصال ایران به غرب بوده است. همچنین تبریز با دو همسایه پیشرفته و قدرتمند شوروی (روسیه كنوني) و عثمانی (ترکیه كنوني) همسایه می باشد که موجب تاثیرپذیری از آنها و در نتیجه پیشگامی در تحولات اجتماعی و اقتصادی شده است. این امر را می‌توان به واسطه افراد موثر و روشنفکری چون فتحعلی آخوندوف، عبدالرحیم طالبوف اثبات نمود که سالهایی از عمر خود را در آن کشورها اقامت داشته و در آنجا تحصیل کرده‌اند. تبریز در عین حال در طول تاریخ در مواجه با استعمار و تجاوز بیگانگان خارجي و همچنين در مقابله با بی‌عدالتی‌های اقتصادی، استبداد سیاسی، شكافهاي اجتماعي و تعارضات فرهنگي در داخل كشور، ویژگیهای منحصر به فردی پیدا کرده و هویت تاریخی-اجتماعی وي‍ژه‌اي یافته است. هویت خاصی که مبتنی بر دو عنصر آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی است. چنین هویتی هر گاه، خود را در مقابل عدم آزادی و بی‌عدالتی یافته، در مقابل آنها به عنوان ویژگیهای ‌هویت‌سوز به واکنش دست زده است. بر مبنای چنین هویتی هست که به راحتی، تعریف خود از دیگری، تشخیص دوست از دشمن، تمایز آگاهی راستین از کاذب، تفکیک عدالت از بی‌عدالتی و ترجیح آزادی بر رهایی براي مردمان تبريز میسر می‌شود و همین امر موجب می‌شود که موضع‌گیری حق‌طلبانه، اعتراض اجتماعی و زندگی مسئولانه در آن به وقوع بپیوندد. بنابراین تبریز در طول تاریخ ایران خصوصا در تاریخ معاصر نسبت به کوچکترین عدم آزادی، بی‌عدالتی و تبعیض هم در منشا داخلی و هم در مبدا خارجی واکنش نشان داده و از این طریق یک تحول اجتماعی و نقطه عطف تاریخی را براي اصلاح و توسعه اجتماعي رقم زده است.

 

 

قدمت تبریز بر اساس کاوشهای باستان‌شناسی به بیش از چهار هزار سال می‌رسد. این شهر از قدیم‌الایام خصوصا در دو سده اخیر، یکی از شهرهایی بوده که مبدا تحولات و جنبش‌های اجتماعی بوده است. منظور از جنبش‌های اجتماعی در اینجا، جنبش‌هایي هستند که نه صرفا برای کسب قدرت سیاسی بلکه بیشتر به منظور اثرگذاری بر روی جامعه، اصلاح امور و توسعه اجتماعی مد نظر هستند. تحولات اجتماعی که در تبریز خلق شده به نقطه عطفی در تاریخ ایران تبدیل شده‌اند. چنانكه مي‌توان از تحولاتي چون قيام شيخ محمد خياباني عليه بيگانگان، قيام زينب پاشا به عنوان اولين جنبش زنان عليه گراني و احتكار در دوره ناصرالدين شاه قاجار، جنبش مشروطه‌خواهي عليه استبداد محمدعلي شاه و نقش کلیدی در انقلاب اسلامي سال 1357 نام برد. در اين نوشته فقط به توضيح دو نمونه از این تحولات اجتماعی یعنی جنبش مشروطه‌خواهي عليه استبداد و شگفتی‌سازی تیم تیراختور اشاره می‌شود. سپس در ادامه نوشته، در تبيين علل و عوامل تحول‌آفريني شهر تبريز به توضيح دو عامل داخلي و خارجي پرداخته مي‌شود.   

جنبش مشروطه: يكي از جنبش‌هاي اجتماعي كه در شهر تبريز رخ داد و موجب جان گرفتن و پيروزي عليه استبداد محمدعلي شاه قاجار شد، جنبش مشروطه‌خواهي است. چراكه پس از سرکوب مشروطه‌خواهان توسط محمدعلی شاه قاجار تمام حرکتهای مشروطه‌خواهانه در کشور خاموش شدند؛ اما در تبریز و تنها در چند محله آن هنوز کسانی بودند که حاضر بودند تا پای جان از این دستاورد، پاسداری کنند. ستارخان و پیروانش در محله امیرخیز شروع به مقاومت کردند و به تدریج چند محله دیگر نیز به آنها ملحق شدند. مقاومت جبنش تبریز چنان شوری ایجاد کرد که حتی معلم آمریکایی مقیم تبریز یعنی باسکرویل[1] که در مدرسه مموریال تبریز به عنوان معلم تاریخ مشغول تدریس بود، به وجد آمده و به جنبش مشروطه‌خواهی ملحق شد. دلبستگی او به این جنبش چنان شد که وی در جواب همسر کنسول آمریکا در تبریز که از او خواسته بود از صف مشروطه‌خواهان جدا شود، ضمن پس‌دادن پاسپورتش گفته بود: «تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است و این فرق بزرگی نیست» (رضازاده شفق، ۱۳۳۸). بنابراین مقاومت جبنش مشروطه‌خواهي تبریز در مقابل نیروهای محمدعلی شاه، قزاقان و دیگر مدافعان استبداد ماهها ادامه داشت تا اینکه مجدداً از گوشه و کنار کشور، مردم به پا خاستند و مشروطه خواهان با فتح تهران در 1288 ه‍ ‍.ش به پیروزی رسیدند. در واقع باید گفت پیروزی مجدد مشروطه‌خواهان بر استبداد محمدعلی شاهی در واقع مستقیما ناشی از مقاومت تبریز بود.

تیم تیراختور: تیم تراکتورسازی تبریز تا قبل از سال 1388ش تیم چندان مطرحی نبود و بیشتر در جام‌های استانی مطرح بود. این تیم تا پیش از لیگ آزادگان ۸۸–۸۷  بیشتر بازی‌های خود را در ورزشگاه قدیمی تبریز (معروف به باغ‌شمال با گنجایش 25,000 نفر) برگزار می‌کرد(عصر ایران، ۱۷/8/۱۳۹۰). اما پس از صعود به لیگ برتر  در سال 1388 در سایه شرکت بی‌نظیر و بی‌سابقه جمعیت هوادارانش در باشگاه، بازی‌های خود را در دومین ورزشگاه بزرگ ایران یعنی ورزشگاه یادگار امام تبریز (با گنجایش حدود70,000 نفر) انجام می‌دهد (شبکه ورزش ایران ،۱۷/12/۱۳۸۷).

حمایت‌های توصیف‌ناپذیر طرفداران این تیم موجب شد که تیم تراکتورسازی پرتماشاگرترین تیم لیگ برتر در فصل‌های نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم و چهاردهم شود(وبسایت برنامه نود،30/2/1394). همچنین در لیگ قهرمانان سال ۲۰۱۶ به عنوان پرطرفدارترین تیم انتخاب شود(وبسایت ورزش سه، 5/3/1395). به گفته مدیر باشگاه تراکتورسازی این تیم در سال ۱۳۸۹ حدود ۴۸۲,000 هوادار رسمی داشته که چندین برابر هوادران ثبت‌شده رئال مادرید، یکی از باشگاه‌های پرطرفدار دنیا، است(وبسایت فوتبال سه، ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳). این باشگاه پیشتر تعداد تماشاگر ثابتی در ورزشگاه و هوادارانی در داخل تبریز داشت؛ اما اکنون هواداری از این تیم به سراسر آذربایجان و برخی شهرهای دیگر ایران رسوخ کرده‌است؛ به گونه‌ای که در چندین بازی در چارچوب لیگ برتر استادیوم‌های استانهای البرز، قزوین، قم و گیلان نیز در برخی بازی‌ها پذیرای هواداران پرتعداد تراکتورسازی بوده‌اند(وبگاه گل، ۲۹/12/۱۳۸۸). «پرشورها» لقبی است که پس از انتخاب هواداران تراکتورسازی به عنوان «پرشورترین هواداران ایران» در برنامه نود به آن‌ها داده شد و اینک در بیشتر شهرها و محافل ورزشی کشور با این لقب خوانده می‌شوند(خبرگزاری مهر، ۴/8/۱۳۸۸). تونی[2]، سرمربی پرتغالی پیشین این تیم در مورد هواداران این باشگاه گفته‌است: «در ۳۴ سال بازی و مربی‌گری در تیم‌های مختلف چنین استقبالی را از یک تیم ندیده بودم. تماشاگران تبریزی در هر بازی و یا سر تمرین طوری در ورزشگاه حضور می‌یابند که انگار آن روز را برای تیم جشن گرفته‌اند. من در بنفیکا[3] هم چنین هواداران پرشوری ندیده بودم.» (وبگاه رسمی باشگاه تراکتورسازی، ۳۰/4/۱۳۹۱). لوئیس میا[4]، سرمربی اسپانیایی تیم الجزیره امارات نیز که سابقه بازی در باشگاه‌های رئال مادرید و بارسلونا را دارد، در نشست خبری پس از بازی رفت با تراکتورسازی در لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۱۳، در مورد هواداران تراکتورسازی چنین گفته‌است: «شگفت‌زده شدم. چنین انتظاری نداشتم. هواداران یار دوازدهم تراکتورسازی بودند. در اسپانیا هم تماشاگران زیادی می‌آیند؛ اما این قدر سر و صدا نمی‌کنند و هیجان ندارند. به خاطر تماشاگران با تعصب به تیم تراکتورسازی تبریک می‌گویم» (خبرگزاری فارس، ۸/12/۱۳۹۱).

از تحول‌آفرینی‌های فرهنگی هواداران این تیم می‌توان به سر دادن شعار «عیبی یوخ، عیبی یوخ» اشاره کرد که حتی با وجود گل خوردن تیم خود، تیم محبوب شان را مورد تشویق قرارداده و آن را به بُُُرد بازی دلگرم می‌سازند. این امر، سنتی شده است که هواداران سایر تیمها نیز در مواردی از این شعار تقلید کرده‌اند (خبرگزاری تسنیم، ۳/2/۱۳۹۳). با توجه به آنچه بیان گردید این تیم در سایه حمایتهای شگفتی‌ساز طرفدارانش توانسته سه بار نایب‌قهرمان لیگ برتر، یک بار قهرمانی جام حذفی و سه بار نایب قهرمان جام حذفی را به دست آورد؛ همچنین موفق به کسب اولین سهمیه آسیایی و اولین صعود از مرحله گروهی لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا شده و به این ترتیب شگفتی‌ساز شده است.

با توجه به مطالبی که درباره قدرت بالقوه شهر تبریز در خلق و آفرینش تحولات و جنبشهای اجتماعی بیان گردید؛ این سوال مطرح مي‌شودکه «شهر تبریز دارای چه نوع پتانسیلی هست که می‌تواند در زمان مقتضی آن را بکار گیرد و جنبش و تحولات اجتماعی بی‌نظیری را بیافریند؟» جواب اين سوال را می‌توان در حالت كلي با توجه به دو عامل اساسی يعني موقعیت برتر داخلی و خارجي تبريز مورد تبیین و تحلیل قرار داد:

1. موقعیت برتر داخلی

منظور از موقعیت برتر داخلی، موقعیت برتر شهر تبریز در داخل کشور می‌باشد. موقعیت برتر کشوری تبریز را در طول تاریخ، می‌توان از جنبه‌هاي مختلف مورد استدلال قرار داد. اما در اين نوشته تنها به دو جنبه از مهم‌ترين آنها یعنی پایتخت سیاسی سلسله‌های تاریخی مختلف و شهر اولين‌ها پرداخته می‌شود:

1-1. پایتخت سیاسی و مهم‌ترین شهر ایران:

تبریز پایتخت سیاسی حکومت‌های اتابکان آذربایجان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قراقویونلوها و آق‌قویونلوها و صفویان بوده است(صالحی،1386). بنابراین تبریز با سابقه هفت بار پایتختی در سلسله‌های مختلف حکمرانی، 263 سال پایتختی حاکمان فلات ایران را در طول تاریخ دارا بوده است.

اوج شکوفایی تبریز مربوط به دوره ایلخانان است که در این زمان، پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بود(Bayne, 1968). تبریز در سال ۱۵۰۰م و در زمان پایتختی سلسله صفویان به‌عنوان چهارمین شهر بزرگ جهان محسوب می‌شده و هم‌تراز با استانبول -پایتخت امپراتوری عثمانی- بوده‌است(Teacherweb,2012). این شهر در دوره قاجاریان به‌عنوان ولی‌عهدنشین و پایتخت دوم حکومت قاجاریه و همچنین بزرگ‌ترین، مهم‌ترین و متجددترین شهر ایران به شمار می‌رفته ‌است. این شهر تا اواخر دوره پادشاهی ناصرالدین‌شاه قاجار، پرجمعیت‌ترین شهر ایران بود. به عبارتی تبریز در سال ۱۲۴۷ش، پرجمعیت‌ترین شهر ایران بود و در همین سال، تهران در جایگاه دوم قرار داشت. در سال ۱۲۶۹ش، جمعیت تبریز و تهران برابر شد و پس از آن، تبریز رتبه دوم را به خود اختصاص داد(نظریان، ۱۳۹۴)، جمعیت تبریز در سال ۱۳۹۵ش، بالغ بر 1,558,693نفر بوده که ششمین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران، مشهد، اصفهان، کرج و شیراز محسوب می‌شود(درگاه ملی آمار، ۱۳۹۵).

تبریز به لحاظ صنعتی نیز از جایگاه مهمی برخوردار است. توسعه صنایع در تبریز در سال 1345ش پایه‌گذاری گردیده و با احداث کارخانجات تراکتورسازی و ماشین‌سازی رونق پیدا کرد و در این بخش مشاركت‌های عظیمی با كشورهای دیگر مانند: چك و اسلواكی، رومانی و آلمان به انجام رسیده ‌است. امروزه بیش از ۵۵% از کارگاه‌های بزرگ صنعتی آذربایجان شرقی در شهر تبریز مستقر شده‌اند. تبریز با دارا بودن كارخانه‌های بزرگ صنعتی به ویژه با ایجاد و تمركز صنایع سنگین، تولید ماشین‌آلات و تجهیزات، یكی از قطب‌های صنعتی كشور به شمار می‌آید. تبریز در زمینه صنعت چرم و فرش نیز جز پیشتازان است (سایت استانداری آذربایجان شرقی، «شهرستان تبریز»).

2-1. شهر اولین‌ها:

از جمله عناوینی که شایسته نام و سرزمین شهر تبریز است؛ شهر پیشگامان و به عبارتی «شهر اولین‌ها» می‌باشد. چراکه در هر زمینه‌ای که بنگریم خواهیم دید یکی از اولاد خلف و با عزم این دیار با کوچک شمردن دشواری‌های بزرگ، قدم پیش گذاشته و با گشودن راه نوینی در پیش پای هم‌وطنانش آنان را با یکی از اصول تمدن جدید آشنا ساخته و با هموار نمودن ناهمواری‌ها، صفحه‌ی جدیدی را در تاریخ معاصر این مرز و بوم ورق زده است. این دیار دیرینه تاریخ که به قولی مهد «اولین‌ها»ست در عرصه صنعت‌های مدرن از همان ابتدا تاریخچه روشنی برای خود رقم زده و در پذیرش روند مدرن‌گرائی اروپایی به جهت رفت و آمد بازرگانان و مبلغان اروپایی از دوران آق‌قویونلوها و قراقویونلوها و سپس صفویه به تبریز و همچنین در دوره قاجاریه به ویژه پس از جنگ‌های ایران و روس و افزایش نقش همسایگی روس‌ها، زودتر از استان‌های دیگر با پدیده‌های مدرن در غرب آشنا شده است. بنابراین از بین چهل و اندی از اولین‌ها، به چند نمونه از آنها اشاره می‌شود:

-       اولين ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس در 1185ش، توسط عباس ميرزا نايب‌السلطنه؛

-       اولين عکاسی در 1185ش، توسط ملك قاسم ميرزا؛

-       اولين چاپخانه در سال1195ش، توسط ميرزا زين‌العابدين تبريزي؛

-       اولين برج آتش نشانی در 1296ش، توسط قاسم خان والي؛

-       اولين کتابخانه عمومی در 1300ش، توسط محمدعلي تربيت؛

-        اولين مدرسه کرو لال ها در 1303ش، توسط جبار باغچه‌بان؛

-        اولين دانشکده فرش در 1373ش، توسط استاد عرب‌زاده تبريزي (پورتال شهرداری تبریز، «اولین‌ها»).

شاید در اینجا این نقد مطرح گردد که در تبیین تحول‌آفرینی اجتماعی تبریز، «شهر اولين‌ها» بودن تبریز نه یک علت بلکه یک معلول محسوب مي‌شود. در پاسخ به اين نقد باید گفت، درست است كه  هر رويدادي كه به عنون «اولين‌ها» رخ مي‌دهد خود معلول يك سري عوامل قبل از خود مي‌باشد، اما همان رويداد به عنوان «اولين‌ها» بعد از به وجود آمدن، برای رویدادها و اولين‌های بعدی، علت شمرده می‌شود. برای مثال در زمان كنوني، تبريز براي اولین بار در ایران به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی در سال 2018م انتخاب شده است. اين رويداد بي‌نظير، امروزه یک معلول به شمار مي‌رود. چراكه از جمله شاخص‌های انتخاب شهر تبریز به عنوان شهر نمونه گردشگری، رشد گردشگری داخلی تبریز در سال 1393 به میزان 25% ، رشد گردشگری خارجی 35 % ، وجود آثار تاریخی فرهنگی اسلامی، میزان توسعه‌یافتگی زیرساخت‌ها و وجود روستاهای هدف گردشگری، اعلام شده است(خبرگزاری تسنیم، ۳/10/۱۳۹۴). اما همين رويداد، در سالهاي بعد به عنوان يك علت براي رويدادهاي منحصربه‌فرد ديگر به شمار خواهد رفت.

 

2. موقعیت برتر خارجی

تبریز به لحاظ موقعیت خارجی و ارتباط داشتن با کشورهای دیگر نیز از اهمیت و موقعیت برتری برخوردار است. چنانكه عبور جاده ابریشم از اين شهر با قدمتی بيش از دو هزار سال پيش موجب ارتباط اين شهر با خاور دور و غرب بوده است. در دوران قاجار نیز تبریز به ‌سبب همجواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به راه‌های ارتباطی غرب، نقطه آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده‌است. در این دوران بسیاری از جنبش‌های فکری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فنی و بسیاری از نهاد‌های مدنی پیش از تهران و دیگر نقاط ایران، در این شهر شکل می‌گرفت (پورتال شهرداری، «درباره تبریز»). بنابراین عبور جاده ابریشم از این شهر و همچنین همسایگی آن با دو کشور پیشرفته و قدرتمند شوروی (روسیه کنونی) و عثمانی (ترکیه امروزی) بر اهمیت و موقعیت برتر این شهر به لحاظ خارجی بسیار تاثیرگذار بوده است که به شرح آنها پرداخته مي‌شود:

1-2. جاده ابریشم:

 جاده یا راه ابریشم، شبکه راه‌های به‌هم‌پیوسته‌ای با هدف بازرگانی در اوراسیا بود که تا سده پانزدهم میلادی به ‌مدت ۱۷۰۰ سال، بزرگ‌ترین شبکه بازرگانی دنیا بود. جاده ابریشم، جاده قدیمی تجارت چین که بیش از 2000 سال پیش مورد استفاده بود، کماکان در جهان بسیار شهرت دارد. جاده ابریشم به عنوان پلی بین چین و کشورهای اروپا، آسیا و آفریقا برای تبادلات مادی و تمدنی شرقی و غربی سهم مهمی ادا نموده است. این جاده، راه تجارت زمینی چین با آسیای جنوبی، غربی و اروپا و آفریقا از راه آسیای مرکزی در روزگار قدیم بود. به سبب آنکه بسیاری ابریشم و پارچه های ابریشمی چین از این جاده به غرب توزیع می شد، بدین سبب جاده ابریشم نام گرفت. تبادلات فرهنگی از طریق جاده ابریشم همانند تجارت مواد گسترده بود. پس از قرن 9 میلادی به دنبال تغییر ساختار سیاسی و اقتصادی قاره اروپا و آسیا به ویژه پیشرفت فنون دریانوردی، حمل و نقل دریایی، جاده ابریشم به عنوان جاده زمینی سنتی به تدریج رو به زوال رفت (امیراحمدیان و صالحی دولت‌آباد، 1395). شهر تبریز به مناسبت قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم از دیرباز مرکز مبادله کالا میان خاور دور و اروپا بوده‌ است و وصف بازارهای آن در خاطرات بسیاری از بازرگانان و جهانگردان آمده ‌است. در ۱۶ مه ۲۰۱۷ طی مراسمی با حضور رهبران نزدیک به ۳۰ کشور جهان در چین، جاده ابریشم جدید افتتاح شد تا راه را برای توسعه اقتصادی بیشتر هموارتر کند.

 

2-2. همسایگان خارجی تبریز

رونق مبادلات تجاری و فرهنگی تبریز و مرکزیت اقتصادی این شهر در طول سده‌ها به پیشرفت و گسترش نهادهای مدنی و اجتماعی تبریز منجر شده‌است. یک علت عمده این امر به خاطر همسایگی تبریز با دو کشور قدرتمند و پیشرفته روسیه و قفقاز در شمال و نیز عثمانی در غرب تبریز بوده است که از آنها تاثیر پذیرفته است.

1-2-2. امپراتوری عثمانی: یک قدرت سیاسی و امپراتوری مسلمان بود که از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲م (حدود ۶ قرن) در منطقه مدیترانه حکومت می‌کرد. این امپراتوری در اوج قدرت خود (قرن ۱۶ میلادی) مناطق آسیای کوچک، اکثر خاورمیانه، قسمت‌هایی از شمال آفریقا، قسمت جنوب‌شرقی اروپا تا قفقاز را شامل می‌شد. با شکست در جنگ جهانی اول، امپراتوری عثمانی فرو پاشید و جای خود را به ترکیه كنوني داد (احمدیاغی،1390).

رابطه ایران با عثمانی به دوره صفویه برمی‌گردد که اکثر جنگهای ایرن و عثمانی در اين دوره بوده است به حدی که صفویان مجبور شدند پایتخت خود را از تبریز به قزوین و سپس به اصفهان منتقل سازند. تبریز با اینکه از حملات و لشکرکشی‌های عثمانی در امان نبوده، اما با این حال با آن در ارتباط بوده است. همزبانی مردمان آذربایجان با ترکان عثمانی در امکان و برقراری اين ارتباط با وجود تفاوت مذهبی بسیار موثر بوده است. امروزه این ارتباط از یک سو به سبب کانال‌های ماهواره‌ای ترکیه و همچنین وجود مکانهای توریست‌پذیرآن خصوصا در سفرهای نوروزی و یا تابستانی بسیار مورد توجه است. از سوی دیگر مسافت کم بین منطقه آذربایجان با ترکیه بر کمیت و سهولت این ارتباطات می‌افزاید. ارتباط اهمیت تبریز و ترکیه را می‌توان از وجود کنسول‌گری ترکیه در تبریز که در میدان همافر واقع شده، دریافت.

2-2-2. امپراتوری روسیه: دولت تزار روسیه از ۱۷۳۱ تا سرنگونی آن در ۱۹۱۷ در جریان انقلاب روسیه بر سرکار بود. با بروز انقلاب کمونیستی در ۱۹۱۷ آن کشور به اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوری تغییر نام داد که تا 1991 تداوم داشت. شوروی، کشوری متشکل از روسیه و چندین جمهوری متحد بود که بخش بزرگی از شرق اروپا و شمال آسیا را در برمی‌گرفت و پهناورترین کشور جهان شناخته می‌شد. ارتباط ایرانیان با روسیه بیشتر از طریق دو دوره جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجاریه قابل درک است. در این جنگها، تبریز از اولین شهرهایی بود که مورد تصرف روسها قرار می‌گرفت و به سبب ولی‌عهدنشینی قاجارها در تبریز اهمیت این شهر برای روسها بسیار حیاتی بود؛ لذا کنسولگری خود را در منطقه مارالان تبریز زیر نظر سفارت روسیه در تهران مستقر ساختند و امروزه نيز داير است.

 چنانکه بیان شد تبریز با دو کشور پیشرفته و در عین حال قدرتمند شوروی (روسیه كنوني) و عثمانی (ترکیه كنوني) همسایه بوده و هست. اين همسایگی موجب تاثیرپذیری از آنها و در نتیجه پیشگامی در تحولات اجتماعی و اقتصادی شده است. این امر را می‌توان به واسطه افراد موثر و روشنفکری اثبات نمود که سالهایی از عمر خود را در آن کشورها اقامت داشته و در آنجا تحصیل کرده‌اند. افرادی چون فتحعلی آخوندوف، عبدالرحیم طالبوف و حیدرخان عمواوغلی که در روسیه درس خوانده و برای اولین بار منادی دموکراسی و تفكر مشروطه‌خواهي در ایران شده‌اند یا همچون زین‌العابدین مراغه‌ای که به دلیل اقامت طولانی در عثمانی از طلایه‌داران تمدن‌خواهی و دموکراسی بوده است. همچنین می‌توان از تشکل‌ها و احزابی چون حزب عامیون اجتماعیون یاد کرد که با پیروی از کمونیست‌های باکو و شوروی در تبریز تاسیس شد. در ادامه به شرح مختصری از آنها پرداخته مي‌شود:    

فتحعلي آخوندوف(۱۲۵۷ش-۱۱۹۱ش): وی از روشنفکران دوره قاجاریه و از کسانی بود که مدت ۴۳ سال در خدمت دستگاه حكومتي روسية تزاري بود و در بسياري از هيأتهاي سياسي و پژوهشي دولتي روس عضويت يافت. وی نمايشنامه‌نويسی معروف نیز بود که بیشتر آثارش را به زبان ترکی آذربايجاني نوشت و سپس آنها را به زبان روسي نیز درآورد و برخي از آنها در تئاتر مسكو و پترزبورگ به نمايش گذارده شد. مهم‌ترين تلاش وی، اصلاح و تبديل خط در ايران و عثماني از الفبای عربی به لاتین بود. وي این ایده را از پطركبير در روسيه برگرفته بود که ۱۵۰ سال پيش از آن در خط كهن آن سرزمين دگرگونيهايي وارد ساخت و به رغم مخالفت كشيشان و اشراف، كار خود را پيش برد(دایره المعارف بزرگ اسلامی).

عبدالرحیم طالبوف(۱۲۱۳ش- ۱۲۸۹ش): وی در شانزده سالگی از تبریز به تفلیس رفت و به تحصیل زبان روسی پرداخت و مقدمات دانش جدید را فرا گرفت و با جنبش‌های آزادی‌خواهی و آرای نویسندگان سوسیال دموکرات و ادبیات روسی آشنا شد. وی در ۱۲۸۵ش در دوره اول مجلس شورای ملی از تبریز به نمایندگی انتخاب شد، اما به تهران نیامد و در شهر تمرخان شوره (بویناکسک کنونی[5]) مقر حکومت داغستان ماند و در آنجا درگذشت. وی با نگارش کتاب‌هایی مانند «مسالک المحسنین» و «کتاب احمد» و... بر بسیاری از مشروطه‌خواهان ايران تأثیر گذاشت(آرین‌پور، ۱۳۵۰) .

 حیدرخان عمواوغلی(۱۳۰۰ش- ۱۲۵۹ش): وی تحصیلات دبیرستان خود را در ایروان به پایان رسانید. سپس در گرجستان دیپلم مهندسی برق گرفت. وی در جریان انقلاب ۱۹۰5 روسیه وارد حزب سوسیال دموکرات شد. بنابراین وی انقلابی ایرانی و از فعالان مؤثر جنبش مشروطه ایران و از رهبران حزب کمونیست ایران بود. وی پس از به توپ بستن مجلس، عده‌ای داوطلب فدایی را برای مبارزه با محمدعلی شاه و یاری مجاهدین تبریز روانه نمود و خود نیز به تبریز آمد.

حاجی زین‌العابدین مراغه‌ای (1288ش- ۱۲17ش): وی متولد مراغه و از آزادی‌خواهان دوره مشروطه ایران و نویسنده کتاب «سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ» است. این کتاب تاثیر زیادی در آگاهی اجتماعی و سیاسی جامعه ایران در آستانه جنبش مشروطه ایران داشته است. وی مدتی در شهر تفلیس، مرکز گرجستان به تجارت پرداخت و سپس تابعیت دولت روس را گرفت. سپس ترک تبعیت از دولت روسیه کرده و در استانبول اقامت دایم برگزید. وی در مدت اقامت خود در عثمانی مخصوصاً با روزنامه «شمس» استانبول همکاری داشت و مقالات سودمندی نیز در روزنامه حبل‌المتین کلکته می‌نوشت (آرین‌پور، ۱۳۵۰) .

حزب اجتماعیون عامیون: در دوره مشروطه دو حزب مهم سیاسی در ایران به وجود آمد. حزب اجتماعیون عامیون (سوسیال دمکرات) که حزبی انقلابی و در مقابل آن، حزب اعتدالیون با مشی اعتدالی  بود که در سال ۱۲۸۶ش توسط علی مسیو با هدف ایجاد و تربیت واحدهای مسلح خلقی در دفاع از انقلاب مشروطیت در تبریز پایه‌گذاری شد (ملک الشعرا، ۱۳۵۷). هسته مرکزی این حزب در تبریز به شدت ناشناخته و کاملا مخفی عمل می‌کرد و از این رو به آن مرکز غیبی می‌گفتند(موسوی‌نیا، ۱۳۸۵). در پیدایش و بسط پایداری جنبش مشروطه‌خواهي تبریز و آذربایجان، سوسیال دموکراتهای قفقاز و سازمان همت در باکو، نقش بزرگی خواه از جهت تعلیم سیاسی و تئوریک، خواه از جهت رساندن اسلحه و خواه از جهت اعزام داوطلبان رزمجو ایفا کردند. حزب همت همکاری نزدیک و موثری با مرکز حزب سوسیال دمکرات روسیه داشت. در تبریز علی مسیو، حاج علی دوافروش، رسول صدقیانی و حیدرخان عمواوغلی، مرامنامه سوسیال دموکراتهای کارگری روسیه را به فارسی ترجمه و دسته مجاهدین را پدید آوردند. این حزب بعدا در سایر شهرهای ایران از جمله تهران، مشهد، رشت، اصفهان نیز شروع به فعالیت کرد(کسروی، 1395).

نتیجه‌گیری

در این نوشته این سوال اساسی مطرح شد که «پتانسیل بی‌نظیر شهر تبریز مبتنی بر چه عواملی هست که می‌تواند جنبش‌ها و تحولات اجتماعی اثرگذاری را بیافریند؟» در جواب به این سوال به دو عامل اساسی یعنی موقعیت برتر داخلی و خارجی تبریز اشاره شد که بر اساس آنها توانسته مرکز و مبدا تحول‌آفرینی خصوصا در دوره معاصر قرار گیرد. موقعیت برتری که موجب شده در مواجه با هر رویداد و حادثه ناعادلانه و سلب كننده آزادی، نگاههای منتظر به سوی تبریز دوخته شود تا شیرزنان و آزادمردانی از آن به منصه ظهور برسند و خود را به اسطوره تاریخ تبدیل سازند. چنانکه مقاومت تبریز در برابر تجاوزهای روسیه و عثمانی در روزگاران گذشته؛ واکنش به سلب آزادی و استبداد داخلی در دو جریان انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی؛ افتخارآفرینی و الگوسازی از طریق تیم شگفتی‌ساز تیراختور در مقابل برتری‌طلبی خیالی دو تیم فوتبال پایتخت و... اشاره نمود.

تبریز در طول تاریخ در مواجه با استعمار و تجاوز بیگانگان خارجي و همچنين در مقابله با بی‌عدالتی‌های اقتصادی، استبداد سیاسی، شكافهاي اجتماعي و تعارضات فرهنگي در داخل كشور، ویژگیهای منحصر به فردی پیدا کرده و هویت تاریخی-اجتماعی وي‍ژه‌اي یافته است. هویت خاصی که مبتنی بر دو عنصر آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی است. چنین هویتی هر گاه، خود را در مقابل عدم آزادی و بی‌عدالتی یافته، در مقابل آنها به عنوان ویژگیهای ‌هویت‌سوز به واکنش دست زده است. بر مبنای چنین هویتی هست که به راحتی، تعریف خود از دیگری، تشخیص دوست از دشمن، تمایز آگاهی راستین از کاذب، تفکیک عدالت از بی‌عدالتی و ترجیح آزادی بر رهایی براي مردمان تبريز میسر می‌شود و همین امر موجب می‌شود که موضع‌گیری حق‌طلبانه، اعتراض اجتماعی و زندگی مسئولانه در آن به وقوع بپیوندد. بنابراین تبریز در طول تاریخ ایران خصوصا در تاریخ معاصر نسبت به کوچکترین عدم آزادی، بی‌عدالتی و تبعیض هم در منشا داخلی و هم در مبدا خارجی واکنش نشان داده و از این طریق یک تحول اجتماعی و نقطه عطف تاریخی را براي اصلاح و توسعه اجتماعي رقم زده است.

 بر اساس این هويت خاص و اين گونه حس مسئولیت و این نوع پتانسیل اجتماعی در تبریز می‌توان پیش‌بینی نمود که هر چقدر میزان فسادهای اقتصادی، تبعیض‌های سیاسی، شکافهای اجتماعی و تعارضات فرهنگی در جامعه بیشتر شود، قطعا بر میزان تحول‌آفرینی این شهر در راستاي اصلاح اجتماعي و ارتقاي شاخصهاي زندگي دموكراتيك و مدني افزوده خواهد شد. امروز نیز که وسایل ارتباطی سریع و قابل دسترس خصوصا شبکه‌های اجتماعی مجازی، میزان آگاهی اجتماعی افراد را در مقابل سلب آزادی‌ها‌ و بی‌عدالتی‌ها ارتقا بخشیده‌اند، پتانسیل بالقوه این شهر در تحول‌آفرینی اجتماعی افزایش یافته است.

 

 

 

 

منابع

-     احمدیاغی، اسماعیل (1390)، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال. ترجمه رسول جعفریان، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

-     امیراحمدیان، بهرام و روحاله صالحی دولت آباد، «ابتکار جاده ابریشم جدید« چین (اهداف، موانع و چالشها)، فصلنامه مطالعات روابط بین الملل، سال نهم، شماره 36 ،زمستان 1395.

-     آرین‌پور، یحیی(۱۳۵۰) ، از صبا تا نیما، چاپ اول.

-     خبرگزاری تسنیم، ۳/2/۱۳۹۳، «تقلید تماشاگران استقلال از هواداران تراکتورسازی و شادی عجیب کبه».

-     خبرگزاری تسنیم،۳/10/۱۳۹۴، «از سوی سازمان همکاری‌های اسلامی؛ تبریز شهر نمونه گردشگری جهان اسلام در سال ۲۰۱۸ انتخاب شد»، شناسه خبر: 952269 ،  www.tasnimnews.com.

-     خبرگزاری فارس، ۸/12/۱۳۹۱، «میلا: از حضور تماشاگران تبریزی شگفت‌زده شدم/ در اسپانیا اینقدر هیجان نیست». بایگانی‌شده از نسخه اصلی در ۲۲ اوت ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۹ اسفند ۱۳۹۱.

-     خبرگزاری مهر، ۴/8/۱۳۸۸، «اتفاقی کم سابقه در ورزشگاه آزادی/ تماشاگران تراکتور بیشتر از پرسپولیس» ‎(فارسی)‎. بایگانی‌شده از نسخه اصلی در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳.

-     درگاه ملی آمار ، «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵»، بازبینی‌شده در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۷.

-     رضازاده شفق، صادق، بیاد آموزگار و فرمانده ما هوارد باسکرویل. کیهان، ۱۳۳۸

-     شبکه ورزش ایران ،۱۷/12/۱۳۸۷، «بازی در ورزشگاه اختصاصی تراکتورسازی برای هیچ تیمی آسان نیست».

-     صالحی، نصرالله، جوادیان، مسعود و حداد عادل، غلامعلی. تاریخ معاصر ایران-۲۵۳. چاپ چهارم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۶. صص ۱۰ و ۱۱.

-     عصر ایران، ۱۷/8/۱۳۹۰، «تراکتورسازی؛ هجده سال پیش از این»، بازبینی‌شده در ۲۳ اسفند ۱۳۹۱.

-     کسروی احمد (1395)، تاریخ مشروطه ایران ، تهران،  نشر پر.

-     محمد تقی موسوی نیا، روند پیدایش احزاب و انجمن‌های سری درانقلاب مشروطه، مجله: اطلاعات سیاسی - اقتصادی، مرداد و شهریور و مهر و آبان ۱۳۸۵ - شماره ۲۲۷-۲۳۰، برگ ۱۴۷.

-     ملک الشعرا، بهار(۱۳۵۷)، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، چاپ چهارم،تهران: امیرکبیر.

-     نظریان، اصغر. جغرافیای شهری ایران (رشته جغرافیا). چاپ دوم. تهران: مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور، ۱۳۹۴، ص۹۱.

-     وبسایت رسمی برنامه نود، 30/2/1394،  کدخبر  ۱۳۱۴۹، آماری که نشان می دهد تراکتورسازی محبوب تر از استقلال و پرسپولیس است،  http://www.90tv.ir

-     وبسایت فوتبال سه، «هواداران تراکتورسازی بیشتر از رئال مادرید» ‎(فارسی)‎. بایگانی‌شده از نسخه اصلی در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳، http://www.tv3.ir.

-     وبسایت ورزش سه، 5/3/1395، کد خبر: 1328198/35 تراکتورسازی پرطرفدارترین تیم قاره کهن در2016 ، http://www.varzesh3.com.

-     وبگاه رسمی باشگاه تراکتورسازی، ۳۰/4/۱۳۹۱، «تونی: در سی و چهار سالی که در فوتبال هستم چنین تشویق‌هایی را از هواداران ندیده بودم.». بایگانی‌شده از نسخه اصلی در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۳۱ تیر ۱۳۹۱.

-     وبگاه شهرداری تبریز ، «تاریخچه شهرداری تبریز»، بازبینی‌شده در ۳ ژانویه ۲۰۱۳.

-     وبگاه گل، ۲۹/12/۱۳۸۸، «گزارش ویژه درباره پدیده سال؛ تراکتورسازی و هوادارانش»، حمید رستمی، بایگانی‌شده از نسخه اصلی در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۲۹ اسفند ۱۳۸۸.

-                Atabaki ,Touraj (4 November 2000). Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B.Tauris. ISBN 978-1-86064-554-9.

-                Bayne Fisher William, J. A. Boyle (1968), Tabrīz, Encyclopaedia of Islam, p. 14

-               Teacherweb.2012, “CITY POPULATIONS THROUGH HISTORY”



* از دوست پژوهشگر و  فرزانه‌ام، آقاي كاظم عباسي به دليل نكات سودمندي كه در بازبيني اين اثر داشتند، متشكرم.

[1] . Howard Conklin  Baskerville

[2] . Toni

[3] . Benfica

[4] . Luis Mia

[5] . Buynaksk

 
  BLOGFA.COM