رحیم زایرکعبه- کارشناس ارشد جامعه شناسی

بهار ۱۳۸۹

 چکیده

هدف اساسی تحقیق حاضر تعیین میزان برخورداری دانش آموزان متوسطه ناحیه یک تبریز از مهارتهای دهگانه زندگی بود. روش تحقیق این پژوهش از نوع روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری11838 نفر و حجم نمونه 372 نفر به شیوه نمونه گیری طبقه ای از بین دانش آموزان متوسطه ناحیه یک تبریز در سال تحصیلی 89-1388 به اجرا در آمد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روشهای آماری توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار spss انجام شد. نتایج تحقیق به دست آمده عبارتند از: 1) میزان برخورداری دانش آموزان از مهارتهای دهگانه زندگی، (7/3) یا 7/0 بالاتر از "گزینه متوسط" و پایین تر از "گزینه زیاد" بود. در این میان مهارت "روابط بین فردی" با بیشترین میزان میانگین (93/3) و مهارت "مقابله با استرس" با کمترین میزان میانگین (11/3) قرار دارد. میزان برخورداری دانش آموزان از طبقات سه گانه مهارتهای زندگی نیز به ترتیب بیشترین میزان برخورداری چنین است: اول مهارتهای شناختی ( با میانگین51/3 )؛ دوم مهارتهای اجتماعی (با میانگین20/3) و نهایتا مهارتهای عاطفی (با میانگین08/3 ) می باشد. 2 ) بین جنسیت دانش آموزان با میزان برخورداری آنها از مهارتهای زندگی تفاوت معنادار وجود ندارد. 3) بین نوع مدرسه (غیر انتفاعی و دولتی) دانش آموزان با میزان برخورداری آنها از مهارتهای دهگانه زندگی، تفاوت معنادار وجود دارد. به این معنی که میزان برخورداری دانش آموزان متوسطه مدارس غیر انتفاعی از مهارتهای دهگانه زندگی نسبت به دانش آموزان متوسطه مدارس دولتی، بیشتر است. 4) بین سطح تحصیلی والدین دانش آموزان با میزان برخورداری دانش آموزان از مهارتهای زندگی تفاوت معنادار وجود ندارد. 5) بین نوع شغل پدر دانش آموزان با میزان برخورداری دانش آموزان از مهارتهای زندگی تفاوت معنادار وجود ندارد. 6) بین درآمد مالی خانواده دانش آموزان با میزان برخورداری دانش آموزان از مهارتهای زندگی تفاوت معنادار وجود ندارد. 7) بین معدل تحصیلی دانش آموزان با میزان برخورداری آنها از مهارتهای زندگی تفاوت معنادار وجود دارد.

اصطلاحات کلیدی: مهارتهای دهگانه زندگی، مهارتهای شناختی، مهارتهای اجتماعی، مهارتهای عاطفی.