فرارمغزها و راههای مقابله با آن
رحیم زایر کعبه - کارشناسی ارشد جامعه شناسی
پیشرفته بودن یک کشور از طریق شاخصهای مختلفی مورد ارزیابی قرار می گیرد. یکی از این شاخصهای بسیار مهم ، وجود افراد متخصص و صاحب نظر می باشد وجود اینگونه افراد نه تنها باعث تخصصی و پیشرفته شدن جامعه در ابعاد گوناگون می شود. بلکه کارایی و بازده امور را نیز افزونتر می سازد. به عبارت دیگر اینان موتور ماشین جامعه هستند که آن را در ابعاد گوناگون از جمله ایجاد تکنولوژی مدرن و سرمایه، انتقاد از روشهای سنتی و ارایه پیشنهادات سازنده و دادن افکار نو، به سوی پیشرفت رهنمون می سازند. اما امروزه شاهدیم که گاه همین افراد متخصص و صاحب نظر کشورهای توسعه نیافته یا جهان سوم، وطن خود را ترک گفته راهی کشورهای توسعه یافته یا پیشرفته می شوند و به این ترتیب باعث رکود و عقب ماندگی کشور خود می شوند در اینجاست که این سوالات مطرح می شود که :
- به چه دلایلی مغزهای کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته می روند؟
- چرا کشورهای توسعه نیافته نمی توانند بستر مناسبی برای رشد و شکوفایی افراد متخصص و صاحب نظر فراهم سازند؟
- چگونه کشورهای توسعه یافته، نیروهای متخصص و صاحب نظر کشورهای توسعه نیافته را جذب خود می سازند؟
- با اتخاذ چه تدابیری می توان جلوی پدیده فرار مغزها از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته را گرفت ؟
قبل از پرداختن به موضوع ،لازمست مفاهیم اساسی این مقاله تعریف شود تا با رفع ابهام از آنها درک محتوای مقاله آسانترگردد. " مغزها و متخصصین" اشاره به افرادی دارد که دارای یک فن و تخصص علمی بوده واز تحصیلات دانشگاهی یا سطح عالی برخوردارند. استادان دانشگاه، متخصصین علوم پزشکی وپایه ،مهندسین علوم فنی و...جزو این افراد بشمار می روند. آشوری در کتاب خود "دانشنامه سیاسی" فن سالاران را تقریبا به این معنی آورده است (آشوری245:373) " فرار مغزها "منظور از کلمه فرار، دفع یا طرد فرد صاحب مغزو تخصص از وطن خود(کشورتوسعه نیافته) به کشورپیشرفته می باشد. "کشور های توسعه نیافته": مشخصاتی که معمولا برای توسعه نیافتگی قایل هستیم معمولا نه با معیارها و نه با علل پیدایی آن سرو کاردارند بلکه نتایج و آثار یا ظواهر کشور های توسعه نیافته را می رسانند و می توان آنها رابه چند گروه بدینسان تقسیم کرد:
─ جمعیتی: جمعیت بیش از اندازه، میزان بالای مرگ ومیر اطفال، میزان بالای زاد وولد و رشد جمعیت.
─اجتماعی :سوء تغذیه یا کمبود مواد غذایی، سطح پایین بهداشت، مسکن نامطلوب، سطح بالای بی سوادی .
─ اقتصادی: سلطه وسیع کشاورزی بر دیگر بخشهای اقتصادی، پس انداز ناچیز، سرمایه کم با توجه به تعداد جمعیت، ضعف فرایند صنعتی(بیرو،437:1370). البته اصطلاح" کشور های جهان سوم "نیز معادل با مفهوم " کشورهای توسعه نیافته"بکار رفته است (آشوری،118:1373)
چارچوب نظری تحلیل:
این مقاله در راستای پاسخ به دوسوال اساسی تدوین شده است. سوال اول که جنبه آسیب شناختی دارد اینست که "چرا مغزها ی کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته فرار می کنند؟" برای پاسخ به این سوال از چارچوب نظری جاذبه ودافعه اورت لی استفاده شده است به این صورت که از یک سو دافعه های موجود در درون کشورهای توسعه نیافته در ابعاد چها گانه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد تحلیل قرار می گیرد. از سوی دیگر جاذبه های درون کشورهای توسعه یافته باز در ابعاد چها گانه مذکور تبیین می گردد.
1.بعد اقتصادی:
- جذب نشدن در شغل متناسب با تخصص: کشور های توسعه نیافته بدلیل فقیر و عقب مانده بودن، نداشتن امنیت برای سرمایه گذاری خارجی، نداشتن بودجه برای سرمایه گذاری در مشاغل پایه و... نمی توانند مشاغل مختلف تخصصی برای صاحبان مغز و تخصص را فراهم سازند. در نتیجه این افراد مجبور به ترک وطن خود می شوند و در پی یافتن شغل متناسب با تخصص خود همچنین درآمد مطلوب راهی کشور های توسعه یافته می شوند که همه آن امکانات برایشان مهیاست.
- عدم رضایت شغلی: چنانکه بیان شد افراد متخصص وصاحب مغز کشور های توسعه نیافته، به دلیل نبود شغل تخصصی اشان در کشورخود مجبور به مهاجرت به کشور های پیشرفته می شوند حتی اگربعضی از آنها وطن خود راترک نکنند و در کشورشان بمانند، مجبورند که در شغلی غیر از شغل تخصصی خود مشغول کار شوند که در این صورت از یک طرف نوعی بیکاری پنهان در جامعه بوجود می آید که فرد ظاهرا دارای شغل و درآمد است ولی عملا بیکار است. زیرا فرد به دلیل اشتغال در شغلی غیر از شغل خود بازدهی کمتری دارد وآن همه هزینه ای که جامعه صرف تحصیل وتخصص وی نموده عملا بدون استفاده می ماند و این ضربه جدی به اقتصاد ملی می باشد؛ از سوی دیگر فرد بدلیل اشتغال به شغلی غیر از شغل تخصصی خود رضایت شغلی ندارد. زیرا هم از جنبه درآمدی تامین نمی شود وهم اطلاعات علمی و تخصصی اش روز به روز فراموش شده از دست می رود.
2- بعد سیاسی:
حکومتهای موجود در کشور های جهان سوم یا توسعه نیافته را می توان با ویژگیهایی چون تمرکز قدرت در دست عده ای معدود، نبود احزاب خود جوش مردمی، نابرابری وتبعیض، خفقان وعدم آزادی سیاسی، عدم مشروعیت سیاسی، مشارکت سیاسی پایین، بی ثباتی و ناامنی و... مشخص کرد. این گونه حکومتها که بر پایه ناآگاهی مردم استوار اند، صاحبان مغزو تخصص را به علت برخورداری از آگاهی وشعور، منبع تغییر وتحول وضع موجود سیاسی ومانعی بزرگ در برابرمنافع خود می دانند که در نهایت باعث تضعیف یا نابودی موقعییت آنان خواهد شد؛ به همین جهت همیشه در پی طرد ومنزوی ساختن صاحبان مغز وتخصص برمی آیند؛ درحالیکه در کشورهای پیشرفته، حکومتها به دلیل دموکراتیک بودن، بسترمناسبی برای رشد وشکوفایی صاحبان مغز و تخصص هستند تا آنها با انتقادها وپیشنهادات سازنده خود به کارایی هر چه بیشتر حکومت کمک کنند.
3- بعد اجتماعی:
در کشور های توسعه نیافته به دلیل وجود حکومتهای استبدادی، ارزشهای اجتماعی چون تملق گویی، تعهد، خویشاوند گرایی، سنت پرستی، رابطه گرایی به جای ضابطه گرایی، تبعیض، ریا کاری، زور و تزویر و...حاکم برجامعه است و پیشرفت و تحرک اجتماعی افراد نیز منوط به پیروی از این ارزشهاست. در چنین فضایی، صاحبان مغزو تخصص به دلیل اعتقاد به ارزشهایی چون تخصص، علم گرایی، شایسته سالاری و قانون که درنقطه مقابل ارزشهای قبلی قراردارند، نمی توانند به پیشرفت وتحرک اجتماعی در جامعه برسند، از اینرو مجبور به ترک وطن خود شده، راهی کشورهای پیشرفته می شوند که در آنجا به دلیل شرایط مساعد اجتماعی به رشد وشکوفایی وتعالی می رسند.
4- بعد فرهنگی:
نمی توان انکار کرد که کشور های توسعه نیافته در مقایسه با کشورهای پیشرفته دربسیاری از ابعاد، عقب مانده اند؛ همین عقب ماندگی و رکود نیز گاهی برخی ازتحصیلکردگان، متخصصین و صاحبان مغز کشورهای توسعه نیافته را تا آن حد به یک بینش افراطی می کشاند که اعتقاد پیدامی کنند که هرچه خودی است مرتجعانه ومنفی می باشد ودرمقابل هرچه غیرخودی ومتعلق به کشورهای پیشرفته می باشد، مترقی، سازند ه ومثبت می باشد. چنین نگرش منفی و درعین حال سطحی به فرهنگ خودی ودر مقابل شیفتگی والینه شدن به فرهنگ غیرخودی در نهایت باعث دفع و رها کردن فرهنگ وکشورخود در مقابل پذیرش وجذب شدن به فرهنگ غیر خودی می گردد. البته در این باره، تحصیل متخصصین وصاحبان مغزکشورهای جهان سوم در کشورهای پیشرفته وتحت تاثیرفرهنگ آنان قرار گرفتن نیز بسیار موثرمی باشد.
اما سوال دوم مقاله که ازجنبه درمان شناسی مطرح شده، اینست که:"با اتخاذ چه تدابیری می توان جلوی پدیده فرارمغزها ی کشورهای جهان سوم رابه کشورهای پیشرفته گرفت؟"در پاسخ به این سوال باز به همان سیاق قبلی درابعاد چهارگانه به تحلیل وتبیین می پردازیم:
بعد اقتصادی: دولتها در کشورهای جهان سوم از راههای مختلفی چون ایجاد امنیت برای سرمایه گذاری خارجی، تشویق مردم به مشارکت در سرمایه گذاریهای زیربنایی، دادن وام و یارانه به صاحبان تخصص برای سرمایه گذاری در شغل تخصصی خود، دادن بورسیه های تحصیلی، تخفیف مالیاتی و تسهیلات و... می توانند باعث جذب متخصصان وعدم دفع آنان گردند.
بعد سیاسی: حکومتها در کشورهای جهان سوم با دادن آزادی بیشتر به احزاب مردمی، ایجاد امنیت شغلی برای متخصصین، برقراری عدالت اجتماعی، بها دادن به شایستگان و متخصصین، ایجاد ثبات وامنیت سیاسی، بالا بردن آگاهی و شعور سیاسی و... می توانند حکومتی دموکراتیک ایجاد نمایندکه بستر مناسبی برای رشد وشکوفایی صاحبان مغز و تخصص باشد ودرمقابل نیزبا بهره گیری از ایده ها، انتقادها و پیشنهادات این گونه افراد متخصص و صاحبان مغز،کارایی حکومت را افزونترسازند.
بعد اجتماعی: کشورهای توسعه نیافته یاجهان سوم می توانند با حاکم ساختن ارزشهای اجتماعی پیش برنده بجای ارزشهای ارتجاعی از قبیل تخصص بجای تعهد، عدالت بجای تبعیض، ضوابط بجای روابط، شایسته سالاری بجای خویشاوند گرایی، درستکاری بجای ریا کاری، علم گرایی بجای سنت گرایی، تغییر و نوآوری بجای رکود وسنت پرستی و... می توانند باعث فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای رشد و شکوفایی صاحبان مغز و تخصص شوند و نهایتا شکوفایی این گونه افراد منجر به پیشرفت اجتماعی می گردد.
بعد فرهنگی: یک کشورجهان سوم زمانی می تواند به تحول، رشد وتعالی برسد که قبل از آن در ابعاد اقتصادی وسیاسی متحول شده باشد، با تغییر و تحول و درنهایت پیشرفت فرهنگی کشورهای جهان سوم و صاحبان مغز و تخصص آن کشورها خواهند توانست به فرهنگ خود ببالند ودیگر شیفته فرهنگ بیگانه وغیرخودی نشوند و با تمام توان سعی در پیشبرد هرچه بیشترآن خواهند کرد. سخن آخر اینکه اگر ما کشورهای جهان سوم وتوسعه نیافته نتوانیم مشکلات داخلی جامعه مان را در ابعاد چهار گانه مذکور رفع نماییم ، همین مشکلات، دافعه هایی برای فرار مغزها ی جامعه مان بسوی کشورهای پیشرفته خواهدشد.
منابع:
- آشوری داریوش، دانشنامه سیاسی، تهران، انتشارات مروارید، چاپ سوم، 1373
- بیرو آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، تهران، انتشارات کیهان، چاپ دوم، بهار1370