رحیم زایرکعبه- دانشجوی دکترای جامعه شناسی

 مندرج در روزنامه مردم سالاری  به تاریخ 1393/7/23

 

در دوره زمامداری حضرت علی (ع) در کوفه و زمامداری معاویه در شام گروهی ظهور نمودند که هیچ یک از آنها را قبول نداشتند؛ آنها معتقد بودند که هر دوی آنها راه را به خطا می روند؛ اینان کافر نبودند بلکه اتفاقا شدیدا هم اهل نماز و روزه و تعالیم دینی بودند و حتی بر اثر سجده طولانی پیشانی شان پینه بسته بود. اینان به دنبال یک مدینه فاضله بودند؛ اینان درکی از اسلام داشتند و تنها آن را درست می دانستند و به صلابت تمام نیز از عقاید خود حتی به قیمت فدا شدن جان خود دفاع می نمودند؛ اینان آن قدر اهل تفکر و تامل نبودند که با کمی تامل سره را از ناسره و مغز را از پوسته و حق را از باطل تشخیص دهند. برای رهایی از این سرگردانی ناچار به این نتیجه رسیدند که هر دوی آنها را به قتل رسانند. این گروه، خوارج بودند که مظهر و نماد یک گروه ایدئولوژیک به شمار می روند.

افراد و گروه های ایدئولوژیک در هر زمان و مکانی وجود دارند و به محض آماده شدن شرایط، خود را نشان می دهند. اما اینکه چه شرایطی موجب ظهور افراد و گروه های ایدئولوژیک می شود؟ در جواب می توان به دو عامل اشاره کرد:

 1. عامل محیطی: گرایش به یک ایدئولوژی خاص را باید در محیط اجتماعی و نحوه زندگی افراد جستجو کرد. زیرا نحوه زندگی افراد ایدئولوژیک به گونه ای بوده که ایدئولوژی خاصی را در آنها پرورش داده است. به این معنی که شرایط اجتماعی و محیطی به گونه‌ی مثبت یا منفی موجب شده تا حقانیت یک ایدئولوژی برای فرد به صورت تمام و کمال اثبات شود. مثلا شرایط پس از جنگ جهانی اول در آلمان به گونه ای مثبت باعث شد تا اکثریت قابل توجهی از مردم، یهودیان را مسئول شکست آلمان در جنگ بدانند؛ در نتیجه هیتلر ایدئولوژی ضدیهودیگری خود را فرموله کرده؛ آن را حقیقت مطلق انگارد. یا وضعیت محیط اجتماعی اروپا در قرن وسطی و دخالتهای همه جانبه کلیسا در امور مختلف به گونه‌ی منفی باعث شد تا حقانیت و درستی ایدئولوژی غیردینی شدن (لاییسم) برای افراد محرز گردد.

2. عامل فردی: البته نباید چنین برداشت شود که محیط اجتماعی تنها عامل موثر بر ایدئولوژیک شدن افراد می باشد؛ زیرا چنین شرایطی برای افراد بسیاری وجود دارد؛ اما همه افراد دچار طرز فکر ایدئولوژیک نمی شوند. اینکه چرا افرادی خاصی دچار چنین حالتی می شوند؛ علت آن را باید در ویژگیهای فردی-وراثتی خاص آن افراد جستجو کرد. در کل می توان گفت "محرومیت" باعث ایدئولوژی گرایی می شود. معمولا آنهایی که از تحصیلات پایین، ضریب هوشی کم، وضعیت اقتصادی نامناسب، محیط اجتماعی بسته، سن کم، احساسات شدید برخوردارند؛ میزان ایدئولوژی گرایی در آنها بیشتر است. به عبارت دیگر عوامل فردی و ارثی عوامل بالقوه ای هستند که عامل محیط اجتماعی می تواند آن را بالفعل سازد.

افرادایدئولوژیک دارای مشخصات خاصی هستند که می توان آنها را چنین برشمرد:

-        در ذهنیت فرد ایدئولوژیک همه چیز یا سفید است یا سیاه؛ زیرا ایدئولوژی به فرد دقت، وضوح و صلابت می دهد.

-        فرد ایدئولوژیک یا با دشمن می ستیزد یا در صورت نبود دشمن، دشمنی برای خود می تراشد.

-        فرد ایدئولوژیک بیشتر دنبال حرکت و تغییر است تا دنبال حقیقت.

-         فرد ایدئولوژیک هر آنچه را که با منافع ایدئولوژیکی اش متناسب باشد، برمی‌گزیند تا ارزشهای خود را توجیه کند.

-         فرد ایدئولوژیک بر اساس بایدها و نبایدهایی که به آنها معتقد است در مقابل مسایل و جریانات موضع گیری می کند .

-        فرد ایدئولوژیک برای همه امور، تحلیل قبلی دارد. زیرا هر ایدئولوژی ادراکی قبلی برای آنچه فرد باید ادراک کند فراهم می سازد؛ از این جهت، فرد آنچه انتظارش را دارد می بیند نه آنچه باید ببیند.

افرادایدئولوژیک با مشخصات فوق، موجب شکل گیری جامعه ایدئولوژیکی می شوند که تنوع آراء را برنمی‌تابد؛ تبعیت و تقلید اصالت می یابد؛ گرفتار پندار کمال می شود که برآیند آن قطع تبادل اجتماعی و فکری با جوامع دیگر است و مانع هر نوآوری و نقد می شود به گونه ای که تقلید و تجلیل بر تحقیق، نوآوری و نقد و پرسشگری غلبه می یابد (سروش، 1378).

بعد از حادثه 11 سپتامبر و حمله تروریستی به برجهای دوقلوی جهانی در آمریکا برخی از ایدئولوژیست های اسلامی مدعی شدند که این حادثه قبلا در قرآن پیشگویی و پیش بینی شده بود و برای این ادعای خود به آیات 108 و 109 سوره توبه در قرآن استناد می کردند: "افمن اسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیر ام من اسس بنیانه علی شفا جُرُف هار فانهار به فی نار جهنم و الله لایهدی القوم الظالمین(108) لایزال بنیانهم الذی بنوا ریبه فی قلوبهم الا ان تقطع قلوبهم و الله علیم حکیم (109)" 

ترجمه آیات: "آيا كسي كه اساس كار خود را بر پايه تقواي خدا و رضايت او گذاشته كارش بهتر است يا كسي كه اساس كار خود را بر كنار پرتگاهي نهاده كه در حال فروريختن است و با آن در آتش جهنم مي‌افتد؟ و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي كند. (108) بنايي كه ساخته‌اند همواره مايه تشويش در دلهايشان خواهد بود تا آن هنگام كه دلهايشان تكه ‌تكه شود و خدا دانا و حكيم است(109)".

این گونه افراد که حب و بغض هایشان راهنمای آنان در تفکر و تعقل ورزی می باشد و استعداد خاصی در ارایه تحلیل های توهمی و ایدئولوژیکی دارند از دو آیه مذكور در رابطه با حادثه 11 سپتامبر نکات زیر را تحلیل می کردند:

- در آيات مورد نظر عبارت "جُرُف هار" به کار رفته که نام خيابان برجهاي دوقلو، "Harr  Jorf " است. آدرس برجهاي دوقلو: , Jorf   Harr  Street  New York City, No. 108/109

- شماره آيات مورد نظر 108 و 109 مي باشند که برابر با آدرس برجهاي دوقلوست. ضمناً در بعضي از نسخه هاي قرآن شماره اين دو آيه 109 و 110 مي باشد که در اين صورت نيز110 برابر با تعداد طبقات برجهاي دوقلوست.
- سوره توبه 9 مين سوره قرآن مي باشد که برابر با 9 مین ماه سال میلادی یعنی سپتامبر است.

- سوره توبه در جزء 11  قرآن قرار دارد که برابر با روز حادثه 11 سپتامبر است.

- سوره توبه در حزب 21 قرآن قرار دارد که برابر با قرن 21 هست که حادثه یازده سپتامبر در آن قرن واقع شد.

- تعداد حروف سوره توبه تا اين آيات 2001 حرف مي باشد که برابر با سال2001 میلادی هست که حادثه یازده سپتامبر در آن اتفاق افتاد (کریمی، سايت راسخون).

اين تحلیل ها در نگاه اول  بسيار جالب، مستدل و قانع كننده به نظر مي رسد؛ اما با طرح دلایل و سوالاتي چند، بنای این تحلیل ها فرو ریخته و توهمی و ساختگي بودن آنها برملا می شود. دلايل توهمی و اشتباه بودن تحلیل های توهمي و ایدئولوژیکی را چنین می توان برشمرد:

  1. 1.       استفاده از ربطهای توهمی: افراد ايدئولوژيك برای اثبات اعتقادات خود از وجود ربطهایی سخن به میان می‌آورند کهدر واقع ربطهای توهمی و خیالی هستند و نه ربطهای منطقی و واقعی. مثلا اینکه سوره توبه نهمين سوره قرآن مي باشد و در نتیجه مربوط به نهمین ماه سال میلادی یعنی سپتامبر است؛ یا اینکه سوره توبه در جزء یازدهم قرآن قرار دارد و در نتیجه مربوط به روز یازده سپتامبر است؛ ربط دادن های دلبخواهی و مطابق خواست فردی می باشد نه اينكه در واقعيت نيز چنين روابطی وجود داشته باشد. به عبارت ديگر اين ربط دادن ها ساخته تخيلات فرد ارتباط دهنده است نه اينكه در واقعيت هم چنين ارتباطهايي وجود داشته باشد. برای آشکار شدن خیالی بودن این ربط دادن‌ها، این سوالات را می توان مطرح ساخت که: چرا سوره توبه به عنوان نهمين سوره قرآن باید به نهمین ماه سال میلادی یعنی سپتامبر مربوط باشد و نه به یازدهمین روز همین ماه. یا بر مبنای کدام مبنا و معیار، وجود سوره توبه در حزب 21 قرآن به عدد 21 (قرن) مربوط هست و مثلا به عدد 2001 (سال) مربوط نیست. از طرف ديگر مگر نمی توان همین ربط دادن های دلبخواهی و فاقد یک معیار مشخص را در مورد همه آیات و سوره های قرآن یا هرکتاب دیگری بکار برد. این گونه تحلیل ها، دقیقا شبیه همان تحلیلی هست که برخی افراد در زمان پیامبر برای مصادف شدن فوت پسر پیامبر با خورشیدگرفتگی آن روز بیان می کردند و علت خورشیدگرفتگی را به فوت پسر پیامبر نسبت می دادند که با واکنش شدید پیامبر مواجه شدند که چنین تحلیلی را بی‌ربط و خرافی دانستند. افراد ايدئولوژيك در راستای رسیدن به اهداف ایدئولوژیکی خود حتی گاه ادعاهای جعلی و بی اساسی می نمایند. مثلا چنانکه در بالا نیز اشاره شد این افراد برای برجهاي دوقلوی جهانی مدعی آدرسی هستند که اصلا وجود خارجی ندارد.
  2. 2.       عدم ابطال پذیری: افراد ايدئولوژيك در تحلیل خود از اتفاقات به روابطی اشاره می کنند که این روابط، قابل ابطال نیستند؛ در حالی که براساس اندیشه های فیلسوف بزرگ معاصر کارل پاپر، اگر قضیه ای ابطال ناپذیر باشد، آن قضیه علمی نخواهد بود. پاپر در این رابطه به مطالب روانکاوان فرویدی اشاره می‌کرد که حرف هایی می زدند که قابل ابطال نبود. مثلا آنها در تحلیل علت سیگاری بودن یک فرد مدعی می شدند که چون این فرد در دوره کودکی از ناحیه دهانی (خوردن، مکیدن، جویدن، گاز گرفتن و...) خوب ارضاء نشده، در نتیجه در دوره جوانی برای ارضای آن نیاز سرکوب شده به سیگار کشیدن روی آورده است. پاپر معتقد بود که رابطه بین سرکوبی لذت دهانی در کودکی با سیگار کشیدن در جوانی به همان میزان که می تواند درست باشد، به همان میزان نیز می‌تواند نادرست باشد؛ بنابراین چنین قضایایی ابطال ناپذیر بوده و در نتیجه غیرعلمی هستند. در ارتباط با عدم ابطال پذیری تحلیل های ایدئولوژیکی هم می توان گفت اینکه سوره توبه نهمين سوره قرآن مي باشد و در نتیجه مربوط به نهمین ماه سال میلادی یعنی سپتامبر است؛ یا اینکه سوره توبه در جزء یازدهم قرآن قرار دارد و در نتیجه مربوط به روز حادثه یازده سپتامبر است؛ قضایایی هستند که روابط ادعا شده در آنها به همان میزان که می‌توانند درست باشند، به همان میزان هم می‌توانند نادرست باشند؛ به همین جهت این قضایا، غیرعلمی بوده و امکان ابطال آنها وجود ندارد. زیرا این گونه قضایا به جایی و مبنایی بند نیستند تا بتوان از طریق آن مبنا، نادرستی آنها را اثبات نمود.
  3. 3.      استفاده از اصل"پیش بینی بعد از وقوع": منظور از این اصل اینست که پیش بینی واقعه بعد از وقوع واقعه انجام می گیرد؛ در حالی منطقا پیش بینی باید قبل از وقوع واقعه، انجام یابد. به عبارت دیگر به جای اینکه واقعه تابع پیش بینی باشد، پیش بینی تابع واقعه می شود. چنانکه ادعای پیش بینی حادثه 11 سپتامبر در قرآن از سوی ایدئولوژیست های اسلامی بعد از وقوع آن واقعه مطرح شد؛ به طوری که حتی یک روز قبل از آن واقعه هیچ یک از این افراد چنین استنباط و ادعایی از این آیات قرآن نداشتند.
  4. 4.       تحلیلگران غیرمتخصص: از ديگر نشانه هاي تحلیل های توهمي اينست كه چنین تحلیل هایی نه از سوی افراد متخصص بلکه از سوی افراد ایدئولوژیک و غیرمتخصص بیان می‌شود. چنانکه ادعای پیشگویی قرآن درباره حادثه یازده سپتامبر نه تنها از سوی هیچ متخصص قرآن شناس و صاحب نظر قرآنی بیان نشده، بلکه مورد نکوهش آنان هم قرار گرفته است؛ این گونه ادعاها و تحلیل ها از سوی افرادی بیان مي شود كه صرفا ارادت و باوری خام به قرآن دارند و فکر می کنند اگر بتوانند هر چیزی یا حادثه ای را به قرآن ربط دهند؛ در این صورت توانسته اند جامعیت و اعجازیت قرآن را اثبات نمایند. در حالی که آگاه نیستند که با این گونه کارهای خود اولا ناخواسته قرآن را در راستاي اهداف و منافع ایدئولوژیک خود به خدمت ‌گرفته و مطالب قرآن را تفسیر به رای می نمایند. ثانیا اعتبار قرآن به عنوان کتاب هدایت بشر را به حد یک کتاب فال بینی و طالع بینی تقلیل می دهند.

در پایان باید گفت افراد ایدئولوژیک اولا همیشه خود را ملزم می داند که درباره هر اتفاقی، فورا تجزیه و تحلیلی ارایه دهند و حاضر نیستند تا به دست آوردن شواهد و مدارک لازم وکافی، صبرکنند. اگر هم به تکه پاره هایی از شواهد دست می یابند؛ بدون اینکه به بررسی نقادانه و دقیق آنها همت گمارند به گونه ای انعطاف ناپذیرآنها را مبنا قرار داده به نتیجه گیری و صدور رای قاطع خود می پردازند یا گاه همین شواهد تکه پاره و پراکنده را بیش از حد بزرگ می کنند. ثانیا ممکن الخطابودن انسان و ناآگاهانه بودن برخی رفتارهای آدمی در نظام فکری افراد ایدئولوژیک جایی ندارد و تصور می کنند همیشه همه اتفاقات از روی نیت آگاهانه و از پیش تعیین شده صورت می گیرد. ثالثا همیشه احساس می کند در پشت هراتفاقی حتی اتفاقات ساده یک سری نیروهای شیطانی توطئه گر نقش آفرین هستند (غفاری،1381).

 

منابع

-        قرآن کریم

-         سروش عبدالکریم(1378)، فربه تر از ایدئولوژی، تهران، موسسه فرهنگی صراط.

-         کریمی محمود،پیش بینی یازده سپتامبر در قرآن ! ، سايت راسخون

-         غفاری هشجین زاهد(مرداد و شهریور1381)، "شیوه تفکرمبتنی برتوطئه باوری؛ ارکان وخاستگاهها"، اطلاعات سیاسی- اقتصادی180-179، سال16، ش 12و11.