رحیم زایرکعبه- دانشجوی دکترای دانشگاه تبریز

مندرج در روزنامه آفتاب یزد- 20 بهمن 94 

آدمی نه با کار و تلاش بلکه با تصمیم‌های درست و بجاست که می‌تواند به توسعه و پیشرفت برسد. انتخابات به عنوان یکی از عرصه‌های تصمیم‌گیری سیاسی- اجتماعی می‌تواند موجب سپردن زمام امور سیاسی به فرد یا افراد شایسته شود. برای این کار نیز باید بتوان بین نامزدهای انتخاباتی فرق نهاده، فرد شایسته را از ناشایست تشخیص داد. اما هنگامی که جامعه در تب و تاب انتخاباتی به سر می‌برد و سخن از چند و چون نامزدهای انتخاباتی است، یکی از حرف‌هایی که حالت کلیشه ای هم به خود گرفته و بین مردم باب شده، این است که همه نامزدهای انتخاباتی از یک جنس هستند و بین آنها فرقی نیست. همین فرق نگذاشتن بین نامزدهای انتخاباتی و آنها را از یک قماش انگاشتن همچون بیماری مُسری در فصل انتخابات ظاهر شده و آنچنان در تن و جان افراد نفوذ می‌کند که آنان را دچار بی حالی، بی تفاوتی و کرختی می‌سازد. به طوری که افراد انگیزه ای برای رای دادن نداشته باشند آن را بی فایده و بی معنی می‌دانند و در نتیجه از دادن رای به نامزد انتخاباتی در راستای اهداف و منافع خود، منصرف می‌شوند. همین انصراف از شرکت در انتخابات، ناخواسته میدان نامزدهای فاقد شایستگی را فراخ تر ساخته، آنان را به پیروزی ناحقّی می‌رساند. زیرا جامعه ای که در آن، بین افراد فرق گذاشته نمی‌شود و فرق‌ها و تفاوت‌ها جستجو نمی‌شود؛ شایستگان با ناشایستگان فرقی ندارند و به همین جهت نیز امکان ظهور نمی‌یابند و در نتیجه در گوشه ای از جامعه مدفون باقی می‌مانند. همین امر دقیقا به سود کسانی است که شایسته نیستند و می‌خواهند فرق‌شان با شایستگان مشخص نگردد. ناشایستگان همچون علفهای هرز با چنبره زدن بر اطراف نهال دموکراسی، فرصت نور و غذا را از آن ستانده، آن را ضعیف‌تر و نحیف‌تر ساخته، آن را می‌خشکانند. اما در جامعه ای که فرق‌ها هر چند جزئی و اندک از سوی افراد جامعه درک گردیده و برجسته می‌شوند به شایستگان امکان ظهور می‌دهند.
این نوشته بر این نکته باور دارد که نامزدهای انتخاباتی با یکدیگر فرق دارند و در نتیجه همه آنها را یکی پنداشتن و از یک قماش دانستن، تصوری نادرست است. برای تایید این ادعا، دلایل و شواهدی ارائه می‌شود که مبین فرق بین نامزدهای انتخاباتی می‌باشد. در این ارتباط، انتظارات حداکثری مردم مهمترین مانع در تشخیص فرق بین نامزدهای انتخاباتی شناخته شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. دلایل و شواهد فرق داشتن بین نامزدهای انتخاباتی را چنین می‌توان برشمرد:
اولاً علم روانشناسی اجتماعی، وجود تفاوتهای فردی بین افراد را امری مسلم و بدیهی می‌انگارد. از دیدگاه این علم، این تفاوتها ناشی از تاثیر متقابل دو عامل «وراثت و محیط» هستند که همچون دو ضلع یک مستطیل موجب شکل گیری مستطیل‌های متفاوت می‌شوند. به عبارت دیگر چگونگی تاثیر متقابل
دو عامل وراثت و محیط همواره موجب تفاوتهای فردی در انسانها خواهد شد.
ثانیا هر انسانی در طول زندگی خود برحسب شرایط و مقتضیات مختلف دچار تحول فکری و روحی شده
نه تنها با دیگران بلکه با شخصیت قبلی خودش نیز فرق پیدا می‌کند، چرا که انسان همچون اشیا و اعیان مادی نیست که ماهیتش از قبل تعیین شده باشد و تغییر نپذیرد. چون انسان تنها موجودی است که ماهیتش را در دو راهی‌ها و کشاکش‌ها با تصمیم‌ها و انتخابهای خود می‌سازد و در قبال آن مسئول است.
سومین و مهمترین دلیل که حرف دل همین نوشته نیز می‌باشد؛ این است که اگر افراد بین نامزدهای انتخاباتی فرقی قائل نمی‌شوند؛ نه به خاطر این است که واقعا بین آنها فرقی وجود ندارد؛ بلکه بیشتر به خاطر انتظارات ایده‌آل و حداکثری هست که افراد جامعه از نامزدهای انتخاباتی دارند. در حالی که اولا باید توجه داشت تا زمانی که افراد جامعه چنین انتظارات حداکثری و ایده‌آلی از یک نامزد انتخاباتی دارند؛ بین آنها فرقی وجود نخواهد داشت. به عبارت دیگر تا مردم در انتظارات حداکثری خود تجدید نظر نکنند و آنها را به یک انتظارات واقعی و معقول تبدیل نسازند؛ هیچ نامزد انتخاباتی نمی‌توان پیدا کرد که بتواند از عهده انجام آن مسئولیت‌های سخت برآید. عدم توان پاسخگویی هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی به این گونه انتظارات موجب می‌شود نه تنها آنها برآورده نشوند، بلکه در هر دوره انتخاباتی روی هم انباشته شده از سطح واقعیت فاصله بیشتری بگیرند و به اتوپیای دست نیافتنی تبدیل شوند که امکان تحقق عملی نیابند.
ثانیا درد و رنج عمیق و طولانی مدت در جامعه موجب شکل گیری انتظارات حداکثری و ایده‌آلی می‌شود. اینگونه انتظارات موجب می‌شود که مردم از نامزد انتخاباتی انتظار داشته باشند یک شبه و در کوتاه مدت، تغییرات اساسی و مطلوب در جامعه به وجود بیاورد. در حالی که چنین خواسته‌ای آن هم در کوتاه مدت امکان‌پذیر نیست. چنین خواسته‌ای مثل این است که از باغبانی انتظار داشته باشیم که بتواند در مدت کوتاهی، نهالی را به بار بنشاند؛ غافل از اینکه این نهال برای میوه‌دادن باید مدت مدیدی را سپری کند، بنابراین باغبان تنها می‌تواند به مراقبت مداوم و روزمره از نهال بپردازد تا در زمان مقرر طبیعی خود به بار بنشیند.
ثالثا انتظارات حداکثری به قول کارل پاپر، فیلسوف سیاسی قرن معاصر، مساوی یک تغییر زیر و روکننده هست که در این تغییر ریشه ای، قطعا منافع عده ای به نفع منافع عده ای دیگر از بین خواهد رفت. بنابراین انجام چنین اقدامات رادیکال و زیر و رو ساختن منافع افراد مختلف در جامعه، خود منجر به پیدایش تنش‌ها و کشمکش‌های اجتماعی شده، نظم جامعه را مختل می‌سازد. این گونه اقدامات به همان اندازه که باعث می‌شود یک نامزد انتخاباتی، حامی و طرفدار پیدا کند به همان اندازه نیز موجب ظهور دشمنان و مخالفان می‌شود. دشمنان نیز بیکار ننشسته، چوب لای چرخ پیشرفت و آسایش اجتماعی گذاشته، آن را متوقف خواهند ساخت. بنابراین برای جلوگیری از بروز چنین وضعیتی باید تغییرات اجتماعی به صورت اصلاحی و تدریجی و نه انقلابی و رادیکال صورت گیرند. در این باره می‌توان به برخورد پیامبر اسلام با مسئله اجتماعی برده‌داری اشاره کرد. ایشان در جامعه زمان خود به جای برخورد انقلابی و ناگهانی با پدیده برده‌داری، برخورد اصلاحی و تدریجی را در پیش گرفتند تا واکنش نامطلوب اجتماعی به وجود نیاید. زیرا وجود جنگهای زیاد در جامعه عرب موجب پدیده ای به نام اسیران جنگی می‌شد و از آنجا که دولت متمرکزی در کار نبود تا نگهداری از آنان را به عهده داشته باشد. لذا اسیران جنگی به بردگانی برای خدمت خانواده‌ها درآمده، منافع زیادی برای آنها به وجود می‌آوردند. به این معنی که چرخه اقتصادی و نیروی نظامی جامعه عرب آن زمان بر برده‌داری متکی بود. با توجه به این شرایط اجتماعی اگر همه بردگان در یک زمان معینی آزاد مى‏شدند یک جمعیت عظیم بیکار ظاهر مى‏شد که نه کسب و کار مستقلی داشتند و نه خانه ای برای زندگی کردن. به همین دلیل، ممکن بود نظم جامعه را مختل کنند. بنابراین پیامبر اسلام با روشها و اقدامات تدریجی مثل آزاد کردن برده از طریق کفاره قتل سهوی، کفاره سوگند به دروغ، کفاره روزه خواری و کفاره ظهار کردن همسران (نساء آیه ۹۲، مائده آیه ۸۹، مجادله آیه ۳)، خریدن بردگان و آزاد کردن آنها به عنوان یکی از مصارف هشتگانه زکات (توبه آیه۶۰)، آزادی بردگان طبق قراردادی که با مالک خود می‌بستند (نور ۳۳) و… زمینه برچیده شدن مسئله برده داری را فراهم ساخت.
نامزدهای انتخاباتی به سه دلیل یعنی تفاوتهای فردی، تحول فکری و انتظارات واقعی و معقول مردم از آنها با یکدیگر فرق دارند. اما عاملی که موجب زایل شدن فرق بین نامزدهای انتخاباتی می‌شود، ارزیابی آنها با انتظارات ایده‌آلی و حداکثری از سوی افراد جامعه است، زیرا در این صورت، هیچ نامزد انتخاباتی نمی‌تواند از عهده پاسخگویی به اینگونه انتظارات برآید و در نتیجه فرقی بین آنها مشاهده نمی‌گردد. اما اگر مردم، انتظارات واقعی و معقول از نامزدهای انتخاباتی داشته باشند در این صورت از یک سو فرق بین آنها مشخص می‌شود. از سوی دیگر افراد جامعه از بیگانگی سیاسی بیرون آمده، انگیزه به مشارکت سیاسی پیدا می‌کنند. نهایتا اینکه انتظارات واقعی و معقول موجب در پیش گرفتن برنامه‌های اصلاحی و تدریجی و دوری از فعالیت‌های ناگهانی در جامعه می‌شود.