رحیم زایرکعبه- دانشجوی دکترای جامعه شناسی دانشگاه تبریز

 مندرج در مجله رشد معلم، اسفند 1394، دوره 34، شماره 6

مقدمه

در سال ۸۱ طبق بخشنامه شماره 28/420 و با امضای علی‌اصغر فانی وزیر فعلی آموزش‌وپرورش و معاون آموزش‌وپرورش نظری و مهارتی آن موقع، نطفه پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی بسته شد. در سال ۸۲ نخستین مراکز پژوهشی ویژه دانش‌آموزان آغاز به کار کرد و هدف از آن اشاعه فرهنگ پژوهش میان دانش‌آموزان، ایجاد زمینه برای بروز خلاقیت‌ها و راهنمایی به سمت علایق و استعدادهایشان بود، اهدافی بلندی که فواید زیادی را عاید نظام آموزشی می‌کرد(4).

اما با وجود سپری شدن بیش از یک دهه از عمر پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی در کشور، اهداف مورد نظر چندان در عمل تحقق نیافته، آنها با مشکلات زیادی روبرو هستند. چنانکه پژوهش‌سراها به اتاق‌های استراحت همکاران مازاد یا در حال تحصیل تبدیل شده است؛ یا بعضی اوقات افرادی در آنها مشغول هستند که توانایی تدریس ندارند و به نوعی یک حیاط‌خلوت برای آن‌ها شده است؛ یا اینکه بسیاری از نواحی آموزش‌وپرورش به کسر ساعات موظفی پژوهش‌سراها یا حذف آن‌ها مبادرت نموده‌اند؛ یا بسیاری از دانش‌آموزان از وجود محلی به نام پژوهش‌سرا اطلاع ندارند. نویسنده که خود مدیریت یکی از پژوهش‌سراهای تبریز را به عهده دارد و مشکلات را از نزدیک تجربه نموده، سعی دارد به دو سؤال اساسی زیر، پاسخ مستدل و علمی ارائه نماید: اولاً «مشکلات و آسیب‌های پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی کدم‌اند؟» ثانیاً«چه راه‌حل‌هایی برای رفع مشکلات و آسیب‌های موردنظر وجود دارد؟» آسیب‌ها یا عوامل مؤثر در کارکرد نامناسب پژوهش‌سراها عبارتند از:

1. برنامه‌ها و وظایف متعدد: پژوهش‌سراها، وظایف و برنامه‌های متعددی چون مسابقات علمی،آزمایشگاهی، جشنواره‌های مختلف، فراخوان‌های پژوهشی و همایش‌های علمی را بر عهده دارند. هرکدام از این برنامه‌ها از طرفی به برنامه‌ریزی دقیق، عدم تداخل کلاس‌ها و برنامه‌ها و از طرف دیگر به زمان زیاد، امکانات و بودجه کافی نیازمندند. مثلا برای موفقیت در جشنواره جوان خوارزمی لازم هست که کلاس‌های آن به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شوند که اولا با سایر کلاس‌ها تداخل نداشته باشند. ثانیا امکانات کافی چون جا و وسایل آزمایشگاهی برای آمادگی و هدایت دانش آموزان وجود داشته باشد. این برنامه‌ها به دلیل زمان‌بَری و نیاز به امکانات کافی موجب می‌گردد تا دست‌اندرکاران پژوهش‌سرا بخواهند تدابیر لازم را برای جشنواره خوارزمی هماهنگ سازند، برنامه دیگری مثل جشنواره جابربن‌حیان از راه می‌رسد. درنتیجه برنامه دوم به شکل صوری برگزار می‌شود.

2. مشکل نیروی انسانی: در اساسنامه اولیه پژوهش‌سراها در سال 81، فضای پیش‌بینی‌شده شامل آزمایشگاه فیزیک، شیمی، زیست و کارگاه کامپیوتر بود. در بخش‌نامه سال 92 علاوه بر آنها، فضاهای دیگری چون رباتیک، هوافضا، نانو، پژوهش ریاضی، نجوم و خلاقیت نیز اضافه شد(2). اما باید گفت اولاً راه‌اندازی هرکدام از آنها با امکانات کافی به بودجه کلان نیازمند هست. ثانیاً متخصصان هرکدام از رشته‌ها باید از بین دبیران رسمی آموزش‌وپرورش باشند که به‌جز در دروس فیزیک، شیمی، زیست و کامپیوتر بسیار دشوار و حتی ناشدنی است. مشکل دیگر، نبود پُست معاونت در پژوهش‌سراهاست که موجب می‌شود بسیاری از کارها به گردن مدیریت بیفتد. مدیر نیز در زیر بار حجم کار زیاد یا انجام برخی برنامه‌ها را لغو می‌کند یا اینکه برخی از آن‌ها را به شکل صوری و نمایشی انجام می‌دهد.

3. نبود ردیف بودجه مشخص: در ماده 12 اساسنامه پژوهش‌سراها، منابع مالی آنها، سه منبع یعنی «اعتبارات تخصیصی از سوی شوراهای آموزش‌وپرورش استان‌ها و مناطق؛ مؤسسات محلی از قبیل شهرداری‌ها، مراکز علمی و پژوهشی و بنگاه‌های اقتصادی و نهایتاً کمک‌های مردمی» در نظر گرفته شده است. بنابراین پژوهش‌سراها رسماً دارای ردیف بودجه خاصی نیستند. همین امر موجب می‌شود تا «برخی پژوهش‌سراها به‌تدریج با انحراف از اهداف اصلی خود برای تأمین هزینه‌های خود دست به برگزاری کلاس‌های کنکور و تقویتی کنند»(4).

4. مسئله کنکور: در ماده 7 اساسنامه پژوهش‌سراها در سال 81، دانش آموزان واجد شرایط برای عضویت شامل دانش آموزان دوره متوسطه و پیش‌دانشگاهی با شرایطی چون داشتن رتبه در مسابقات علمی و یا  دانش‌آموزان رتبه اول تا پنجم در هر پایه و رشته تحصیلی در سطح مدارس می‌شد. اما این امر در عمل متحقق نشد. زیرا دانش آموزان خصوصا تیزهوشان تمامی نیروی خود را صرف موفقیت در کنکور می کنند. زیرا کنکور آینده شغلی، منزلت اجتماعی، نوع درآمد و سبک زندگی را تعیین کرده، سرنوشت زندگی دانش‌آموز را رقم می‌زند. در نتیجه دانش آموزان غیرممتاز و گاه کم‌مایه با دیدگاه کلاس تقویتی یا رفع اشکال درسی با پژوهش سراها ارتباط برقرار می‌کنند.

کنکور به حدی اهمیت دارد که پژوهش‌سراها فقط با وعده موفقیت در کنکور می‌توانند طرح‌های خود را به جلو ببرند. زیرا دانش‌آموزانی که رتبه اول تا سوم کشوری جشنواره خوارزمی را به دست آورند، بدون کنکور در رشته‌ای که طرح ارائه کرده‌اند در دانشگاه‌ها پذیرش می شوند. بنابراین کنکور به شکل فعلی مهم‌ترین مانع بر سر راه حضور و عضویت دانش آموزان دوره دوم متوسطه خصوصاً دانش آموزان نخبه می باشد.

 5. هزینه زیاد با فایده کم: انجام کار پژوهشی برای دانش‌آموزان عضو پژوهش‌سرا از چند جنبه بسیار پرهزینه است. اولا طرحی که دانش‌آموز بخواهد آن را در عمل پیاده سازد به هزینه مالی زیاد نیازمند هست که پژوهش‌سراها فاقد چنین بودجه‌ای هستند و یا به دلیل نامشخص بودن نتیجه طرح از قبول آن سرباز می‌زنند. ثانیا یک طرح مدت‌ها وقت یک دانش‌آموز را می‌گیرد و ممکن است در نهایت هم به موفقیت نرسد یا به دلیل تکراری بودن یا نداشتن ایده نوآورانه از سوی داوران رد شود و در نتیجه همه زحمات بر باد رود. ثالثا بسیاری از طرح‌ها نیاز به گرفتن تأییدیه از سازمان مربوطه دارند که این امر مشکلات اداری و اجرایی خاص خودش را داشته و گاه امکان‌پذیر نمی‌گردد. نهایتاً دانش‌آموز حتی با کسب رتبه برتر کشوری جشنواره خوارزمی با عدم پذیرش برخی دانشگاه‌ها به دلیل ندادن کنکور مواجه می شود. بنابراین دانش آموزان نمی‌خواهند خود را وارد یک بازی بکنند که دارای هزینه زیاد مالی، زمانی و ریسک در موفقیت هست. لذا بهترین گزینه را سرمایه‌گذاری مستقیم در کنکور می‌بینند که راهی آزموده شده و کم ریسک است.

6. آموزش‌محوری به‌جای پژوهش‌محوری: سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در راهکارهای 23/1،  7/11،  3/18،  2/23 و 3/23 به مواردی چون ایجاد شبکه پژوهشی در قالب شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات؛ گسترش فرهنگ تفکر و پژوهش، حمایت‌های مادی و معنوی از طرح‌ها و نوآوریهای تربیتی بومی، انتشار یافته‌های پژوهشی، ایجاد بانک اطلاعاتی و... اشاره دارد (5). اما با وجود این، شیوه یادگیری در کشور ما آموزش محوری و نه پژوهش محوری است. شیوه آموزش محوری مثل این است که فردی شنا کردن را از طریق خواندن کتاب آموزش شنا یاد بگیرد نه اینکه شنا را عملاً در استخر تمرین کند. کنکور اوج شیوه آموزش محوری است که در آن، فقط حفظیات و آموزش‌های یاد داده شده و نه استعداد و مهارت، مورد امتحان قرار گرفته، مجوز ورود به دانشگاه‌ها داده می شود. ورود به دانشگاه نیز موجب کسب مزایای اجتماعی شده، سرنوشت مثبتی برای فرد به بار می آورد. در مقابل، دانش‌آموزانی که در پژوهش‌سراها به شیوه پژوهش محوری فعالیت می کنند، معمولا نمی‌توانند در کنکور موفق شده، مدرکی دانشگاهی داشته باشند. در نتیجه از نظر اجتماعی، آینده شغلی و نوع درآمد سرنوشت مبهم و گاه تاریکی پیدا می‌کنند.

راه‌حل

آسیب های اول تا سوم بیشتر مربوط به سطح خُرد یا سازمان داخلی پژوهش‌سراها و سه آسیب بعدی مربوط به سطح کلان یا ساختار آموزش و پرورش می باشند. آسیب‌های کلان در مقایسه با آسیب‌های خرد از تأثیر بیشتری برخوردارند. زیرا:

اولاً آسیب‌های کلان به علت کلی بودنشان، آسیب‌های خرد را هم در درون خود دارند و هم تحت تأثیر قرار می دهند. مثلاً نحوه امتحان کنکور به ‌عنوان عامل کلان می‌تواند بر نحوه تدریس معلمان، نحوه تألیف کتب درسی و... تأثیر بگذارد. ثانیاً آسیب‌های کلان متشکل از لایه‌های عمیق ذهنی جامعه یعنی «ارزش‌ها و باورها» هستند که می توانند موجب تغییر لایه‌های سطحی، عینی و خُرد جامعه یعنی «هنجارها و نمادها» شوند(3). هرچند، امکان تغییر عوامل کلان در مقایسه با عوامل خرد به دلیل زمان‌بَر بودن به ‌راحتی ممکن نیست؛ ولی در عوض، نتایج پایدارتری دارد.

بنابراین تا زمانی که وضعیت کلان و ساختاری کنونی بر آموزش‌وپرورش کشور حاکم هست، پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی نمی‌توانند علم را به پژوهش و عمل تبدیل ساخته، آن را تجاری سازی کنند. بنابراین برای تغییر وضعیت ساختاری مذکور، سه تغییر ضروری است:

تحول در نظام کنکور: اگر امتحان کنکور به شیوه‌ای برگزار گردد که در آن نه محفوظات دانش‌آموز  بلکه توان پژوهش و مهارت عملی او مورد سنجش قرار گیرد؛ در این صورت، شاهد هجوم اکثر دانش آموزان خصوصاً تیزهوشان به پژوهش‌سراها برای یادگیری مهارت‌های عملی و پژوهشی خواهیم بود.

پژوهش‌محوریبه‌جای آموزش‌محوری: اگر پژوهش به یک ارزش و اولویت اساسی برای کشور تلقی شود؛ آنگاه نتایج آن در سطح عملی و هنجاری خود را نشان خواهند داد. تبدیل پژوهش به یک ارزش، زمانی عملی می‌شود که راه‌حل مشکلات جامعه نه در افکار سلیقه‌ای و ایدئولوژیکی بلکه در تحقیق علمی جستجو شود؛ نخبگان علمی بتوانند مهم‌ترین جایگاه‌های اجتماعی را بدست آورند؛ شایستگی‌های پژوهشی به یکی از مهم‌ترین معیارهای تحرک اجتماعی تبدیل شود و...

واحد درسی «پژوهش و مهارت عملی»: اگر یک واحد درسی مثلا تحت عنوان «پژوهش و مهارت عملی» در برنامه درسی دانش‌آموزان قرار داده شود و متولی آن نیز پژوهش‌سراها باشند. در این صورت، دانش آموزان هم در سایه یک توفیق اجباری با پژوهش‌سراها آشنا می‌شوند و هم حضور و مشارکت آنها موجب تحرک و رونق پژوهش‌سراها می‌شود.

 

                منابع

  1. بخش‌نامه «اساسنامه پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی»، شماره 28/420، مورخه 14/11/1381.
  2. بخش‌نامه «توسعه و فعال‌سازی پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی»، شماره 226021/400، مورخه 25/10/1392.
  3. پارسانیا، حمید و دیگران (1393)، جامعه‌شناسی (1)/1/243، نشر کتاب‌های درسی ایران.
  4. خباز مریم، «پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی؛ مهجور و بی‌امکانات»، روزنامه جام جم، شماره 3946، مورخه 23/01/1393. 
  5. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، آذر 1390.