نگاه پست مدرنیستی به محیط زیست
رحیم زایرکعبه - مندرج در روزنامه آفتاب یزد به مورخه 15 فروردین 1395
این نوشته به بهانه روز درختکاری و هفته منابع طبیعی و آبخیزداری، سعی دارد از زاویه گفتمان پست مدرنیسم، بحث محیط زیست را مورد بررسی قرار دهد. به این منظور ابتدا مدرنیسم و ویژگیهای آن مورد اشاره قرار گرفته، سپس پست مدرنیسم به عنوان نقد و واکنشی در مواجهه با کارکردهای منفی مدرنیسم بر روی محیط زیست مورد توصیف و نقد قرار می گیرد.
در قرون وسطی، فساد اخلاق برخي از كشيشها، تشكيك به عقايد جزمي كليسا، جنگهاي صليبي، گسترش تجارت، برخورد فرهنگها، افزايش ثروت و فراغت، پيدايش مدارس و دانشگاهها، تلاشهاي اصحاب روشنگری و زياد شدن باسوادان، زمينه براي پيدايي تحولات جديدي در عرصههاي فكري و اجتماعي تحت عنوان رنسانس پديد آورد. بنابراین گفتمانی تحت عنوان مدرنيسم با ويژگيهايي چون عقل گرایی، انسان محوری، فردباوري، شكلگيري دولت ملي و سلطهي پول شکل گرفت که از قرن پانزدهم شروع و تا قرن حاضر ادامه دارد(شیخی، 1387).
با وقوع انقلاب صنعتي در اروپا، دست اندازي به طبيعت بكر براي دستيابي به مواد اوليه مورد نياز صنايع سرعت غيرقابل منتظره اي را به خود گرفت. دولت هاي اروپايي با استعمار ساير ملل به قدرت وثروت فراواني دست پيدا كرده و از همين دوران، افزايش جمعيت،گسترش شهرنشيني،گسترش دامنه جنگها و سرعت چند برابر تخريب محيط زيست به عنوان نتايج منفي وقوع انقلاب صنعتي به شدت افزايش يافت.
اما از اواخر قرن نوزدهم در حركت عظيم مدرنیسم و فتح يك به يك سنگرهاي طبيعت از سوي انسان، تردیدهایی به وجود آمد. اوج این تردید به جنگ جهاني اول و دوم مربوط می شود که اميد به پيشرفت مطلق در پناه انديشه مدرنيته را مورد شك و تجديدنظر اساسی قرار داد. چنانکه از اواسط دهه 1960 ميلادي حركت نويني به نام نهضت محيط زيست در كشورهاي اروپايي و آمريكايي آغاز شد و در مدت چند سال ابعادي وسيع و جهاني پيدا كرد به حدي كه بیدرنگ چند كشور نظير انگلستان، وزارتخانه محيط زيست را ايجاد كردند(حسيني،1393).
در انتقاد از آثار منفی گفتمان مدرنیسم بر روی محیط زیست، جنبش های اجتماعی حامی محیط زیست با تکیه بر گفتمان پستمدرنیسم معتقد شدند که میان پیشرفت های تکنولوژیک مدرنیته با آلودگی و تخریب محیط زیست ارتباط نزدیکی وجود دارد. به این معنی که مواردی چون گرم شدن زمین و آب شدن یخهای قطبی، تخریب لایه اوزن، آلاینده های صنعتی، خشک شدن تالابها، نابودی حیات وحش، احداث راه و مسکن در مناطق جنگلی، ریزش بارانهاي اسیدي، تولید انبوه زباله و پسماندهاي صنعتی، صید بی رویه آبزیان، خطر نشت مواد رادیواکتیو از نیروگاه هاي هسته اي در اثر وقوع سونامی و زلزله هاي مکرر و... از کارکردهای منفی و تخریبی مدرنیته بر روی محیط زیست می باشد.
پستمدرنیستها معتقدند در دوره ماقبل مدرن میان انسان و طبیعت جدایی وجود نداشت. اما گفتمان مدرنیته یک دوانگاری متضاد میان بشر و محیط زیست به وجود آورده، راه حل آن را به تبعیت از روشنگری در غلبه انسان بر محیط می داند(عبدالهی، 1382). از نظر آنان، تفکر مدرنیسم درباره محیط زیست، نگاهی ابزاری دارد و سعی می کند انسان بر طبیعت مسلط شده آن را تحت اختیار و سیطره خود درآورده، مورد استثمار قرار دهد. چنانکه بر همین اساس، طبیعت و منابع موجود در آن، توسط انسان استخراج و غارت می شود. آدمی برای رفاه و آسایش خود، کمترین رحمی به طبیعت نمی کند. لذا انواع آسیب ها و فجایع زیست محطیی را بر طبیعت به منظور رسیدن به مطامع و اهداف خود وارد می سازد. به عبارت دیگر گفتمان مدرنیستی، رویکردی انسان محور به محیط زیست دارد که بر اساس آن، ارزش ابزاری برای طبیعت قایل است. یعنی طبیعت را تنها در رابطه با انسان و منافعش ارزشمند می داند. لذا در این رویکرد رابطه انسان و طبیعت رابطه ای یک سویه، نابرابر و مبتنی بر استثمار می باشد. در حالی که گفتمان پستمدرنیستی که به عنوان واکنشی در برابر کارکردهای ویرانگر مدرنیته و همچنین به مثابه پاسخ به آگاهی های روزافزون زیست محیطی شکل گرفته، رویکردی طبیعت محور به محیط زیست دارد. این رویکرد برای طبیعت ارزش ذاتی قایل است. یعنی معتقد است طبیعت به خودی خود و مستقل از انسان و منافعش، ارزشمند می باشد. در این رویکرد رابطه انسان و طبیعت رابطه ای متقابل، برابرانه و مبتنی بر تامین منافع متقابل می باشد( فهیمی و مشهدی ، 1388).
گفتمان پستمدرنیستی برای رفع بحران های زیست محیطی حاصل از مدرنیته دو دیدگاه ارائه می کند: در دیدگاه اول معتقد است میتوان از طریق انتخاب و اتخاذهای بشری یعنی همکاری های بین المللی به راه حل رسید. در دیدگاه دوم این گونه استدلال می کند که مساله تغییر جهان باید از طریق کنار نهادن اشکال رایج توسعه اقتصادی، اجتماعی و متعادل نمودن منحنی رشد، صورت گیرد(عبدالهی،1382). به عبارت دیگر در دیدگاه اخیر بحرانهای زیست محیطی، بحرانهای ناشی از مدرنیته بوده و راه حل رفع آنها در خنثی کردن و یا در شکل افراطی آن، محو آثار مدرنیته است. اما در این باره باید گفت:
انتقاد گفتمان پستمدرنیسم از مدرنیسم مبنی بر آثار تخریبی آن بر روی محیط زیست هر چند از یک طرف، حرف درستی است، اما از طرف دیگر چنین نیست. زیرا مدرنیسم در رابطه با محیط زیست، دستاوردهای غیرقابل انکاری نیز خلق نموده است. به این معنی که موجب حفاظت و حتی آبادانی محیط زیست گردیده است. این ادعا را می توان در دو بُعد سختافزاری و نرمافزاری اثبات نمود.
در بعد سختافزاری میتوان به موارد زیر اشاره کرد: گسترش فضای سبز در نقاط مرتفع و غیرقابل کشاورزی، تولید بنزین بدون سرب، ایجاد مناطق حفاظت شده، مهندسی ژنتیک و بهبود ژنوم جانوری و گیاهی، آبیاری قطرهای، احداث پارکها و فضاهای سبز در شهرها، اختراع وسایل پیشرفته برای تصفیه و جلوگیری از هرز آب، سرمایه گذاري بر روي انرژي هاي تجدیدپذیر، ساخت سد برای مدیریت بحران در زمان وقوع سیلابها، مالچ پاشی جهت مقابله با گسترش کویر، درختکاري برای مقابله با تخریب زمین، کاشت مجدد جنگلها، بهسازي فاضلابها، مهار آلودگیهاي شیمیایی و حفظ اکوسیستم هاي حیاتی، پرورش آبزیان و ممنوعیت شکار در فصل تخمریزی، استفاده از فناوریهاي نوین بیوتکنولوژي و نانوتکنولوژي در زمینه محیط زیست مانند پایش، بازیافت و امحاء پسماند و پسابها.
در بعد نرمافزاری نیز می توان به مواردی از جمله: شکل گیری انجمن های غیردولتی محیط زیست، قوانین و سیستم هاي قانونگذاري جهت پیشگیري از آلودگیهای صنعتی، حفاظت و حمایت از زیستگاه هاي طبیعی، ارتقاء توسعه پایدار، ارتقاءآگاهی مردم در زمینه حفاظت از محیط زیست، تاسیس صندوق ملی محیط زیست، تاسیس رشته محیطزیست در دانشگاهها، کنوانسیونهای جهانی محیط زیست، اختصاص روزی برای درختکاری (يزدي و همکاران، 1389).
آخرین نکته اینکه محور مدرنیسم مبتنی بر عقلگرایی است. عقل نیز مبتنی بر برهان و مفاهیم پیشینی بوده که بر اساس آنها می تواند به نقد، ارزیابی و بازاندیشی امور پرداخته، حقیقت آنها را مکشوف سازد. بنابراین گفتمان مدرنیسم با تکیه بر نیروی عقلگرایی این قابلیت را دارد که بتواندآثار منفی و فجایع مدرنیسم بر محیط زیست را مورد انتقاد، ارزیابی و بازاندیشی قرار داده، راههای برون رفت از بحرانها و فجایع زیست محیطی را رفع نماید.
منابع
- يزدي محمد، جواهريان زهرا و اژدري افسون (1389)، تحليل و بررسي شاخصهاي عملكرد زيست محيطي كشورها ، فصلنامه علوم و مهندسی محیط زیست ، دوره 00، شماره 48، بهار ، صفحه 46-54
- محمدرضا حسيني(1393)، مروريبرتاريخچهو روندشكلگيري سازمان حفاظتمحيطزيست، پایگاه خبری تحلیل زیست بوم.
- عبدالهي داوود (1382)، پست مدرنيسم جهاني شدن و بحران زيست محيطي در هزاره سوم، نشریه علوم و تكنولوژي محيط زيست، دوره زمستان ، شماره 19، صص 82-67.
- شیخی غفور(1387 )، تعاریف و زمینه های ظهور مدرنیسم و پست مدرنیسم، وبلاگ شخصی.
- فهیمی عزیزالله و مشهدی علی(1388)، ارزش ذاتی و ارزش ابزاری در فلسفه محیط زیست از رويكردهاي فلسفي تا راهبردهاي حقوقي، فصلنامه فلسفی-کلامی دانشگاه قم ، سال 11، شماره 1، صص216- 195.