علل اجتماعی ظهور پوپولیسم
علل اجتماعی ظهور پوپولیسم
رحیم زایرکعبه- کارشناس ارشد جامعه شناسی
ظهور پوپوليسم را از زوایای گوناگونی چون روان شناختی، سیاسی و اقتصادی می توان مورد بررسی قرار داد. اما در این نوشته، ظهور پوپوليسم درکشورهای جهان سوم از زوایه جامعه شناختی مورد تحلیل قرار گرفته است. از این زوایه می توان استدلال نمود که پوپولیسم در کشورهای جهان سوم در واکنش به درونمایه غربی فرایند نوسازی(Modernization) به مثابه جریان گذار اجتماع سنتی به جامعه نوین در ابعاد مختلف خودنمائی می کند. در واقع نوسازی به لحاظ اقتصادی و در تمایز از صنعتی شدن، متضمن تقسیم کار، استفاده از مدیریت علمی، پیشرفت فنی و رشد تسهیلات بازرگانی است؛ به لحاظ سیاسی از بسط احزاب، پارلمان، انتخابات مخفی و مشارکت جمعی در تصمیمگیریها حکایت دارد؛ به لحاظ اجتماعی نشانگر افزایش باسوادی، رشد شهرنشینی و کاهش اقتدار سنت به واسطه تفکیک پذیری ساختی است و به لحاظ فرهنگی به دنیوی شدن، عقلانیت، علمگرایی، سلب امور فرهنگی از نظام دین یاری و بیعت با ایدئولوژیهای ملی گرایانه ناظر است (محمدی اصل، ۱۳۸۵). بنابراین جریان گذار اجتماع سنتی به جامعه نوین در ابعاد مختلف به سادگی صورت نمی گیرد؛ بلکه تا رسیدن نقطه تعادل و ثبات، مشکلات و گاه بحرانهایی را موجب می گردد؛ در این هنگام برای پاسخ به احساس وقوع بحران و فروپاشی اخلاقی، فردی با ویژگیهایی کاریزمایی ظهور کرده و با دادن شعارهای جذاب و امیدوارکننده برای هواداران بالقوه خود در چنین دورانهای دشوار، آرامش بزرگی به همراه می آورد. به این معنی که مشکلات جامعه را همان اموری قلمداد می کند که مدرنیته به ارمغان آورده و موجب اختلال در نظم و هماهنگی سنتی شده است. لذا به انتقاد از دستاوردهای مدرنیته چون نظام دمکراسی پارلمانی، تعدد احزاب سیاسی، تنوعات اجتماعی، فردگرایی، نخبه گرایی، مادی گرایی و سکولاریزم می پردازد و در مقابل دموکراسی مستقیم، برچیدن تعدد احزاب، هم شکل کردن توده، جمع گرایی، عامه گرایی، آخرت گرایی و دین گرایی را مورد ستایش قرار می دهد. بدین ترتیب امیدی واهی به جامعه تزریق نموده و با سوار شدن بر موج احساسات توده ای، رسیدن به جزیره سعادت و کمال را به پیروان خود بشارت می دهد. بر همین اساس هست که تورکواتو دی تلا پوپولیسم را محصول فرایند توسعه جوامع به سمت مدرنیته و پل تاگارت نیز آن را واکنشی به عنصر سیاسی مدرنیته یعنی نظام لیبرال دمکراسی می دانند(تاگارت،1381).