رحیم زایرکعبه[1] - کاظم عباسی[2]

 دوماهنامه شوق تغییر، شماره 29، خرداد و تیر 96

 

جامعه انسانی همیشه در تغییر و تحول است. در دنیای امروز با حضور رسانه‌های ارتباطی الکترونیکی، سرعت و عمق تغییرات اجتماعی بیشتر هم شده است. آموزش و پرورش نیز به عنوان یک نهاد اجتماعی از این تغییرات در امان نیست و برای سازگاری با تغییرات جاری ناگزیر باید روشها و شیوه‌های به‌روزی را در پیش گیرد. بر همین مبنا، یادگیری و آموزش از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی و از آن به راهبری یادگیری در مدرسه تحول پیدا کرده است. راهبری یادگیری در مدرسه مبتنی بر رویکرد «ساختن‌گرایی»[3] است. بر مبنای این رویکرد، معلم در امر یادگیری و آموزش، نقش تسهيل كننده و راهنما را داشته و ايده‌هاي فعلي فراگیر را به چالش می‌كشد. فراگیر نیز در موقعیت‌های مسئله‌محور قرار داده شده و به او فرصت تفكر داده می‌شود تا خودش، واقعیت‌ها و روابط را کشف کند. به این ترتیب یادگیری یعنی تغییر نسبتاً دایمی در رفتار فراگیر به معنی واقعی به وقوع می پیوندد. بر اساس این رویکرد، فراگیر به طور فعال، معانی و مفاهیم دانش ويژه خود را بر مبناي تجربيات گذشته و دانش موجود خود می‌سازد. ساخت دانش منحصر به فرد توسط فراگير همان چیزی است که به آن «خلاقیت» می‌گوییم (حقاني و معصومي، 1389: 1250).

خلاقیت‌ و نوآورى از قابليت­های منحصر به فرد انسان به عنوان اشرف مخلوقات است. سير حركت تحولى و تكاملى انسان از آغاز تا تمدن پيچيده و صنعتى امروز، مرهون خلاقيت و نوآورى است. هر چند افراد خلاق واجد ویژگی­های شخصیتی خاصی هستند و به نوعی استعداد ذاتی برای آنها محسوب می‌شود (مظفری و دیگران،417:1393) ولی حضور برخی عوامل ساختاری و محیطی نیز جهت فعلیت­بخشی به آن ویژگی­ها ضرورت تام دارد(قره­خانی و دیگران، 56:1393). به این معنی که خلاقیت یک مهارت اکتسابی بوده و تحت تأثير عوامل و شرايط اجتماعى قابل پرورش است. لذا قواعد و هنجارهاى اجتماعى از یک طرف رفتار خلاق را تحت تأثير قرار می­دهند و از طرف ديگر، خلاقیت­ها خود موجب تغيير مى‌شوند(گلستان هاشمى،1387: 26). به همین دلیل برخی ساختارهای اجتماعی بیشتر قادر به پرورش افراد خلاق هستند.

از نمودهای عینی عوامل اجتماعی مُقوّم خلاقیت، سازمان­های تعلیم و تربیتی هستند که طیف گسترده­ای را از اختصاصی تا عمومی، غیردولتی تا دولتی، کوچک تا بزرگ، واقعی تا مجازی و... در بر می­گیرند. در این میان، مدارس واجد عینی­ترین، گسترده­ترین و بیشترین تاثیرات می باشند. اما مدارس ما به دلیل تسلط الگوی یادگیری حافظه‌محور، کلیشه‌ای بودن دروس، نظری و غیرعملی بودن مطالب، قادر به پرورش خلاقیت در دانش­آموزان نیستند. در حالی که پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی از یک طرف به دلیل استوار بودن بر فعالیتهای عملی و آزمایشگاهی همچنین آزادی عمل دانش‌آموز در انتخاب موضوع مورد مطالعه بر حسب علاقه و از طرف دیگر به سبب چالاکی مستتر در ساختار پژوهش‌سراها و بالا بودن قابلیت انعطاف­پذیری در برنامه­ریزی­هایشان می­توانند تکمیل کنندۀ فعالیت­های مدارس بوده و به این ترتیب نقش بسیار مهمی در فعلیت­بخشی به خلاقیت دانش‌آموزان ایفا کنند. چرا که دانش­آموزان به عنوان نیروهای فعال، جوان، پرسشگر و کنجکاو توان بالقوه­ای برای بروز خلاقیت در رفع مشکلات دارند. با توجه به آنچه بیان گردید، پژوهش­سراها می­توانند به عنوان طلایه­داران تحول مدیریت آموزشی و پیشگامان راهبری مدارس به وضعیت مطلوب با محور قرار دادن مفهوم «خلاقیت»، وارد عمل شوند. اما در اینجا این سوال اساسی مطرح می‌شود که: «پژوهش‌سراها چگونه می‌توانند خلاقیت را در دانش‌آموزان کشف و پرورش دهند؟»

قبل از پرداختن به پاسخ سوال به بررسی حوزه معنایی «خلاقیت» به عنوان مفهوم کلیدی این نوشته، پرداخته می‌شود. چنان­که می‌دانیم تعاریف مختلفی از طرف صاحب­نظران دربارۀ خلاقیت و نوآوری ارایه شده است. تقریباً در تمامی تعاریف به دو ویژگی «تازگی و ارزشمندی» اشاره می­شود(البرزی، 30:1393). هر چند که این دو ویژگی نیز بر حسب عواملی چون زمان، مکان، فرهنگ، میزان دانش افراد و سن آنها متغیر بوده و امری نسبی محسوب می‌شود. به هر حال برای پرهیز از اطالۀ کلام، تعریف نسبتاً جامعی از خلاقیت ارایه می­شود. مطابق این تعریف، خلاقیت عبارتست از: «توانایی تجزیه و یا ترکیب به منظور ایجاد محصولی جدید یا بهبود در فرایند تولید محصول». منظور از «تجزیه و ترکیب» در این تعریف، توانایی تجزیه یک پدیده به اجزای مختلف و یا ترکیب اجزای مختلف آن پدیده برای ایجاد محصولی جدید است. منظور از «محصول جدید» نیز صرفاً محصولات مادی نبوده و می­تواند شامل محصولات غیرمادی چون خلق یک قطعه شعر، یک رمان یا ابداع یک راه حل فلسفی و اجتماعی نیز باشد. نهایتا منظور از «بهبود در فرایند تولید» این است که اگر در فرایند تولید یک محصول، مراحل متعددی وجود دارد با استفاده از خلاقیت، آن مراحل، کاهش داده شده، بهره­وری بالا می‌رود یا اینکه با افزودن مرحله­ای جدید در فرایند تولید، کیفیت محصول افزایش می‌یابد.

حال در پاسخ به سوال این نوشته مبنی بر نقش پژوهش­سراها در راهبری یادگیری دانش‌آموزان از طریق شناسایی و تقویت خلاقیت آنها، می‌توان به برخی برنامه­های عملی و اجرایی اشاره کرد که پژوهش­سراها از طریق آن برنامه‌ها می‌توانند خلاقیت دانش‌آموزان را از حالت بالقوه به حالت بالفعل تبدیل ساخته و به این ترتیب راهبر یادگیری شوند. برنامه­های مورد نظر عبارتند از:

 

1. به کارگیری خلاقیت برای حل مشکلات اساسی‌تر

 اولین کاری که پژوهش­سراها در رابطه با خلاقیت دانش‌آموزان می­توانند انجام دهند، برگزاری کارگاه‌های خلاقیت است. در این کارگاه‌ها دو مطلب مهم باید آموزش داده شود: نخست آشنا ساختن دانش‌آموزان با مفاهیم و مبانی خلاقیت است. دوم، ایجاد انگیزه و حساسیت در دانش‌آموزان نسبت به حل مشکلات خصوصا مشکلات اساسی‌تر از طریق خلاقیت است. به این معنی که خلاقیت دانش‌آموزان زمانی خود را نشان می‌دهد که مشکلی، توجه آن­ها را به خود جلب کرده، موجب دغدغه خاطر آنها گردد. بنابراین دغدغه داشتن به یک مساله و تقاضا برای حل آن موجب بروز خلاقیت خواهد شد. چنانکه در مَثل هم گفته می‌شود «احتیاج، مادر اختراع است».

اما منظور از مشکل چیست؟ مشکل یعنی «فاصله بین وضعیت موجود با وضعیت مطلوب» (موسوی، 1394: 146). البته هر مشکلی ارزش آن را ندارد که دانش‌آموزان نیروی خلاقیت خود را صرف آن سازند، بلکه مشکلات اساسی‌تر دارای چنین ارزشی هستند. منظور از مشکلات اساسی‌تر، مشکلاتی هستند که مبتلابه اکثر انسانها می‌باشد. برای مثال ابداع وسیله­ای نوآورانه که بتواند قبل از زلزله هشدار دهد، بسیار اساسی­تر از ابداع وسیله­ای است که حرف­های گفتاری نابینایان را به صورت نوشتاری تبدیل سازد. زیرا مورد دوم صرفا در جهت حل مشکل گروه نابینایان است نه همه مردم. بنابراین یک رسالت مهم پژوهش‌سراهاایجاد انگیزه و حساسیت در دانش‌آموزان برای حل مشکلات اساسی‌تر از طریق به کارگیری خلاقیت است. زیرا خلاقیت پیامد ناخواسته دقت و حساسیت افراد به مشکلات است.

 

2. سوق دادن خلاقیت به سمت علوم جدید

 صنعت جدید و پیشرفته در جوامع صنعتی امروزی به علم جدید و پیشرفته نیازمند است. منظور از علوم جدید و پیشرفته نیز علومی چون علم هسته­ای، نانو و پلاسما می‌باشد. این گونه علوم با توجه به نیازهای جهان امروزی به وجود آمده­اند و در نتیجه از اهمیت و بازدهی بالاتری برخوردارند و رقابت زیادی در بهره­گیری از آن­ها وجود دارد. خلاقیت‌ورزی در این علوم می‌تواند پیشرفت زیادی را برای یک کشور به ارمغان آورد. بنابراین پژوهش­سراها از یک سو با برگزاری کارگاه‌های مربوط به علوم جدید می‌توانند موجب آشنایی و جذب دانش­آموزان علاقه‌مند به این علوم شوند. زیرا تا وقتی که فرد، دانش و اطلاعاتی در زمینه‌ای نداشته باشد، قادر نخواهد بود مسایل آن علوم را درک نموده و راه حل خلاقانه ای برای آنها ارایه دهد. لذا داشتن آگاهی و اطلاعات از یک علم، شرط اولیه برای بروز خلاقیت در آن علم است. به عبارت دیگر در ذهن آدمی تا دانش به عنوان ورودی نباشد، خلاقیت به عنوان خروجی اتفاق نمی‌افتد (موسوی، 1394: 148).

پژوهش­سراها از سوی دیگر می­توانند با برگزاری مسابقات مختلف دانش‌آموزی در زمینه علوم جدید چون ایده‌پردازی، ارایه طرح و مقاله، نقاشی، دست‌سازه‌ها، داستان تخیلی و... قدرت خلاقیت دانش­آموزان را در راستای علوم جدید هدایت کرده، موجب پیشرفت در علم و صنعت به‌روز شوند. چنانکه امروز در کشور ما با تاکید معاونت ریاست‌جمهوری بر علم نانو، هشتمین المپیاد دانش‌آموزی نانو و همچنین هشتمین جشنواره دانش‌آموزی نانو در سطح مدارس کشور انجام می‌گیرد. همین امر باعث شده تا دانش آموزان خلاق و نخبه‌ای در عرصه این علم شناسایی شده و در راستای پیشرفت این علوم بکار گرفته شوند.  

 

3. برقراری ارتباط با واحدهای صنعتی و تحقیقاتی

در دنیای امروزی با مورد مطالعه قرار دادن کشورهای ثروتمند می­توان دریافت که ثروت آن­ها معلول توسعه­یافتگی و پیشرفته بودن صنعت آنهاست. پیشرفت و تحول در صنعت، خود وابسته به خلاقیت در تولید محصول جدید یا بهبودبخشی در فرایند تولید است. بی­شک، ظهور چنین خلاقیتی متکی به نیروی انسانی خلاق است. دانش­آموزان به عنوان نیروهای جوان، فعال و کنجکاو از پتانسیل خوبی برای خلاقیت­ورزی برخوردارند. اما دانش­آموزان خلاق در مدارس معمولاً ناشناخته باقی می­مانند. زیرا میدان عملی وجود ندارد که بتوانند خلاقیت خود را به معرض نمایش بگذارند. در حالی که پژوهش‌سراها به دلیل مبتنی بودن بر برنامه‌های  کارگاهی و آزمایشگاهی و همچنین وجود انجمن‌های علمی می­توانند چنین وظیفه­ای را به انجام برسانند. لذا پژوهش‌سراها می­توانند از طریق برگزاری برنامه­های بازدید از واحدهای صنعتی، پارک­های علم و فناوری، شرکت­های دانش­بنیان و... موجب ارتباط دانش‌آموزان با آن واحد­ها شوند. به این ترتیب دو کار عمده انجام می­شود: از یک طرف پژوهش‌سراها، نیازهای مراکز صنعتی را دریافت کرده و راه­حل­های خلاقانه‌ رفع آنها را از دانش­آموزان در قالب پروژه‌های دانش­آموزی تقاضا می‌کنند. از طرف دیگر همین تقاضا موجب ایجاد انگیزه علمی در دانش‌آموزان خلاق می‌شود تا تبدیل علم به ثروت یا همان تجاری‌سازی علم محقق گردد و به این ترتیب امکان كارآفريني و جذب دانش‌آموزان خلاق در واحدهای صنعتی میسر می‌گردد. این، همان چیزی است که در نظریه‌های جامعه‌شناسی علم و تکنولوژی به مدل سه جانبه دولت-دانشگاه-صنعت معروف است. بر اساس این مدل، مراكز آموزشي علاوه بر نقش سنتي خود یعنی آموزش با پذیرش نقش صنعت به انجام تحقيقات كاربردي و راه­اندازي شركت­هاي دانش­بنيان و پارك­هاي علم و فناوري می­پردازند. تعاملات و تبادلات بین مراکز آموزشی با صنعت، تحت مدیریت دولت، موجب تحولات فناورانه، اقتصادی و اجتماعی می­گردد(صمدي­ها، 1392: 68).

با توجه به آنچه بیان گردید، پژوهش‌سراها به عنوان طلایه­داران تحول مدیریت آموزش و یادگیری می‌توانند از طریق کشف و پرورش خلاقیت دانش‌آموزان از طریق برنامه‌های فوق‌الذکر، مکمل نقش مدارس در راهبری یادگیری دانش‌آموزان باشند.

 

 منابع

-        البرزی، محبوبه(1393)، «تبیین رابطۀ انگیزش و خلاقیت با توجه به تفاوت­های فرهنگی»، فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی ایران، ش1 (بهار)، صص49-29.

-        حقاني فريبا و معصومي رسول (1389)، «مروري بر نظريه‌هاي يادگيري و كاربرد آنها در آموزش پزشكي»، مجله ايراني آموزش در علوم پزشكي (ويژه نامه توسعه آموزش)، زمستان، صص 1197-1188.

-        صمدي ميارکلائي، حمزه و حسین صمدي ميارکلائي(1392)، «نظريه­ها و الگوهاي ارتباط ميان دانشگاه­ها و صنعت در اقتصاد دانش بنيان»، فصلنامه رشد فناوري، سال نهم، ش35 (تابستان)، صص70-59.

-        قره­خانی، حسن، حمداله الیاسی و نسرین فولادی حیدرلو(1393)، «رابطه بین سبک رهبری مدیران مجتمع­های آموزشی با خلاقیت معلمان تربیت بدنی آموزش و پرورش استان کهکیلویه و بویراحمد»، پژوهشنامۀ مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی، سال10، ش20(پاییز-زمستان)، صص62-55

-        گلستان هاشمى، سيدمهدى(1387)، «جامعه­شناسی خلاقیت و نوآوری»، مجله رشد علوم اجتماعى، دوره11، ش٣ (بهار)، صص29-26.

-        مظفری، محدثه، ایمان­اله بیگدلی و عظیم حمزئیان(1393)، «ارتیاط ویژگی­های پنجگانه شخصیتی و خلاقیت دانش­آموزان»، فصلنامۀ روانشناسی، سال18، ش4(زمستان)، صص422-408.

-        موسوی، آرش (1394)، «نظام نوآوری در علوم انسانی»، فصلنامة روش‌شناسی علوم انسانی، س21 ، ش82 ، بهار ، صص 169-144.

 

 

 



[1] . مدیر پژوهش‌سرای دانش‌آموزی ناحیه یک تبریز

[2] . کارشناس پژوهشی پژوهش‌سرای دانش‌آموزی ناحیه یک تبریز

[3] . Constructivism