رحیم زایرکعبه-دکترای جامعه شناسی

یکی از اصطلاحات مهم علم جامعه شناسی، ساختار اجتماعی است. ساختار اجتماعی به روابط الگومند و نسبتا ثابت در یک جامعه اشاره دارد. روابط الگومند و نسبتا ثابت در واقع ناشی از باورها و ارزشهای یک جامعه هستند که خود را در قالب هنجارها مشاهده می شوند. برای مثال ساختار ارباب و رعیتی در تاریخ جامعه ما به صورت درازمدت حضور داشته و اکنون نیز قابل مشاهده است. بر همین اساس است که رابطه بین والدین با فرزندان در خانواده، رابطه بین استاد با دانشجو در دانشگاه، رابطه بین کارفرما با کارگر در کارخانه، رابطه کارگزار سیاسی با زیردستان خود و... به وضوح کم و بیش نشان دهنده ساختار ارباب و رعیتی است.
ساختارهای اجتماعی یک جامعه هم می توانند مطلوب بوده و موجب پیشرفت و توسعه آن جامعه شوند و هم می توانند ساختارهای نامطلوب بوده موجب پسرفت و زوال آن جامعه گردند. لذا سوال اساسی این نوشته این است که : �چگونه می توان ساختارهای اجتماعی نامطلوب را تغییر داد�؟ در پاسخ به این سوال می توان به عوامل متعددی اشاره کرد اما تاکید این نوشته بر یک عامل مهم یعنی �فشار ساختاری� است. اما فشار ساختاری چیست؟ فشار ساختاری در واقع خود ناشی از دو پدیده اجتماعی مهم یعنی تضادهای اجتماعی و روندهای اجتماعی است که به ترتیب به توضیح آنها پرداخته می شود:

تضادهای اجتماعی عبارتست از ارزشها ، اهداف و منافع متضاد افراد جامعه که موجب تضاد بین آنها می‌شود. برای مثال در جامعه ما دو نوع رسانه ارتباطی رسمی و غیررسمی وجود دارد که نشان دهنده دو نوع ارزش، اهداف و منافع متضاد می باشد. چنانکه صدا‌ و سیما در ایران به عنوان وسیع‌ترین رسانه ارتباطی و اطلاعاتی رسمی و دولتی کشور، بیشتر در پی اشاعه ارزشها، دیدگاهها، نظرات و منافع افراد حاکم بر جامعه عمل می کند. بر این اساس افراد جامعه خصوصا در اخبار و رویدادهای مهم چندان اعتمادی به این رسانه ندارند و در نتیجه به سوی رسانه‌های غیررسمی چون شبکه های ماهواره ای، پیام‌رسان‌های تلگرام، توییتر، اینستاگرام، سایت‌های اینترنتی و... روی می آورند. در این ارتباط عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی-اجتماعی، می گوید: اگر قبلا صداوسيما و تا حدي مطبوعات، رویدادها و جریانات را معنا مي‌كردند، اكنون اين مردم هستند که از طريق شبكه‌های اجتماعی مجازی، آنها را تفسير و معنا مي‌کنند. شبكه‌های اجتماعی مجازی نه تنها به نیازهای افراد پاسخ می‌دهند، بلکه گاهی نیازهای جدیدی را نیز خلق می‌کنند.

یکی دیگر از مولفه‌های فشار ساختاری، روندهای اجتماعی است. روندهای اجتماعی عبارتند از کنش‌های افرادی که در رابطه با وضعیت‌های هر روزه‌شان در جهتی همانند هم عمل می‌کنند و ناخواسته اثر تراکمی بر جامعه باقی گذاشته و موجب تغییرات اجتماعی می‌شوند. برای مثال امروزه کمتر کسی را می توان یافت که دارای موبایل نباشد. داشتن موبایل امکان دسترسی سریع و آسان به ابزارهايي چون اينترنت با امكاناتي چون وبلاگها، سايت‌ها، كانال‌هاي ماهواره‌اي، شبکه‌های اجتماعي مجازي چون توييتر و فيس‌بوك و پيام‌رسان‌هاي موبايلي چون واتس‌آپ، تانگو و خصوصا تلگرام را فراهم می سازد. بنابراین کسب اطلاع از فضای اجتماعی مجازی به یک روند اجتماعی تبدیل شده که از طریق آن، اخبار و تفاسیر نادرست رسانه های رسمی برملا می شود. هرچند روندهای اجتماعی این عیب را دارند که زمان‌بَر هستند؛ اما در عوض، این حسن را نیز دارند که معمولا بی‌بازگشت هستند. یعنی وقتی روندی اجتماعی شروع به حرکت کرد، دیگر توقف‌پذیر نیست. یعنی تا حرکت نکرده، قابل کنترل است؛ اما وقتی به راه افتاد، دیگر قابل مهار نیست.

با توجه به آنچه بیان شد می توان گفت که مهمترین عامل در تغییر ساختارهای اجتماعی نامطلوب به ساختارهای اجتماعی مطلوب، عامل فشار ساختاری است که خود شامل دو مولفه تضادها و روندهای اجتماعی است. به عبارت دیگر می توان گفت ابتدا در جامعه، ارزشها، اهداف و منافع متضاد بین دو گروه فرادست یا حاکم و گروه فرودست یا محکوم شکل می گیرد. سپس گروه فرودست برای تحقق ارزش‌ها و اهداف خود، روند اجتماعی را به راه می اندازد که در نهایت موجب فشار بر ساختار نامطلوب شده آن را به ساختار اجتماعی مطلوب تغییر می دهد.