چرایی عدم موفقیت كمپين‌هاي مجازی

رحیم زایرکعبه-دکترای جامعه شناسی

 

كمپين‌های مجازی معمولا در اعتراض به یک پدیده خاص مثل کمپین نخریدن خودرو، کمپین نخریدن مواد غذایی خاص و... شکل می‌گیرند. کمپین های مجازی در ایران معمولا در عرض مدتی کوتاه سریعا ظهور می‌کنند ، اما بدون داشتن تاثیر خاصی به فراموشی سپرده می‌شوند. علل چرایی عدم موفقیت كمپين‌های مجازی را می‌توان در موارد زیر جستجو کرد:

 

1. ضعف جامعه مدنی: منابع عظیم ثروت، قدرت و دانش(داده و اطلاعات) در ایران در دست حکومت قرار داد؛ در نتیجه کمپین‌هایی که از بدنه جامعه مدنی سر برمی‌آورند نمی توانند در مقابل ثروت، قدرت و دانش عظیم و انحصاری حکومت دوام بیاورند. زیرا حکومت با تکیه بر منابع برتر خود قادر است آینده را به شکلی که می‌خواهد، تعیین کند. بر این اساس آینده برای حکومت امری روشن و معلوم و به همان اندازه برای جامعه مدنی امری مبهم و غیرقابل پیش‌بینی می‌شود. بنابراین وضعیت مبهم آینده باعث می‌شود: اولا افراد فقط قادر به گرفتن تصمیم‌های کوتاه‌مدت باشند نه بلندمدت. به عبارتی به دنبال منافع آنی معلوم باشند نه منافع آتی نامعلوم. ثانیا افراد نمی توانند به نحوه رفتار افراد دیگر در وفاداری به تحریم، اعتماد کنند. زیرا همیشه نگرانند که مبادا دیگران، تحریم عمومی را زیرپا گذاشته و منافع آنی را به منافع آتی ترجیح دهند.

 

2. ندادن آگاهی: هدف یک کمپین اعتراضی، تغییر وضعیت نامطلوب به مطلوب است. لذا برای تغییر موفق ابتدا لازم هست به اعضای کمپین، آگاهی کافی درباره وضعیت نامطلوب و مطلوب داده شود. چرا که ایجاد آگاهی، مقدم بر کنشگری و حرکت اعتراضی هست. بنابراین نمی‌توان صرفا با یک پیام ساده 70 کاراکتری مبنی بر نخریدن خودور یا طلا یا مواد غذایی خاص به موفقیت یک كمپين دل بست. لازمه موفقیت یک کمپین آنست که بتواند اعضا را با ارایه تحلیلها و استدلالات کارشناسی و علمی قانع کند و آنان را به درستی و نتیجه بخش بودن تحریم، آگاه سازد.

 

3. عدم ارایه راه حل عملی: حرکت اعتراضی علاوه بر جنبه اعتراضی و سلبی باید جنبه ایجابی هم داشته باشد. یعنی بتواند برای اعضای کمپین، گزینه جایگزین نیز معرفی کند. همچنین گزینه جایگزین یا راه حل باید عملی و قابل اجرا باشد. برای مثال در روز حادثه پلاسکو، کمپین عمومی با این محتوا که «به جای عکس گرفتن با ساختمان سوخته پلاسکو در مراکز درمانی نزدیک پلاسکو، خون اهدا کنید» پدید آمد و توانست جنبشی ایجاد کند که علاوه بر یاری رساندن به آسیب دیدگان حادثه شود.

تحلیل جامعه شناختی حماسه علی لندی

رحیم زایرکعبه- دکترای جامعه شناسی

 

علی لندی، نوجوان ۱۵ساله در ایذه، استان خوزستان، بعد از اینکه خانه همسایه آتش می گیرد برای نجات دو زن سالخورده به خانه آتش گرفته آنها می‌رود و موفق می‌شود آن‌ها را از آتش بیرون بکشد، اما خودش به شدت دچار سوختگی شده و سپس در بیمارستان، آسمانی می شود. اکنون برای تحلیل موضوع فوق از نظریه ماکس وبر جامعه شناس آلمانی استفاده می شود. وبر کنش های انسانی را به سه نوع تقسیم می کند:

 1.كنش سنتي : مثل فردی که بر اساس رسوم و سنت ها در مراسم عزاداری، لباس مشکی می پوشد.

2. كنش عاطفي: مثل راننده اي كه بعداز برخورد اتومبيلش با خودروي ديگر تسلط خويش را بر اعصاب خود از دست داده و اقدام به كتك كاري با راننده ي ديگر مي كند. این نوع کنش، کنشی درونی، انفعالی و یا عاطفی(مثل ترس، خشم، هیجان و...) است.

3. كنش عقلاني :این کنش خود به دو نوع تقسیم می گردد: الف) كنش عقلاني معطوف به هدف: مثل كشاورزی كه با كاشت ، داشت وبرداشت محصول به دنبال سود وكسب در آمد مي باشد. اين نوع کنش، ويژگي برون ذاتي داشته و هدف آن عيني و خارجي مي باشد. ب) كنش عقلاني معطوف به ارزش : مثل رزمنده ای كه در پيكار با دشمن خود را زير تانك دشمن انداخته و به شهادت می رسد. كه این کنش، دارای نتيجه ای درون ذاتي و ارزشي مثل دفاع از وطن است.

با توجه به انواع کنش وبری، کاری که علی لندی انجام داد ، کنشی از نوع «کنش عقلانی معطوف به ارزش» بود. منظور از این نوع کنش، کنشی است که فرد با انتخاب خود و به صورت آگاهانه و با توجه به تعلق و تعهدی که نسبت به یک ارزش اجتماعی همچون نجات جان دیگران دارد، به انجام کنش دست می زند؛ هر چند که در این راه، جان خود را نیز از دست بدهد. باید توجه داشت که این کنش از نوع کنش عاطفی نیست. زیرا در کنش عاطفی ، فرد بر حسب واکنشی عاطفی، درونی دست به انجام کنش می زند . یعنی کنش وی اولا انفعالی و واکنشی است نه فعالانه و آگاهانه ثانیا محرک کنش عاطفی، احساسی فردی و درونی است، در حالی که محرک کنش عقلانی معطوف به ارزش، ارزشی اجتماعی است که فرد به آن احساس تعلق و تعهد دارد. کنش های عقلانی معطوف به ارزش معمولاً زمانی که ارزش های اجتماعی در جامعه همچون « اندیشیدن به دیگران »، کمرنگ یا فراموش می شوند، رخ می دهد و تاثیر بسیار شگرفی بر احیا و تقویت آن گونه ارزشهای اجتماعی می گذارد. چرا که ارزشهای اجتماعی مورد غفلت واقع شده یا به حاشیه رانده شده را به متن آورده و موجب نوعی توجه عمومی به ارزشهای اجتماعی می شود و به این ترتیب تعهد و همبستگی اجتماعی بازآفرینی می گردد. با توجه به مطالب فوق، کار لندی به لحاظ جامعه‌شناسی وبری، کاری شجاعانه، آگاهانه و در راستای احیا و تقویت یک ارزش اجتماعی متعالی (اندیشیدن به دیگران) بود.

مفاخر و اهداف آنان

رحیم زایرکعبه-دکترای جامعه شناسی

 

مفاخر جامعه را می توان از جنبه های مختلف تقسیم بندی کرد. در این نوشته، مفاخر از  جنبه هدف و آرمان شان به دو نوع زیر تقسیم شده است:

1.  مفاخری که هدفی شخصی و فردی دارند، اما با توجه به زحمت و تلاشی که در راه هدف خود متحمل شده‌اند، به فردی معروف و  برجسته در جامعه تبدیل شده اند که دیگران به وجودشان افتخار می کنند. چرا که هدف فردی آنان به طور مستقیم و غیرمستقیم موجب خدمت به اهداف جامعه نیز شده است. برای مثال می توان یونس ژائله ، سرمایه دار و مالک کارخانه بسیار بزرگ «شیرین عسل» اشاره کرد که محصولاتش به 65 کشور جهان صادر می شود. مردی که 6 بار به عنوان صادر کننده سال ایران شناخته شده و تنها ایرانی در بین ۹ نخبه اقتصاد جهانی اسلامی در کنفرانس تجارت کشورهای اسلامی در کوالالامپور در سال 2014 بود. ایشان جزو مفاخر اقتصادی کشور محسوب می شوند. چرا که توانسته به طور مستقیم و غیرمستقیم برای هزاران نفر کارآفرینی کند، اما با این وجود، هدف ایشان، هدفی فردی است.

 

2. مفاخری که نه هدفی، شخصی و فردی بلکه هدفی، اجتماعی و جمعی دارند. اینان به دلیل تحقق اهداف جمعی و خدمت به جامعه به فردی معروف و مشهور در جامعه تبدیل شده اند که عموم افراد جامعه به خاطر خدمات شان به آنان افتخار می کنند.  برای نمونه می توان ستارخان را مثال زد. مردی که  به خاطر مردم و برای پایان دادن به دیکتاتوری مطلقه محمدعلی شاه قاجار، جنبش رزمی-مردمی راه انداخت و بعد از ماهها مجاهدت‌های خالصانه توانست دیکتاتوری مطلقه را در هم شکند و مشروطیت را دوباره به ایران برگرداند. این مرد بزرگ بعد از پیروزی با وجود این که لقب سردار ملی را دریافت کرد، اما بدون هیچ چشمداشتی، افسار اسب قدرت را رها کرد و تا آخر عمر مثل یک شهروند عادی زیست. چرا که  هدف وی نه تصاحب قدرت بلکه هدفی جمعی و خدمت به مردم بود.

 

با توجه به توصیف دو نوع از مفاخر می توان به این نتیجه مهم دست یافت که هر چند جامعه از زحمات و خدمات دو نوع از مفاخران مذکور بهره برده و منتفع می گردد، اما بی گمان مفاخر نوع دوم به دلیل هدف اجتماعی و مردمی شان بیشتر مورد تکریم و احترام جامعه می باشند. چرا که هدف آنان نه هدفی فردی(در قالب مزایای سه گانه ثروت، قدرت و علم) بلکه هدفی جمعی و مردمی می باشد. آنان گاه در راه خدمت به مردم جامعه برخی مصایب، زیانها، آسیبها و صدمات جبران ناپذیری را متحمل می شوند، اما با وجود این دست از تلاش و هدف جمعی خود بر نمی دارند.

تبیین سیستمی از «تقدیر و قسمت»

رحیم زایرکعبه-دکترای جامعه شناسی

 

یکی از ویژگیهای اساسی دوره مدرن، علم و معرفت تجربی است. علم و معرفت مدرن، اموری را علمی و قابل بررسی می داند که تجربه پذیر، قابل سنجش و قابل اندازه گیری باشند. به این معنی که علم مدرن با روش اثباتی(positive) به یافتن جواب سوالات علمی و پژوهش علمی می پردازد. علم و معرفت مدرن در برخورد با پدیده های غیرقابل تجربه، غیرقابل سنجش و غیرقابل اندازه گیری در حالت ملایم، آنها را غیرعلمی و در حالت افراطی، آنها را خرافی و موهومی می داند. یکی از این امور غیرقابل تجربه ،غیرقابل سنجش و غیر قابل اندازه گیری، قسمت و تقدیر الهی است.

 

نویسنده این سطور نه با فهمی صرفا مذهبی بلکه با فهمی پدیدارشناختی که حاکی از تجربه زیسته وی و فهم تاریخی وی از امور انسانی است، معتقد است که نگرش مدرن و اثباتگرایانه درباره امور غیرقابل تجربه، غیرقابل سنجش و غیرقابل اندازه گیری از جمله تقدیر و قسمت، درست نیست. چرا که تجربه ناپذیری و سنجش ناپذیری یک پدیده به معنی عدم آن نیست.

 

اما قسمت و تقدیر چیست که نویسنده بر وجود آن اعتقاد داشته و معتقد است بر زندگی آدمیان حاکمیت دارد؟ پاسخ این سوال بر اساس یک چارچوب نظری سیستمی (systematic theory) داده می شود. بر اساس این چارچوب نظری، نظام هستی در سطح وسیع‌تر و جامعه انسانی در سطح محدودتر، یک سیستم می باشند. منظور از سیستم، مجموعه‌ای از اجزاء و عناصر مختلف هستند که هر یک دارای نقش و کارکردی در سیستم می باشند و همه آنها در ارتباط با یکدیگر برای رسیدن به هدف خاصی در تلاش هستند. برای درک مفهوم سیستم می توان «ساعت» را مثال زد. ساعت یک سیستم است، چون از اجزای مختلفی چون چرخ دنده ها، تسمه، باتری، عقربه و... تشکیل شده است و هر کدام از آنها، کارکرد و نقشی خاص را بر عهده دارد. همه آنها در ارتباط با یکدیگر کار می کنند؛ چنانکه تا باتری نباشد، چرخ دنده کار نمی کند، تا چرخ دنده کار نکند، عقربه به حرکت درنمی آید و تا عقربه حرکت نکند، اجزاء ساعت نمی توانند به هدف خود یعنی نشان دادن «زمان» نایل شوند.

 

 با توجه به مطالب فوق، جامعه انسانی نیز یک سیستم است و در آن هر فردی همچون یکی از اجزاء سیستم در جایگاهی، موقعیتی و شغلی خاص، وظایف و کارکردهای خاصی را برعهده دارد. وظایف و کارکردهای خاص هر فرد در رابطه با وظایف و کارکردهای خاص افراد دیگر مشخص و تعیین می شود. به این معنی که افراد در رابطه با یکدیگر، حق و وظیفه شان معلوم می شود. بنابراین ما چه بخواهیم و چه نخواهیم افراد دیگر به سبب قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی دیگر بر موقعیت، وظایف و حقوق ما تاثیر می گذارند.  بنابراین رسیدن ما به اهداف مان شدیدا با موقعیت ها، وظایف و حقوق دیگر افراد در ارتباط است.

 

ثانیا انسانها در جامعه، موقعیتهای خاصی را اشغال می کنند که این موقعیتها هم اکتسابی و هم انتسابی است. به زبان ساده‌‌تر این موقعیتها هم در سایه تلاش و اراده انسانها به دست می آیند و هم بدون تلاش و اراده انسانها، از قبل برای شان تعیین و تقسیم شده است. بنابراین موقعیتها هر چقدر اکتسابی بوده و در سایه تلاش و کوشش به دست می آیند، به همان میزان نیز امری انتسابی و از قبل تعیین شده اند. جالب اینکه برخلاف تصور ما، بسیاری از موقعیتها، انتسابی بوده و از قبل برای ما تعیین شده اند. مثل ویژگی‌های جسمی( قد، وزن و...) ویژگی های عاطفی (تندمزاجی، اعتدال و...) فرزند چندم خانواده بودن، دختر یا پسر بودن، در چه خانواده ای بزرگ شدن، در چه کشور یا جامعه ای متولد شدن و ... چنانکه ملاحظه می شود این ویژگی‌ها از قبل برای ما تعیین شده اند، بدون اینکه ما در تعیین آنها نقشی داشته باشیم. پس بهره گیری ما از ویژگیهای انتسابی جزو تقدیرات و قسمتهای ما از هستی است، بدون اینکه ما آنها را انتخاب کرده باشیم.

 

 ثالثا حتی آن اموری که به تلاش و کوشش انسانها بستگی داشته و به عبارتی اموری اکتسابی هستند، تماما دست ما انسان‌ها نیست. برای مثال برخی از دانشمندان هسته‌‌ای در ایران زحمت بسیار کشیدند و به مدارج عالی دانش هسته‌ای پیدا کردند؛ اصولا این دانشمندان باید از بهترین پاداشهای مادی و معنوی برخوردار می شدند. در حالی که تقدیر و قسمت شان به گونه ای دیگر رقم خورد و مساله هسته‌ای ایران با غرب موجب شد که برخی از آنان ترور شده، جان شان را از دست دهند. به عبارتی چنین آینده ناخوشایندی برای این دانشمندان قابل پیش بینی نبود، در حالی که چنین تقدیری و قسمتی برای آنان رقم زده شد.

 

نتیجه اینکه بسیاری از موقعیت ها و ویژگی‌های از قبل برای ما انسانها تقسیم و تقدیر شده، بدون اینکه ما در تعیین آنها سهمی داشته باشیم. همچنین موقعیت ها و ویژگی‌هایی که ما آنها را با تلاش و کوشش و اراده خود به دست می آوریم، شاید به نتیجه ای غیرقابل پیش بینی منجر شود که ما هرگز تصور آن را نمی کردیم.  چرا که نتیجه موفقیت آمیز و یا ناموفقیت آمیز به همان میزان که در دست ماست به همان میزان نیز در دست ما نبوده و به احتمالات مختلف و یا به تعبیر دیگر به تقسیمات اجتماعی وابسته است.

کتاب نحوه تحلیل مسائل اجتماعی

چکیده کتاب نحوه تحلیل مسائل اجتماعی

نوشته : رحیم زایرکعبه-دکترای جامعه شناسی، سال چاپ 1399، محل نشر تبریز، نشر تام آی.

 

هر جامعه‌ای با مسایل اجتماعی مختلفی روبرو می‌شود که پیامدهای منفی زیادی را به همراه آورده و گاه به بحران تبدیل می‌شوند. بنابراین حل و رفع مسایل اجتماعی، امری مهم و ضروری است. اما لازمه حل مسایل اجتماعی به شناخت و تحلیل درست آنها بستگی دارد. بر این اساس، کتاب حاضر به جای توصیف صرف مسایل اجتماعی سعی دارد نحوه تحلیل مسایل اجتماعی را به عنوان یک مهارت که حاوی پیش‌فرض‌ها، رویکردها و روش‌هاست، آموزش دهد. با این اوصاف کتاب حاضر در پنج فصل تدوین شده که در واقع بیانگر سه مرحله عمده در بررسی مسایل اجتماعی یعنی مراحل توصیف، تحلیل و راه‌حل می‌باشد. در فصل اول، تعریف مسئله اجتماعی مورد بحث قرار گرفته­ است. در فصل دوم، پیش‌فرض‌های بنیادی تحلیل مسایل اجتماعی یعنی پیش‌فرض‌های انسان‌‌شناختی و معرفت‌شناختی بحث شده‌اند. در فصل سوم به مقدمات تحلیل مسایل اجتماعی پرداخته شده است. در فصل چهارم، روشهای تحلیل مسایل اجتماعی و در فصل پنجم، راه‌حل مسایل اجتماعی از دیدگاه دولت‌ها و علم جامعه‌شناسی مورد بحث قرار گرفته‌اند.

فصل آخر کتاب آگاهی اجتماعی نوشته رحیم زایرکعبه

pdf کتاب آگاهی اجتماعی (فصل آخر) نوشته رحیم زایرکعبه

چکیده کتاب آگاهی اجتماعی

نوشته : رحیم زایرکعبه-دکترای جامعه شناسی، سال چاپ 1398، محل نشر تبریز، نشر تام آی.

 

در کتاب حاضر، آگاهی اجتماعی به شیوه مطالعه اسنادی و با استفاده از روشهای فازی، مقایسه‌ای و دیالکتیکی انجام گرفت. چارچوب نظری حاکم بر آن، جامعه‌شناسی مردم‌مدار و مدل تحلیلی آن، مدل سیستمی بود که در پی بررسی تاثیر آگاهی اجتماعی در ایجاد یک زندگی اجتماعی بهتر است. در این اثر، پنج سوال اساسی به شرح زیر مطرح شد:

1. آگاهی اجتماعی چیست و از چه ماهیتی برخوردار است؟ در پاسخ به این سوال، اشتراکات معنایی بین آگاهی اجتماعی با مفاهیم «نگرش» و «افکار عمومی» بیان ‌گردید. سپس آگاهی اجتماعی، تعریف شده و قرابت معنایی آن با مفهوم «بینش جامعه‌شناختی» روشن ‌شد.

2. کیفیت و کمیت آگاهی اجتماعی در یک جامعه با کدام شاخص‌ها سنجیده می شود؟ در پاسخ، شاخص‌هایی در دو سطح فردی و اجتماعی معرفی شد. در سطح فردی، شاخص‌های کنش‌های عقلانی و پایگاه اقتصادی-اجتماعی و در سطح اجتماعی نیز دو شاخص‌ رسانه‌های مستقل و تعامل با جهان مطرح ‌شد.

3. انواع آگاهی اجتماعی کدامند؟ در پاسخ، آگاهی اجتماعی از دو جنبه سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. در جنبه سیاسی، آگاهی اجتماعی بر حسب دو رویکرد مدرنیستی و پست‌مدرنیستی مورد بحث و مقایسه قرار گرفت. در رویکرد مدرنیستی، آگاهی اجتماعی به آگاهی ایدئولوژیک و آگاهی راستین (آگاهی رهایی‌بخش و آگاهی شكوفايي‌بخش) تقسیم ‌گردید. در رویکرد پست‌مدرنیستی نیز آگاهی اجتماعی، امری گفتمانی، نسبی و متکثر فرض شد. آگاهی اجتماعی در جنبه اجتماعی نیز به آگاهی عملی و آگاهی استدلالی تقسیم ‌گردید.

4. کدام عوامل بر تقویت یا تضعیف آگاهی اجتماعی موثرند؟ در پاسخ به این سوال از چهار عامل نخبگان و روشنفکران، رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی، فشار ساختاری (تضادها و روندهاي اجتماعي) و در نهایت نوع نظام سیاسی یاد ‌شد که در تقویت یا تضعیف آگاهی اجتماعی موثر بودند.

5. پیامدهای آگاهی اجتماعی کدامند؟ در پاسخ، پیامدهای آگاهی اجتماعی از جنبه‌های مختلف، مورد بحث قرار گرفت. چنانکه به لحاظ محتوایی به پیامدهای مثبت و منفی؛ به لحاظ سطح تاثیرگذاری به پیامدهایی در سطوح فردی و اجتماعی؛ به لحاظ وجودی به پیامدهای ذهنی و عینی؛ به لحاظ پیش‌بینی به پیامدهای پیش‌بینی‌پذیر و پیش‌بینی‌نا‌پذیر و به لحاظ زمانی به پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت تقسیم ‌گردید.

کتاب آگاهی اجتماعی

 

محل نشر: تبریز  زمان نشر: بهمن 1398  تعداد صفحه: 200 صفحه

فلسفه آموزش جامعه‌شناسی

رحیم زایرکعبه- دکترای جامعه شناسی

فصلنامۀ علمی تخصصی پژوهش در آموزش مطالعات اجتماعی دانشگاه فرهنگیان

دورۀ اول، شماره اول، پاییز 1398

چکیده

سوال اساسی مقاله حاضر این است که: فلسفه آموزش علم جامعه‌شناسی چیست؟ برای جواب به سوال مذکور در دو بخش به ارایه استدلال پرداخته شد. ابتدا فلسفه پیدایش علم جامعه‌شناسی در دویست سال قبل در اروپا ناشی از یک سری ضرورت‌های اجتماعی و فکری دانسته شد. دوم به فلسفه آموزش جامعه‌شناسی بر اساس سه هدف علم یعنی توصیف، تبیین و پیش‌بینی پرداخته شد. به این صورت که در حوزه توصیفی، علم جامعه‌شناسی می‌تواند توصیف‌های دقیقی از وضعیت موجود جامعه ارایه داده، مسایل اجتماعی را برای سیاستگذاران مشخص سازد. در حوزه تبیینی نیز نه تنها علل پدیده‌های اجتماعی بلکه معانی رفتارهای اجتماعی را مشخص نموده، ما را در یافتن راه‌حل‌ها کمک می‌کند. از طریق تبیین، بینش جامعه‌شناختی برای افراد حاصل می‌شود. از طریق تبیین از سوگیریهای ذهنی آگاه می‌شویم. در نهایت با تبیین انتقادی و رسیدن به ریشه‌های حقیقی امور، بدیهی‌ترین امور جامعه مورد پرسش واقع می‌شوند. در حوزه پیش‌بینی نیز قادر است در مورد وضعیت آتی پدیده‌های اجتماعی برآوردهایی نموده، از این طریق سیاستگذاران را به برنامه‌ریزی اجتماعی وادارد. در نهایت، نتایجی درباره فلسفه آموزش جامعه‌شناسی به دست آمد و این راهکار اساسی مطرح گردید که آموزش جامعه‌شناسی زمانی اهمیت می‌یابد که از سوی جامعه و دولت مورد تقاضا قرار گیرد.

کلمات کلیدی: آموزش، جامعه‌شناسی، توصیف، تبیین، پیش‌بینی.

اصل مقاله در:

http://alborzmag.cfu.ac.ir/

 
  BLOGFA.COM